الفبا:شعر

هنرزندگی

|
شما چه رنگی هستید
(بیست و پنجم دی 1386 ساعت 10:08 قبل از ظهر) | ||
|
این یك روانشناسی رنگ است كه به نظرم جالب بود خواستم شما دوستان گلم هم اون رو امتحان كنید دوست دارم اگر قابل بدونید نظرات خودتون رو برام بفرستید. هر نامی یک رنگی دارد رنگ های هماهنگ با عددها و حرف ها: قرمز: 1 ش.س.ج.الف نارنجی: 2 ت.ث.ک.ب زرد: 3 ی.ل.ص.ض سبز: 4 و.م.د.ژ آبی: 5 چ.ن.ط.ظ نیلی: 6 ح.خ.ف بنفش: 7 ع.پ.غ صورتی: 8 ز.ق.هـ طلایی: 9 ر.ذ.گ نــمــونــه: مصطفی سعیدی رشک علیا م 4 ص 3 ط 5 ف 6 ی 3 س 1 ع 7 ی 3 د 4 ی 3 ر 9 ش 1 ک 2 ع 7 ل 3 ی 3 ا 1 سپس این اعداد را با هم جمع می زنیم: 4+3+5+6+3+1+7+3+4+3+9+1+2+7+3+3+1 = 65 6+5 = 11 1+1 = 2 عدد 2، برابر با رنگ نارنجی است پس من ویژگی های رنگ نارنجی را دارم ســبــز مهم است که برای خودتان برنامه ی روزانه داشته باشید. کم پیش می آید زندگی شما آشفته و بی هدف باشد. دیگران برای گرفتن راهنمایی پیش شما می آیند. برای گسترده تر ساختن دانش خود هرگز از آموختن باز نخواهید ماند. ارج نهادن به آیین گذشته برایتان با ارزش است نــارنــجــی شوخ طبعی ویژه ای را که به ارث برده اید سبب شده است که دوست داشتنی باشید. نشاط شما آرزوی قلبی خیلی هاست. شخصیتی دوست داشتنی دارید. گاهی درباره ی هر چیزی بیش از اندازه زیاده روی می کنید بنابراین تلاش کنید که دیگران رویتان اثر نگذارند. با کاری که می کنیدشاید نتوانید دیگران را خوشحال سازید مگر این که دست از تقلید بردارید و آنچه را که در درونتان می جوشد بیرون کنید بــنــفــش دوستدار کندوکاو و جستجو در هر پدیده هستید. هیچ رویدادی را به راحتی نمی پذیرید مگر این که خودتان آن را تجربه کرده باشید. در حل گرفتاری های خود راه حل را در درون خود بجویید. دوستدار تنهایی هستید و هماهنگ شدن و یا کنار آمدن با دیگران یکی از گرفتاری های بزرگ زندگی شما است آبــی دیگران شما را شخصیتی رک و بی آلایش می دانند و به همین سبب برایشان دوست داشتنی هستید. آزادی برایتان ارزشمند است و هرگز نمی توانید در جایی کار کنید که به شما فشار می آورند و یا زیر نظر هستید. زندگی با همه ی سختی ها و گرفتاری هایش برایتان خوشایند است. روحیه ی سرکشتان نمی گذارد که در یک جا پایبند شوید و می خواهید در میان مردم نیز نامی شوید. در هر جایی که قدم بگذارید با هوش خود خواهید توانست آرامش را در آنجا برقرار کنید قــرمــز خودخواه هستید و برای رسیدن به هدفهایتان دیگران را له می کنید. در اوج شادی با کوچکترین بهانه ای اخم هایتان در هم می رود و در لاک خود فرو می روید. گاهی نیز به سرعت شکیباییتان را از دست می دهید و به دیگران زور می گویید صــورتــی دارای قدرت جسمی بالایی هستید. به خاطر اراده ی بالایی که دارید می توانید رویاهایتان را به راحتی به واقعیت تبدیل کنید. مهر به دیگران در شما آن چنان بالاست که دیگران برایتان با ارزشمندتر از خودتان هستند. برای رسیدن به هدف هایتان سلامتی خودتان را نیز به فراموشی خواهید سپرد طــلــایــی در هر چیزی تنها میزان بالای آن می تواند شما را خوشنود کند رفتار و سخنتان چنان زیبایی ای در خود دارد که کم پیش می آید کسی شما را خوب بشناسد. کم پیش می آید که چهره ی افسرده ای به خود بگیرید چون که به هر چیزی با خوش بینی نگاه می کنید. در هر کار گروهی پیروز سر افراز هستید نــیــلــی زندگی شما همانند زندگی انسان های عارف است و مردمی که با آن ها سر و کار دارید نزد شماگناهشان را بازگو می کنند. دیگران را دوست دارید و از حس ششم خوبی نیز برخوردار هستید و این چنین از گرفتاری های مردم آگاه می شوید. بسیار با قدرت و سخاوتمند هستید. دادخواه هستید و با کوچکترین بیدادی دیگران آزرده می شوید. بیشتر افرادی که سوی شما می آیند گرفتار هستند و برای دریافت کمک به شما روی می آورند
زرد تیز هوش و خوش بین هستید. هرگز در گفتن آن چه که می خواهید بر زبان بیاورید کم نخواهید آورد. به خاطر زنده دلی همیشه دور و برتان پر از دوستان خواهد بود. با اینکه روحیه ی شادی دارید اما هرگز شادمان نخواهید بود مگر این که شادی هایتان را با دیگران تقسیم کنید ///////////////// شما چه رنگی هستید
پنج تا ستاره خوشگل هدیه شما به خانه دل ماست
منتظر حضور سبزتان بر صفحه قلبمان هستیم بر دیدگان ما منت می گذارید
کوچک شما طیبه به امید یک هوای تازه تر
راستی هفته نامه غروب غم یادتون نره منتظر قدم رنجه و اظهار نظرهای سازنده شما هستیم .
| ||

دانلود آلبوم به صورت یکجا در یک فایل زیپ شده
|
نام فایل |
کیفیت |
رپید شیر |
مگا آپلود |
لینک مستقیم |
|
حبیب - ایران بانو |
192Kb |
|||
|
حبیب - ایران بانو |
128Kb |
فرمت : Mp3 / کیفیت : 192Kbps

فرمت : Mp3 / کیفیت : 128Kbps
فرمت : Wma / کیفیت : 64Kbps
Mp3
عیدی (با همراهی محمد)
عزیز جونم (با همراهی محمد)
Ogg
عیدی (با همراهی محمد)
عزیز جونم (با همراهی محمد)

دریافت مداحی

دریافت فایل تصویری
آهنگ جدید و بسیار زیبای رضایا بهمراهی دختر رپر کیانا بنام واسیه بودنه با تو


ای دل ازت خسته شدم
تو هم با این عاشقیات
بس کن دیگه تمومش کن
چقد بلا سرت بیاد
من که گناهی ندارم
من و یه عشقه سینه سوز
دل گفتم عاشقی نکن
گوش نکردی حالا بسوز
تو هم یکی مثله همه
نه خیلی بدتر از همه
منو به آتیش کشیدی
اخه گلم این حقه منه
الهی خوش باشی گلم
پیش هرکی خوشی برو
منم میرم تو خلوتم
چه تنهایی دلم برو
نمی تونی ازم بخوای
تورو دوس نداشته باشم
اگه تو نمی خوای برو
عمرا کاری داشته باشم
اون روز که پیدا کردمت
گفتم اخیش چه با وفاس
اما حالا حتی دیگه
جواب حرفام با خداس
ای دلم عاشقی نکن
کار تو عاشقی نیس
کار تو یه حسرته
تو قلبش واسه تو جایی نیس
بمیرم من برات دلم
میدونم که سخته برات
ولی بازم طاقت بیار چرا میلرزه صدات
نمی تونی ازم بخوای
تورو دوس نداشته باشم
اگه تو نمی خوای برو
عمرا کاری داشته باشم
تو دل تو زیادیه جای برای اینو اون
هر کسی از راه میرسه جا میگیره تو دل تو
انگار که دیگه این وسط فقط من زیادیم
میخوای که بس کنم باشه فهمیدم که زیادیم
اون روز که پیدا کردمت
گفتم اخیش چه با وفاس
اما حالا حتی دیگه
جواب حرفام با خداس
---------------------------------------------------------------------------
آلبوم جدید و بسیار زیبای آرش یوسفیان به نام نامرد
این آلبومو از دست ندین
Mp3
ظالم (ورژن 2)
ریمیکس (دیجی علی افشار)
Ogg
ظالم (ورژن 2)
ریمیکس (دیجی علی افشار)
-------------------------------------------------------------------------------------------
Mp3 128
Ogg 56
فرمت : MP3 / کیفیت : 128 KBps
فرمت : WMA / کیفیت : 64 KBps
------------------------------------------------------------------------------
باید دیوونگی هامو ببخشی
نگاه سرده چشمامو ببخشی
میدونم گاهی حرفام خیلی تلخه
بگو می تونی حرفامو ببخشی
باید گاهی تو چشمام خیره شی تا
ببینی تا چه حد غمگین وخستم
نمیدونم دخیل دلخوشیمو
به چشمای کدوم آیینه بستم
یه دنیا خاطره تو کوله بارم
منو از زندگی مایوس کرده
شبای بی چراغ زندگیمو
پر از تنهایی و کابوس کرده
تو نور روشن روزای بعدی
همون روزایی که ایینه وارن
همون روزای خوش رنگ دل انگیز
که تو آغوششون پروانه دارن
تو میتونی منو آشتی بدی با
شبای روشن ستاره بازی
تو میتونی کنار من بمونی
تو میتونی منو از نو بسازی
تو میتونی با یه لبخند شیرین
بدی های منو آسون ببخشی
می تونی به کویره خشکه قلبم
تو به آهستگی بارون ببخشی
باید دیوونگی هامو ببخشی
نگاه سرده چشمامو ببخشی
میدونم گاهی حرفام خیلی تلخه
بگو می تونی حرفامو ببخشی
باید گاهی تو چشمام خیره شی تا
ببینی تا چه حد غمگین وخستم
نمیدونم دخیل دلخوشیمو
به چشمای کدوم آیینه بستم
-------------------------------------------------------------
Mp3
mp3
خیلی وقته اینجا پرسه می زنم 
جای رد پاتو من ، نیستی و بوسه می زنم
اگه حتی تو جوابمو ندی
من بازم با عکس تو حرف میزنم
تسلیت قلب صبورم
دیگه اون دوست نداره
سهم اون یه عشق تازه
سهم تو طناب داره
بسته اشکاتو نگه دار
غم تو یکی دو تا نیس
پا نزار روی غرورت
جای اون به زیره پا نیس
------------------------------------------------------
آهنگ جدید و فوق العاده زیبای مجید خراطها به نام تسلیت قلب صبورم
Mp3 128
Mp3 192
از آمدنم نبود گردون را سود
وز رفتن من جاه و جلالش نفزود
وز هیچ کسی نیز دو گوشم نشنود
کاین امدن و رفتنم از بهر چه بود!
آنان که محیط فضل و آداب شدند
در جمع کمال شمع اصحاب شدند
ره زین شب تاریک نبردند بیرون
گفتند فسانه ای و در خواب شدند
ای کاش که جای ارمیدن بودی
یا این ره دور را رسیدن بودی
کاش از پی صد هزار سال از دل خاک
چون سبزه امید بر دمیدن بودی
نیکی و بدی که در نهاد بشر است
شادی و غمی که در قضا و قدر است
با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل
چرخ هزار بار از تو بیچاره تر است
حاضر جوابی فرهاد:
درآوردنش از در چون یکی کوه
دل و جانی به زیر کوه اندوه
مَـلِـک فـرمود تـا بـنواخــتـنـدش
به هر گامی نثاری ساختندش
به هر نکته که خسرو ساز می داد
جوابی هم به نکته باز می داد
نخستین بار گفتش کز کجایی؟
بـگفــت از دارِ مُلـک آشـنـایــی
بگفت آنجا ز صنعت در چه کوشند؟
بگفت انده خرند و جان فروشند
بگفتا جان فروشی در ادب نیست
بگفت از عشق بازان این عجب نیست
بگفت از دل شدی عاشق بدین سان؟
بگفت از دل تو می گویی من از جان
بگفتا عشق شیرین بر تو چون است؟
بگفت از جان شیرین آن فزون است
بگفتا دل ز مهرش کی کنی پاک؟
بگفت آنگه که باشم خفته در خاک
بگفتا گر خرامی در سر ایش
بگفتا اندازم این سر زیر پایش
بگفتا رو صبوری کن در این درد
بگفت از جان صبوری چون توان کرد؟
بگفت او آن من شد زو مکن یاد
بگفت این کی کند بیچاره فرهاد
چو عاجز گشت خسرو در جوابش
نیامد بیش پرسیدن صوابش
به یاران گفت کز خاکی و آبی
ندیدم کس بدین حاضر جوابی
آن قصه شنیدید که در باغ یکی روز
از جور تبر زار بنالید سپیدار
کز من نه دگر بیخ و بنی ماند و نه شاخی
از تیشه هیزم شکن و اره نجار
این با که توان گفت که در عین بلندی
دست قدرم کرد به ناگاه نگونسار
گفتش تبر اهسته، که جرم تو همین بس
کاین موسم حاصل بود و نیست تو را بار
تا شام نیفتاد صدای تبر از گوش
شد توده در آن باغ سحر هیمه بسیار
دهقان چو تنور خود از ان هیمه بر افروخت
بگریست سپیدار و چنین گفت دگر بار:
آوخ که شدم هیزم و آتشگر گیتی
اندام مرا سوخت چنین ز آتش ادبار
از سوختن خویش همی زارم و گریم
آن را که بسوزند چو من گریه کند زار
خندید بر او شعله که از دست که نالی
ناچیزی تو کرد بدینگونه تو را خوار
آن شاخ که سر برکشد و میوه نیارد
فرجام به جز سوختنش نیست سزاوار
امروز سرافرازی دی را هنری نیست
می باید از امسال سخن راند نه از پار
امروز صبح که از خواب بیدار شدی، نگاهت می کردم؛
و امیدوار بودم که با من حرف بزنی، حتی برای چند کلمه،
نظرم را بپرسی یا برای اتفاق خوبی که دیروز در زندگی ات افتاد،از من تشکر کنی.
اما متوجه شدم که خیلی مشغولی، مشغول انتخاب لباسی که می خواستی بپوشی.
وقتی داشتی این طرف و آن طرف می دویدی تا حاضر شوی
فکر می کردم چند دقیقه ای وقت داری که بایستی و به من بگویی: سلام؛
اما تو خیلی مشغول بودی.
یک بار مجبور شدی منتظر بشوی و برای مدت یک ربع کاری نداشتی
جز آنکه روی یک صندلی بنشینی.
بعد دیدمت که از جا پریدی. خیال کردم می خواهی با من صحبت کنی ؛
اما به طرف تلفن دویدی
و در عوض به دوستت تلفن کردی تا از آخرین شایعات با خبر شوی.
تمام روز با صبوری منتظر بودم.
با اونهمه کارهای مختلف گمان می کنم که اصلاً وقت نداشتی با من حرف بزنی.
متوجه شدم قبل از نهار هی دور و برت را نگاه می کنی ،
شاید چون خجالت می کشیدی که با من حرف بزنی ،
سرت را به سوی من خم نکردی.
تو به خانه رفتی و به نظر می رسید که هنوز خیلی کارها برای انجام دادن داری.
بعد از انجام دادن چند کار، تلویزیون را روشن کردی.
نمی دانم تلویزیون را دوست داری یا نه؟
در آن چیزهای زیادی نشان می دهند و تو هر روز مدت زیادی از روزت را جلوی آن می گذرانی؛
در حالی که درباره هیچ چیز فکر نمی کنی و فقط از برنامه هایش لذت می بری...
باز هم صبورانه انتظارت را کشیدم
و تو در حالی که تلویزیون را نگاه می کردی، شام خوردی؛
و باز هم با من صحبت نکردی. موقع خواب...،فکر می کنم خیلی خسته بودی.
بعد از آن که به اعضای خونوادت شب به خیر گفتی ، به رختخواب رفتی
و فوراً به خواب رفتی .
..... اشکالی ندارد.
احتمالاً متوجه نشدی که من همیشه در کنارت و برای کمک به تو آماده ام.
من صبورم،بیش از آنچه تو فکرش را می کنی.
حتی دلم می خواهد یادت بدهم که تو چطور با دیگران صبور باشی.
من آنقدر دوستت دارم که هر روز منتظرت هستم.
منتظر یک سر تکان دادن، دعا، فکر، یا گوشه ای از قلبت که متشکر باشد.
خیلی سخت است که یک مکالمه یک طرفه داشته باشی.
خوب،من باز هم منتظرت هستم؛
سراسر پر از عشق تو...
به امید آنکه شاید امروز کمی هم به من وقت بدهی.
آیا وقت داری که این را برای فرد دیگری هم بفرستی؟
اگر نه، عیبی ندارد، می فهمم و هنوز هم دوستت دارم. روز خوبی داشته باشی...
به امید یك هوای تازه تر
ستاره نقطه چین شد ، رسید قصه به آخر
دیگه ازت بریدم ، ندارمت من باور
راحت شدی بازیگر ، ببین شدم دیوونه
برای زنده بودن تو بودی تک بهو نه
بعده یکسال و ده ماه ، می گی همش بود با زی 
تو که د یدی برید م ، چه طور د لت شد را ضی 
حالا که داری می ری خاطره ها تم ببر
بالاتو باز کن عزیز ، از روی نعشم بپر
فکر نکنی گریه هام ، واسه اینه که نیستی
فکرنکنی مهمه ، که روم چشا تو بستی
اشکام واسه اینه که ازت خوردم یه دستی
دارم می میرم عزیز . بد جور منو شکستی
نه ، فکر نکن واسه تو دارم فدا می شم من
از کینه ی حرف تو داره می سوزه ا ین تن
تو لایقم نبودی همه ا ینو می دونن
یه عمره تو گوش من ا ز رفتنت می خونن
به همشون می گفتم که حرفا شون فریبه
خنجر ا ز آ شنا خوردم ، اونا بودن غریبه
نکنه یا دت رفته ، تنها تو آ شنا می
آخه خودت می گفتی تا آخرش باهامی
از تو خیا لم برو چشا م دوست ند ا رن
به خا طرا تت بگو برن تنها م بذ ا رن
بسته دیگه داغونم ، آره، با زی رو بردی
من همه چیزو باختم ، تو یا د من تو مردی
بذا ر تو تنهایی هام ، بسوزم و بسازم
تقصیره سا د گیمه ، حقمه که ببا زم
از یه آ د م مغرور ساختی یه دل شکسته
همه چیزمو بردی ، با زی تمومه ، بسته
همیشه با افتخار می گفتم از عشق تو
اما امروز سر به زیر بهت می گم که برو
دیگه چی می خوای ا زم ، بیا ببین داغونم
خرا به شد قصر من ، بیا ببین ویرونم
همینو می خواستی تو ، بیفتم به التماس
این بود حق عشق من ، هستی خیلی ناسپاس
دووم بیارم چی رو ، حرفای تلخ تورو ؟
می خوای بگم قسمته ، خوشبخت بشی و برو
نه بی وفا دیگه نه ، خد ا بیا ره سرت
یه گرگ بی چشم و رو بشکنه بال و پرت
تقا ص حرف تو رو خد ا ا زت بگیره
نا بود کردی وجودم دلم دارم می میره
تو عشقمو می خواستی بیا ببین چه خستس
جون تو تنش نمونده ، چشاش رو دنیا بستس
آی آ دما ی د نیا تا کی کنم صبوری؟؟
دنیای بی رحمتون ، نذاشت راه عبوری
آهای خدا می بینی بند ت باهام چه کرده
آخه خد ا چرا من ، ا لهی بر نگرده
خدا بگو من با کی بد کرده بودم ا ین جور
تقا ص گرفتی ا زم تو خیلی سخت و نا جور
خد ا خلا صم بکن با ور بکن برید م
تو د نیا ی آد ما ، به جز بدی ند ید م
گفتی جهنم تو یه جای دورازاین جاس
خدا دارم می سوزم ، جهنمت همین جاس
خدا ا نگاری می خوا ی با زم بد ی تو بازی
انگار به هق هق من دل تو شده راضی
د یگه دارم می میرم . بدجور اسیر آهم
خدا ی آسمونا ببخش تو ا ین گنا هم
فرشته بیكار
مردی خواب عجیبی دید
او در عالم رویا دید كه نزد فرشتگان رفته و به كارهای آنها نگاه می كند
هنگام ورود ، دسته بزرگی از فرشتگان را دید كه سخت مشغول كارند و تند تند نامه هایی را كه توسط پیك ها از زمین می رسند ، باز می كنند و آنها را داخل جعبه هایی می گذارند
« مرد از فرشته ای پرسید : « شما دارید چكار می كنید ؟
« فرشته در حالیكه داشت نامه ای را باز می كرد ، جواب داد : « اینجا بخش دریافت است ، ما دعا ها و تقاضاهای مردم زمین را كه توسط فرشتگان به ملكوت می رسد به خداوند تحویل می دهیم
مرد كمی جلوتر رفت . باز دسته بزرگ دیگری از فرشتگان را دید كه كاغذهایی را داخل پاكت می گذارند و آنها را توسط پیك هایی به زمین می فرستند
« مرد پرسید : « شماها چكار می كنید ؟
یكی از فرشتگان با عجله گفت : « اینجا بخش ارسال است ، ما الطاف و رحمات خداوند را توسط فرشتگان به بندگان زمین می فرستیم
مرد كمی جلوتر رفت و یك فرشته را دید كه بیكار نشسته
« مرد با تعجب از فرشته پرسید : « شما اینجا چكار می كنی و چرا بیكار ی ؟
فرشته جواب داد : « اینجا بخش تصدیق جواب است . مردمی كه دعاهایشان مستجاب شده ، باید جواب تصدیق دعا بفرستند
« ولی تنها عده بسیار كمی جواب می دهند
« مرد از فرشته پرسید : « مردم چگونه می توانند جواب تصدیق دعاهایشان را بفرستند ؟
« ! فرشته پاسخ داد : « بسیار ساده است ، فقط كافیست بگویند : خدایا متشكریم
خانه دل ماست
|
عکس از گفتگوی ادیان
(بیست و هفتم آذر 1386 ساعت 12:38 بعد از ظهر)
گفتگو ! گفتگو! حتی .... | |
|
این هم یكی از دل نوشته هام تقدیم به تمامی گلهای قشنگم در غروب غم د
(دهم دی 1386 ساعت 14:00 بعد از ظهر) مترسك در میان تند باد در هجوم مرغكان تیز بال تن پوشالیش در لرزه گشت روحش اسیر دست دیگریست او ز خود دستی ندارد تا كه آنرا مشت سازد بر دهان هر چه زارع تا بدانند كه او سوزد ، او سازد تا كه گندمزاری از مرگ و گذار زار او روید بر سراسر دشت تن تا از حیات زار او در و گوهر نصیب دستهای زارعی گردد كه او را اسیری نه برای خود بل برای عایدش كرده او همان مرد میان تند باد مترسك خرمن ما و شماست
آرزو می كنم هیچ وقت تو زندگی هاتون نه مترسك باشید و نه كسی رو مترسك زندگی خودتون قرار بدید. یا حق به امید یك هوای تازه تر كوچیك شما طیبه
| |
|
(یازدهم دی 1386 ساعت 08:16 قبل از ظهر) | |
|
خبر خبر خبرررر
سلام به همه همه دوستای گل امیدوارم كه خوب باشید خواستم هم یه خبر بدم هم سال نو رو تبریك بگم خواستم بگم سال نو مبار ك سال خوبی داشته باشید اما خبر : خبر اینكه با كمك دوستای عزیز داریم یه هفته نامه علمی فرهنگی اجتماعی راه می اندازیم گفتم بهت بگم یادت نره شركت كنی و كمكمون كنی مثل همیشه اینم ادرسشه تو هر قسمتی كه تونستی كمكمون كنی بیا تو این بحث اعلام كن: منتظریم
زندگی زیباست عشق رویاست محبت تنهاست دوستی از همه والاست از آن زمانی که هنر دوستی را فهمیدم فقط تو را می بینم که تکه گاهی از محبت هستیم و من در این میان
چون پرندگان آشیان گم کرده در جستوجوی پناهگاه مطمئن تو را یافتم دوری ات را نمی توان تحمل کرد ولی چه توان کرد که رسم روزگار چنین است...!
عشق یعنی معنی دیوانگی عشق یعنی ظلمت و آوارگی عشق یعنی سوختن پروانه ها : عشق یعنی راه های نا کجاعشق فرمان دل است و سوز جان : عشق یعنی آن نگاه عاشقانعشق یعنی عشق فرهاد و دلش عشق یعنی آرزوی مانده اش عشق یعنی عشق مجنون با جنون عشق یعنی عشق لبلی تا کنون عشق یعنی عاشقی تا پای مرگ عشق یعنی رویت معشوق مرگ
عشق یعنی غصه و دلواپسی عشق یعنی بی کسی در بی کسی عشق یعنی از بدی عاری شدن اشک از چشم دلت جاری شدن عشق یعنی روزو شب در جستجو عشق یعنی با مرادت گفتگو عشق یعنی نفس خود را هی کنی راه دشوار جنون را طی کنی عشق یعنی سر فدای راه دوست عشق یعنی هر چه داری مال اوست
| |
به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری فارس، مهرشاد كمیزی متولد 31 اردیبهشت 86 است كه با 20 كیلوگرم وزن در سلامت كامل به سر میبرد
|
خبر خبر خبرررر
(یازدهم دی 1386 ساعت 08:16 قبل از ظهر) | ||
|
سلام به همه همه دوستای گل امیدوارم كه خوب باشید خواستم هم یه خبر بدم هم سال نو رو تبریك بگم خواستم بگم سال نو مبار ك سال خوبی داشته باشید اما خبر : خبر اینكه با كمك دوستای عزیز داریم یه هفته نامه علمی فرهنگی اجتماعی راه می اندازیم گفتم بهت بگم یادت نره شركت كنی و كمكمون كنی مثل همیشه اینم ادرسشه تو هر قسمتی كه تونستی كمكمون كنی بیا تو این بحث اعلام كن: منتظریم
زندگی زیباست عشق رویاست محبت تنهاست دوستی از همه والاست از آن زمانی که هنر دوستی را فهمیدم فقط تو را می بینم که تکه گاهی از محبت هستیم و من در این میان
چون پرندگان آشیان گم کرده در جستوجوی پناهگاه مطمئن تو را یافتم دوری ات را نمی توان تحمل کرد ولی چه توان کرد که رسم روزگار چنین است...!
عشق یعنی معنی دیوانگی عشق یعنی ظلمت و آوارگی عشق یعنی سوختن پروانه ها : عشق یعنی راه های نا کجاعشق فرمان دل است و سوز جان : عشق یعنی آن نگاه عاشقانعشق یعنی عشق فرهاد و دلش عشق یعنی آرزوی مانده اش عشق یعنی عشق مجنون با جنون عشق یعنی عشق لبلی تا کنون عشق یعنی عاشقی تا پای مرگ عشق یعنی رویت معشوق مرگ
عشق یعنی غصه و دلواپسی عشق یعنی بی کسی در بی کسی عشق یعنی از بدی عاری شدن اشک از چشم دلت جاری شدن عشق یعنی روزو شب در جستجو عشق یعنی با مرادت گفتگو عشق یعنی نفس خود را هی کنی راه دشوار جنون را طی کنی عشق یعنی سر فدای راه دوست عشق یعنی هر چه داری مال اوست
| ||
|
دل نوشته
(دهم دی 1386 ساعت 14:00 بعد از ظهر) | |
|
این هم یكی از دل نوشته هام تقدیم به تمامی گلهای قشنگم در غروب غم مترسك در میان تند باد در هجوم مرغكان تیز بال تن پوشالیش در لرزه گشت روحش اسیر دست دیگریست او ز خود دستی ندارد تا كه آنرا مشت سازد بر دهان هر چه زارع تا بدانند كه او سوزد ، او سازد تا كه گندمزاری از مرگ و گذار زار او روید بر سراسر دشت تن تا از حیات زار او در و گوهر نصیب دستهای زارعی گردد كه او را اسیری نه برای خود بل برای عایدش كرده او همان مرد میان تند باد مترسك خرمن ما و شماست
آرزو می كنم هیچ وقت تو زندگی هاتون نه مترسك باشید و نه كسی رو مترسك زندگی خودتون قرار بدید. یا حق به امید یك هوای تازه تر كوچیك شما طیبه
| |
|
دائویسم
(دوازدهم دی 1386 ساعت 23:13 بعد از ظهر) | |
|
دائویسم
یكی از ادیان چینی دین دائویسم است مكتب تائو / دائو (Taoism)به لائوتسه (tse_lao) حكیم (متوفاى 517 ق .م ) منسوب است . در اینكه آیا وى وجود خارجى داشته است یا صرفا یك شخص افسانه اى است ، میان دانشمندان اختلاف وجود دارد. به گونه اى كه از سنت به دست مى آید وى در سال 604 ق .م . در چین به دنیا آمد و مدتى در دربار پادشاه سمت بایگان داشت . وى پس از چندى شغل خود را رها كرد و براى پرداختن به صفاى روح از همه امور حتى كسب علم دست كشید و در خانه خود ماند. مردم درباره او كنجكاو شدند و براى آگاهى از انیشه هاى وى به دیدار او شتافتند. گفته مى شود كنفوسیوس نیز به دیدار وى رفت . وى از مراجعات مردم خسته شد و بدین جهت از سرزمین خود مهاجرت كرد. یكى از دروازه بانان شهر او را در حال عزیمت دید و از خواهش كرد كه به وى چیزى بیاموزد. لائوتسه در كنارى ایستاد و رساله اى را به او املا كرد كه تاكنون باقى است و نام آن تائوته چینگ یعنى رساله تائو و خاصیت آن ، است . این رساله شامل سخنان كوتاهى است كه معناى بعضس از آنها روشن نیست . رساله را به دروازه بان داد و از آنجا عبور كرد و دیگر خبرى از او باز نیامد. برخى گفته اند وى در سال 517 ق .م . درگذشت . 1- لائوتسه و فلسفه تائوته چینگ ![]() رساله منسوب به لائوتسه محصول اندیشه یك تن نیست ، بلكه در طول قرون حك و اصلاحاتى در آن صورت گرفته است ، اما بیشتر محتویات آن از قرن چهارم قبل از میلاد است .
در رساله تائوته چینگ آمده است كه هر گاه اشیاء در بستر طبیعى خود سیر كنند با كمال تناسب حركت خواهند كرد؛ زیرا این حركت با تائو هماهنگ است ، ولى هر گاه چیزى از بستر طبیعى منحرف شود تناسب خود را از دست مى دهد. هدف نهایى انسان باید آن باشد كه خود را با تائو هماهنگ كند. 2- چوانگ تزو و مقالات او
چوانگ تسه پس از لائوتسه ، معروفترین فیلسوف تائوئیسم است و گفته مى شود وى در قرن چهارم قبل از میلاد تعالیم استاد فرضى خود، لائوتسه را نشر داده است . به این حكیم سى و سه مقاله نسبت داده اند كه بسیارى از آنها قطعا از اوست . وى تحولات جهان را به شكل دورانى ترسیم مى كرد و معتقد بود كه اضداد بر یكدیگر تاءثیر مى گذارند و از میان مى روند. او معتقد به نیست خیر و شر بود و براى بیان اندیشه هاى خود از تمثیلهاى بسیارى استفاده مى كرد. 3- دین رسمى
![]() | |
اونـــا کــه میــمیرن مـیرن تــــو بــرزخ
قـاطـی میشـن اهــل بهشت و دوزخ
کـــار همـــــه اونجــــا بخـور بخـــوابــه
تــــا روز آخــــر ، کــه حساب کتــابــه
اونجــــــا یـــــــه سـیستم اداری داره
واســــــه خودش ســاعت کاری داره
سیـستِم اونجــــارو میگـــن عــالیــه
کـــلِّ لـــــــوازمــــش دیجـیـتــا لـیــــه
فــرشتــه ای هست کـه کارش اینه
صُب تـــاشـب اونجـا بگیـــره بشینه
کـارکـه نباشه حــوصله ش سرمیره
میشـینه بـا کــــامـپیــوتــــر ور مـیره
مـیخواس تــــوی کـامپـــیوتـر بگــرده
رف تـــو پــــروفـــایل یــه پیره مــرده
کــــامپیوتــر یکی دو دفه گف: دینگ
پـــرید توی گــزینه ی " دیپورتینگ "
فرشته هه دسپاچه شد کلیک کــــرد
کامپیوتر بدجوری جیکّ وجـیک کـــــرد
یهــــو در یـــــــه قــبر کهــنــــه وا شد
یـــــه پیــــره مـرد بـــــــا شکـوه پا شد
ازش ســـوال کـــــــردن اسـمت چیـــه
گفـت: ابــوالقــــــــــاسم فـــردوسیـــه
یکـی دوروز نشس تـــــوی یــــه میدون
دیـد نمیشه پـــا شـد اومــد تـــو تهرون
زمـین نفس کشـــید و بــرفــا آب شــد
بهـــــــار اومـد دوبـــــــاره انقــلاب شـد
هـــوای تهــــرون یــه نمه ملــس بــــود
مــزّه ی زنـــدگی حســابی گــــس بود
باز شب عــید اومــد و رختــا نـــــو شد
فصـــل شلــــوغــی و بـــدو بــدو شــد
شاعر شـــــــاهنــامه خوشحـــال شد
دستـای اون رو شـونه هاش بــال شد
بعــد هـــــــزار و چــند ســـــــال دوری
اومده بود چهـــــار شنــبه ســــــــوری
آتــیـش روشــن جـــوونهـــــارو دیـــد
اونم یه بــــار از روی آتیــــش پـــــریــد
مـــامـــورا اومـدن بهـش گیــــر دادن
چن نفـــری دور و ورش واســتــــادن
بــا حـرفاشـون کلی بهش نیــش زدن
گـــــرفــتــنــو ریشــــشو آتـیـش زدن
شاعــر شاهنـــــــــامه بـــا حــــال بــد
رفت و نشــس ریشـــشو بــــا تـیــغ زد
خـلاصــــــه، تصـمیـــم گـرف نــــو بشه
صــاحب کت شلـــــوار و پالتـــــو بشـه
رف جلـــــو مغـــــازه پشـت ویتــریـــــن
دیـد همه ی لبـــاسا هَـس مـدین چین
مـو بـه تنـش همـون دقیقه سیــخ شد
یـه خورده واستاد به لبـاســـا میخ شد
مغــــازه داره گفــت : عــزّت زیـــــــــاد
دایــی ، بــــرو کنــــار بذار بــــاد بیــــاد
بـــــا اینــکه چــرت و پـرت گفت یــــارو
شـاعـر شاهنـــــــامه رفـت اون تــــــو
بــــه قـول مــا یـه خورده پالتار خریـــــد
شــال و کـلاه و کـت و شلـوار خریــــد
دستــشـو تـــو جیب بغـل فـــرو کــــرد
اشــــرفــی قـــــــرن چهــارو رو کــــرد
شـــــاعـــر مــــــا بعد خـــــرید هنگفت
به شیوه ی خودش به اون جوون گفت:
------------------------------------
شمـا را چه رفته ست کاینسان خـُلید؟
چــــــرا جــمــلـــه ژولـــیده و بُنجـُلید؟
چــــرا سیــخ سیـخــی شــده مویتان؟
چـــــرا مــثل زنهـــاست ابـــــرویتـــان؟
تـو مردی اگــــر، چیست آن موی مِش؟
بـــرو از سیــــــاوش خجــــالت بکـــش
هــــزاران چــو تــــو لندهــــــــــور پلیـد
نیرزد بــه یک مــــــــوی گـــُرد آفــریـــد
اگــــر لشکــــر انگیـــــزد اسفنـدیـــــار
دگـــر مـــــوی مِش کرده نــاید به کــار
تــورا پــــاردم گــــردد آنگـــــه عِنـــــان
همی می کنی پشـت بــــر دشمنــان
تــــویی کـــه بـــــه مـن تکّه انداخــتی
گمـــــــانم مــــــرا خــــــوب نشناختی
ابـــوالقــــــــــــاسمم بنده ، فردوسیََم
حکیـــــــــــم زبــــــان آور طــــــوسیَم
کنون زیـــــــــــر این گنبد نیـل فــــــام
همــــه مــر مـــرا می شناسند نــــام
--------------------------------------
یــــه لحظـــه بعــــدِ اون صـدای کلفت
مــــرد فروشنده بــه فــردوسی گفت:
خودت که نـــــه، میدونتــو میشناسـم
از تـــو کسی چیـــزی نگفتــه واســم
ببینمت، تــــــو شاعــری راس راسی؟
"مــــریم حیـدر زاده" رو میشنـــاسی؟
راستی یه چی بخوام، ازت بر میـــــاد؟
ترانـــــه ی رپ از کارات در میـــــاد؟
پسر خالـه م میخواد کاست جم کنــه
یه چیزایی میخواد سر هـــــــــم کنــه
میخوام بـــــراش چیــزای مشتی بگی
هفش تـا شعـر شیش و هشتی بگی
بیـــــا ، اینم یـــه کـــاغذ و یـه خودکــار
یــــه چی بگوتومایه های " شاهکــــار"
امّـــا تــورو جـــون مـــامــانت استـــــاد
چیزی نگی که گیــــر بــدن تو ارشـــاد
---------------------------------
شاعــر شاهنــــامه ســری تکون داد
هیچّی نگف، فقــط پـــا شد راه افتـاد
دید نمیتـونـه بـــــا همــــه بجنگــــــه
هرجـــا کـــــه میره آسمـون یــه رنگه
بنـده خـــدا دلش میخواس خیلی زود
دوبــــــــاره بــــرگـرده همونجــا که بود
طفلی نشس همینجوری غصّه خورد
یه روز نوشتند ، کــه دق کـــرد و مـرد
انسانها به دو گروه مذکر و مونث تقسیم میشوند .
از ابتدای خلقت مذکر فرمانروا و رئیس بود و مونث هم فرمانبردار
مذکر به راحتی به تفریحات سالم خود می پرداخت .
تا اینکه بر اثر یک سری عوامل دگردیسی و واژگون کننده همه چی عوض شد و نمادهایی جدید بر زندگی روزمره آدمها نمایان گشت .
کم کم قدرت مرد افول پیدا کرد و این زن خشمگین بود که بر مرد سلطه پیدا میکرد
با وجود چنین افرادی روز بروز اقتدار نسوان بیشتر گشت .
خواب و آسایش از مردان سلب شد .
تا جایی که به راحتی زنان بر مردان چیره شدند و به راحتی آنها را کنترل میکردند...
که به هیچ طریقی جلوگیری از آن مقدور نبود .
و مرد بیچاره راهی جز فرار نداشت
لیلی یک ماجراست
خدا گفت : لیلی یک ماجراست. ماجرایی آکنده از من. ماجرایی که باید بسازیش.
شیطان گفت: تنها یک اتفاق است بنشین تا بیفتد.
آنها که حرف شیطان را باور کردند نشستند و لیلی هیچ گاه اتفاق نیفتاد.
مجنون اما بلند شد رفت تا لیلی را بسازد.
خدا گفت: لیلی درد است . درد زادنی نو. تولدی به دست خویشتن. (عاشق این جمله هستم)
شیطان گفت: آسودگی است . خیالی است خوش.
خدا گفت: لیلی رفتن است. عبور است و رد شدن.
شیطان گفت: ماندن است. فرو ریختن در خود.
خدا گفت: لیلی جستجوست. لیلی نرسیدن است و بخشیدن.
شیطان گفت: خواستن است. گرفتن و تملک.
خدا گفت: لیلی سخت است. دیر است و دور از دست.
شیطان گفت: ساده است. همین جا و دم دست.
و دنیا پر شد از لیلی های زود . لیلی های ساده اینجایی . لیلی های نزدیک لحظه ای .
خدا گفت: لیلی زندگیست. زیستنی از نوع دیگر.
لیلی جاودانه شد و شیطان دیگر نبود.
مجنون زیستنی از نوع دیگر را برگزید و می دانست که لیلی تا ابد طول می کشد ........!!!!!!!!!!!............
نهایت كار اینست كه محب محبوب را آینه خود بیند و خود آئینه او .
عشف مشاطه ایست رنگ آمیز كه حقیقت كند به رنگ مجاز
گاه عاشق را حله بها و كمال در پوشد و به زیور حسن و جمال بیاراید تا چون در خود نظر كند همه رنگ معشوقی بیند .
بلك خود را همه او بیند
|
خنده داره یا تاسف آور؟ | |
|
چقدر خنده داره که یک ساعت عبادت به درگاه الهی دیر و طاقت فرسا میگذره ولی 60 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می گذره! |
|
فـکــرش را بکنید که نیرویی داشتید که می توانستید
هر کسی را که میـخواستید متقاعد به انجام کارهای
دلـخواهتان می کردید. غیرممکن به نظر می آید؟ باید
بگویم آنقدرها هم که فکـر مـی کنـیـد سخت نیسـت.
افـراد زیـــادی مثل رهبران یا فروشندگان با همین نیرو
امـوراتـشان را مــی گذرانند. مـتـدهـایـشـان بــسیــار
سرراست است.
وقتی قدرت این را ندارید که به دیگران حکم کنید و دستور بدهید، می توانید برای انجام این کار از راه های روانشناختی زیرکانه ای استفاده کنید. البته نیاز به یک برنامه ریزی دقیق و کمی سیاست دارید. در این مقاله می خواهیم راه هایی را به شما معرفی کنیم که با استفاده از آنها می توانید نظر دیگران را تغییر دهید.
زمینه سازی کنید و برنامه بچینید
قبل از تعیین مورد، خیلی مهم است که طبیعت و ذات فرد مقابلتان را بفهمید. این کار دو مزیت دارد:
1- می توانید با آنها همدلی کرده و یک رابطه ی احساسی برقرار کنید.
2-بهتر می توانید استدلالات خود را بیان کنید و به آنها ثابت کنید که نظرات شما درست تر از مالِ آنهاست.
بعد از آن از راه های زیر استفاده کنید.
راه های متقاعد کردن دیگران
1- اعتماد آنها را جلب کنید
مردم خود به خود در مقابل افرادی که می خواهند نظراتشان را تغییر دهند هشیارانه رفتار می کنند. به همین دلیل است که جلب اعتماد آنها یکی از مهمترین قدم ها میشود. باید به آنها ثابت کنید که فردی بی ریا و صادق هستید و نظرات مفیدی دارید. باید تسلط کامل روی صحبت های خود داشته باشید.
2- نقطه ی مشترک پیدا کنید
افراد زیادی در مورد مسائل و موضوعات مختلف نقطه نظرات مشابهی دارند. به مخاطبین خود نشان دهید که افکار و ایده های شما با مال آنها سازگار است. باید خودتان را جای آنها بگذارید، نگرانی های آنها را بفهمید و نسبت به احساساتشان همدردی نشان دهید.
3- خوب ساختار بندی کنید
هر بحث متقاعد کننده ای، چه یک سخنرانی باشد، چه یک مقاله باید ساختاری روشن داشته باشد. منظور از ساختار مناسب، تکرارها و جا گذاری ها است. وقتی دلایل اینکه چرا مردم باید به شما گوش بدهند را لیست کنید، مهمترین دلایل را برای آخر لیست بگذارید تا در مغز شنوندگانتان باقی بماند. مطالب مهم را چند بار تکرار کنید.
4- هر دو جنبه را به آنها نشان دهید
هر دو جنبه ی مثبت و منفی نظراتتان معرفی کنید. این کاری بسیار معقول است. حقه ای که اینجا باید بزنید این است که روی جنبه های مثبت را بیشتر تاکید کنید. توضیح دهید که چطور جنبه های بد نظراتتان آنقدرها هم بد نیستند و مزیت ها و فواید آنها بر جوانب منفی اش غلبه دارد. هیچوقت در مورد نقاط منفی آن دروغ نگویید چون اگر مخاطبین این مسئله را متوجه شوند که آنها را فریب داده اید از شما خشمگین خواهند شد. و هیچوقت دوباره به شما اعتماد نمی کنند.
5- منافع شخصیشان را به آنها یادآور شوید
وقتی منافع شخصی افراد را از یک ایده به آنها توضیح دهید، شانس بیشتری برای متقاعد کردن آنها دارید. چون آنچه از این نظر گیرِ آنها می آید آن چیزی است که همه به آن فکر می کنند. برای انجام این مسئله ابتدا باید نیازهای مخاطبینتان را دریابید. توجه آنها را با گفتن نیازهایشان جلب کرده و به آنها بگویید که چور می توانید آنها را راضی کنید.
6- به نفس آنها بپردازید
به این کار چاپلوسی و تملق استراتژیک هم می گویند. تحسین کردن کار دیگران--اگر درست انجام شده باشد. چیزهایی را پیدا کنید که مخاطبینتان به آن افتخار می کنند، چه مربوط به استعدادهایشان باشد و چه مشغولیاتشان. وقتی شما افراد را تحسین می کنید، نشان می دهید که توانایی های آنها را شناخته اید. با این کار آنها میل بیشتری به شنیدن حرفهایتان خواهند داشت.
7- از مراجع استفاده کنید
همه افراد متخصص را دوست دارند. اگر کارشناسی چیزی در مورد موضوعی بگوید، حتماً حرف درستی زده است. حرف های خود را با حرف های متخصصین و کارشناسان مربوطه تطبیق دهید.
8- رضایت و موافقت عمومی را کسب کنید
اکثر افراد تحت تاثیر کارهای دیگران هستند. کاری که باید بکنید این است که نشان دهید افراد بسیاری حرفتان را قبول دارند. مثال هایی بزنید که چطور ایده ها و نظراتتان جاهای دیگر کاربرد خوبی داشته است.
9- زمانبندی خوبی داشته باشید
برای خوب زمانبندی کردن نیاز به حس ششم دارید. هیچوقت موقعی که افراد زیر استرس و فشارهای روحی هستند سراغشان نروید. وقتی سراغ آنها بروید که راحت بتوانند به حرفهایتان گوش دهند.
10- منحصر به فرد باشید
این یک قانون است، هر چیزی که تک تر و منحصر به فرد تر است، قیمت بالاتری هم دارد. خودتان و ایده ها و نظراتتان را منحصر به فرد و تک نشان دهید. با این کار شنونده هایتان بیشتر خواهند شد. این کار را می توانید با نشان دادن اینکه اطلاعات و معلومات زیادی در مورد مسئله دارید انجام دهید.
11- بی پروا باشید و اعتماد به نفس داشته باشید
ممکن است همه جا برای انجام هر کاری این توصیه را شنیده باشید. بله، چون واقعاً مسئله ی مهمی است. شما خود باید به عقاید و نظراتتان ایمان داشته باشید تا بتوانید دیگران را هم متقاعد به قبول آنها کنید.
12- جالب و دلچسب باشید
وقتی با یکنواختی صحبت کنید، کم کم شنونده هایتان را از دست خواهید داد. باید با انرژی و جالب صحبت کنید، نشان دهید که خودتان هم از نظراتتان به هیجان آمده اید.
13- معقول باشید
مردم دوست دارند معقول جلوه کنند، پس روی منطقشان کار کنید. منطق در کار بسیار مهم است. سخنرانیتان باید قالبی معقول داشته باشد.
14- سیاست به خرج دهید
با شنوندگانتان همان طوری باید رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار شود. با تُن مناسب صحبت کنید و سر آنها داد نکشید و صدایتان را هرگز بالا نبرید. مهمتر اینکه، کاری نکنید که احساس نادان بودن به آنها دست دهد. به یاد داشته باشید که شما می خواهید با آنها گفتگو کنید نه مشاجره. احترام گذاشتن به مخاطبینتان نباید فراموش شود.
15- فروتن باشید
کسی افراد خودخواه و مغرور را دوست ندارد. حتی اگر بدانید و مطمئن باشید که نظر شما بهترین است، اگر خودبین و خودخواه باشید دیگر کسی به حرفهایتان گوش نخواهد داد. هیچ وقت هم فکر نکنید که خیلی زود موفق به متقاعد کردن آنها خواهید شد، واقع بین باشید و همیشه این احتمال را بدهید که شکست بخورید.
پس انداز کنید...
یکی از موفق ترین سیاست مداران، اندرو یانگ، می گوید: "تاثیر گذاری مثل یک حساب پس انداز است. هرچه کمتر از آن بردارید، سود بیشتری رویش می آید." بدانید که قدرت خود را کجا و چطور استفاده کنید. با کمی تمرین خواهید توانست که خیلی خوب تصمیم گیریهای افراد تاثیر گذاشته و آنها را متقاعد کنید.
|
فـکــرش را بکنید که نیرویی داشتید که می توانستید وقتی قدرت این را ندارید که به دیگران حکم کنید و دستور بدهید، می توانید برای انجام این کار از راه های روانشناختی زیرکانه ای استفاده کنید. البته نیاز به یک برنامه ریزی دقیق و کمی سیاست دارید. در این مقاله می خواهیم راه هایی را به شما معرفی کنیم که با استفاده از آنها می توانید نظر دیگران را تغییر دهید. زمینه سازی کنید و برنامه بچینید 1- می توانید با آنها همدلی کرده و یک رابطه ی احساسی برقرار کنید. 2-بهتر می توانید استدلالات خود را بیان کنید و به آنها ثابت کنید که نظرات شما درست تر از مالِ آنهاست. بعد از آن از راه های زیر استفاده کنید. راه های متقاعد کردن دیگران 1- اعتماد آنها را جلب کنید 2- نقطه ی مشترک پیدا کنید 3- خوب ساختار بندی کنید 4- هر دو جنبه را به آنها نشان دهید 5- منافع شخصیشان را به آنها یادآور شوید 6- به نفس آنها بپردازید 7- از مراجع استفاده کنید 8- رضایت و موافقت عمومی را کسب کنید 9- زمانبندی خوبی داشته باشید 10- منحصر به فرد باشید 11- بی پروا باشید و اعتماد به نفس داشته باشید 12- جالب و دلچسب باشید 13- معقول باشید 14- سیاست به خرج دهید 15- فروتن باشید
|
رنسانس ایرانی كی اتفاق افتاد
( ببخشید متن یك كمی طولانی شد )
اگر بتوانیم بگوییم ایران در قبل از اسلام بزرگترین تجربه سیاسی خود را تا كنون پشت سر گذاشت باید اعتراف كنیم كه ایران بعد از ظهور اسلام بزرگترین رنسانس علمی خود را در تاریخ به ثبت رسانید

سرجان ملكم انگلیسی مینویسد ، قرن اول و دوم اسلامی را كه دوره رنسانس و شكفتن استعدادهای علمی و معنوی ایرانیان پس از یك ركورد طولانی است ،قرنهای سكوت و خمود ایرانی مینامد
ایرانیان بعد از ظهور اسلام اكثر كرسی های علمی جهان را قبضه كردند و دانشمندان بزرگی را به بشریت تقدیم نمودند و این رنسانس بزرگ علمی در آثار تاریخ نویسان غربی عمدا مورد بی توجهی قرار میگیرد
دانشمندان مسلمانی كه ایران پس از ظهور اسلام به بشریت عرضه كرد توانستند گامهای بزرگی در پیشرفت علمی بردارند
استعدادهایی نظیر بوعلی و فارابی و ابوریحان و خیام ریاضی و خواجه نصیرالدین طوسی و شیخ بهایی ، عطار، صدرالمتالهین و صدها عالم طبیعی و ریاضی و مورخ و جغرافی دان و پزشك و ادیب و فیلسوف و عارف فراهم گردد كه سالیان سال در دانشگاه های بزرگ جهان ترجمه كتاب های دانشمندان سرزمین ما تدریس میشد

مطالعه تاریخ ایران بعد از اسلام ، از نظر شور و هیجانی كه در ایرانیان از لحاظ علمی و فرهنگی پدید آمده بود كه مانند تشنه محرومی فرصت را غنیمت میشمردند و در نتیجه توانستند استعدادهای خود را بروز دهند و برای اولین بار ملل دیگر آنها را به پیشوایی و مقتدایی پذیرفتند و این پذیرش هنوز هم نسبت به ایرانیان قرون اول تا ششم و هفتم اسلامی ادامه دارد ، فوق العاده جالب است. چنانكه پیامبر اسلام فرمود : » ابشروا یا بنی فروخ فلو کان الایمان معلقا بالثریا لاتناله العرب، لنا له العجم. «
بشارت باد به شما ای فرزندان فرخ(ایرانیان) اگر ایمان به ستاره ثریا بسته باشد، عرب به آن نمی رسد، ولی عجم آن را در اختیار خود خواهد گرفت.
و در هیچ برهه ای از تاریخ ما این امکان را نداشتیم که رهبری علمی جهان بشریت را به دست بگیریم مگر در زمان صدر اسلام و قرنهای متمادی بعد از ان بعد از ان

ولی متاسفانه مورخین غربی عمدا خواسته اند این مساله را به باد فراموشی بگیرند گوستاولوبونمیگوید : اهمیت ایرانیان در تاریخ سیاست دنیا خیلی بزرگ بوده است ولی بر عكس در تاریخ تمدن خیلی خرد بوده است . در مدت دو قرن كه ایرانیان قدیم بر قسمت مهمی از دنیا سلطنت داشتند شاهنشاهی فوق العاده با عظمتی به وجود آوردند ، ولی در علوم و فنون و صنایع و ادبیات ابدا چیزی ایجاد نكردند و به گنجینه علوم و معرفتی كه از طرف اقوام دیگری كه ایرانیان جای آنها را گرفته بودند چیزی نیفزودند
در حالی كه عمده خدمات ایرانیان به جهان علم و دانش پس از ظهور اسلام فراهم شد و این نكته ایست كه خواسته اند از چشمشان مخفی بماند
من در این جا اسم چند دانمشند ایرانی كه خدمات ارزنده ای به دو علم ریاضی و جغرافیا كردند را نام میبرم و بقیه علوم را به فرصت دیگری وا میگذارم
ایرانیان و تاریخ و جغرافیا (یا مسالك و ممالك)
1- ابن خرداد . صاحب كتاب مسالك و ممالك تألیف 233 ه.ق كه از پایه گذاران فنّ تاریخ و جغرافیا است.
2- جیهانی = گیهانی (محمّد بن احمد) از رجال قرن چهارم هجری وزیر احمد بن نصر سامانی. او نیز كتابی در مسالك و ممالك پرداخته كه از «ابن خردادبه» هم در آن نقل كرده است. او نیز از پایه گذاران این فنون محسوب میشود.
3- ابن رُستهی اصفهانی . صاحب كتاب الاعلاق النفیسه تألیف 290 ه.ق كه از كتب بسیار مفید معتبر تاریخ و جغرافیاست.
4- بزرگ بن شهریار صاحب كتاب عجایب الهند قرن 3-4 ه.ق
5- واقدی . مورخ نامدار متوفّی 207 ه.ق
ایرانیان و ریاضیات، هیئت و نجوم
1- ابو معشر بلخی (جعفر بن محمّد) متوفّی 272 ه. كه از صد سال متجاوز عمر كرد و از اعاظم منجمان قرن دوم و سوم اسلامی بود كه مؤلفاتش سرمایهی فنّ نجوم است و اقوالش مثل سند مأثور در كتب این فنّ نقل میشود.
2- ابوالوفاء بوزجانی (بوزجان) متولد 328 و متوفّی 387 ه.ق مخترع شكل ظِلّی و مُغْنی در مثلثات كروی.
3- ابونصر عراقی (عراق عجم= اراك) ، مخترع شكل قطاع در حل مسائل مثلثات كروی، كه استاد ابوریحان بیرونی قبل از پیوستن به دربار سلطان محمود غزنوی مدتی در مصاحبت و ملّازمت وی بود و حق نعمت او را همه جا ملحوظ و محفوظ داشته است. توضیحاً این خاندان را «آل عراق» میگویند
4- ابوالعباس نیریزی(نیریز یزد) شارح مجسطی و هندسهی اقلیدس از علمای بزرگ ریاضی قرن چهارم هجری كه طریقهی حل مصادرهی خطوط متوازی او مورد استفادهی حكیم عمر خیّام و خواجه نصیرالدّین طوسی واقع شده است.
5- ابوریحان بیرونی (احمد بن محمّد خوارزمی) متولد 362 متوفّی 430 ه.ق نابغهی بینظیر ریاضی و فلسفه و تاریخ مؤلف كتاب التفهیم لاوائل صناعة التنجیم و قانون مسعودی و الاستیعاب فی صنعةالاسطرلاب و مقالید علم الهیئة والآثارالباقیه و كتاب الهند و كتب و رسائل دیگر كه عموماً از متون معتبر مهم ریاضی و هیئت و نجوم و تاریخ است و اكثرش مثل كتب ابوعلی سینا به زبانهای خارجی ترجمه شده و ما بین علما و دانشمندان خاور و باختر متداول و مورد استفاده قرار گرفته است.
ابوریحان را « بطلمیوس اسلام » و كتاب «قانون مسعودی» او را « مجسطی اسلامی » میتوان نامید. ابوریحان با ابوعلی سینا معاصر بوده و در كتاب «الآثار الباقیه» كه در حوالی سنهی 390 هجری قمری به نام « امیر شمس المعالی قابوس وشمگیر » تألیف كرده است، از ابن سنیا به عنوان «الفتی الفاضل» یعنی «جوان فاضل» و در كتاب «قانون مسعودی» كه به نام « امیر مسعود ابن سلطان محمود غونوی » نوشته است، هم مكرّر از وی نام برده، ما بین آنها مكاتبات و مسائلات علمی نیز متبادل شده است.
جای دارد كه شرح حال آن نابغهی بیهمتای علم و دانش را كه نه تنها از مفاخر ایران و نوابع اسلام، بلكه از افتخارات عالم بشریت است را بیشتر بدانیم .
6- حكیم عمر خیّام نیشابوری (= خیّام) مؤلف كتاب جبر و مقابله و شرح ما اشكل من مصادرات اقلیدس و رسائل علمی دیگر به فارسی و عربی كه مابین سنوات 517-530 ه. درگذشته و مقبرهاش در نیشابور بنیادی تازه و با شكوه یافته و اشعاری از این حقیر در كتابههای آن عمارت كاشی كاری شده است. كتاب خیّامی نامه كه جلد اول آن به طبع رسید، مربوط به كارهای علمی و ادبی حكیم خیّام است. حكیم خیّام در فلسفه و ریاضیات استادی بزرگ بود و فكر سیّال جوّال مبتكر او در فنون ریاضی مخصوصاً معادلات جبر و مقابله، مسائل و فرمولهای تازه ابتكار كرد كه علمای بعد از وی حتّی اروپاییان آن را اقتباس و احیاناً سرقت كردند و به نام خود شهرت دادند؛
حكیم خیّام در رصد اصفهان و اصلاح تقویم جلالی جزو هیئت هشت نفری است كه از طرف خواجه نظام الملك طوسی وزیر ملكشاه سلجوقی به سال 467 ه.ق در اصفهان مأمور آن كار شده بودند (عبدالرحمن خازنی، ابوالمظفر اسفزاری، میمون بن نجیب واسطی، ابوالعباس لوكری و حكیم خیّام). علّامه قطب الدّین شیرازی تألیف كتاب زیج مستقلّی هم به حكیم خیّام نسبت داده است.
7- خواجه نصیرالدّین طوسی (محمّد بن حسن متولد 597 متوفّی 672 ه.ق صاحب تحریر اقلیدس در هندسه كه اصول میگویند و تحریر مجسطی كه مربوط به ریاضیّات و هیئت و نجوم عالی است و تحریرالكُرة و الاسطوانه و تحریر اُگرثاوذوسیوس و مساحت اشكال بنی موسی خوارزمی و دیگر تحریرات كه در تقسیمبندی قدیم فنون ریاضی جزو « متوسّطات » شمرده میشود (علمای قدیم فنون ریاضی را به سه بخش تقسیم میكردند كه به منزلهی ابتدایی و متوسطه و عالی بود؛ بخش ابتدایی را كه هندسهی اقلیدس باشد «اصول» میگفتند و بخش عالی «مجسطی» بود، سایر شعب ریاضی را «متوسّطات» مینامیدند.) و رسالهی الشافیة عن الشّك فی الخطوط المتوازیة كه رسالهی مستقلّی است در مصادرهی معروف اقلیدس مربوط به خطوط متوازی. رسالهی « شرح ما اشكل من مصادرات اقلیدس » حكیم خیّام نیز چنان كه پیش گفتیم مربوط به همین مسئله است. در رسالهی شافیه طریقهی حلّ حكیم خیّام را با اسم و رسم نقل كرده است. و نیز از مؤلّفات مهم ریاضی خواجه نصیرالدّین كتاب زیج ایلخانی است كه آن را به فارسی نوشت. این زیج محصول رصدخانهی مراغه بود كه خود خواجه در سال 657 قمری در زمان هلاكوخان مغول متوفّی 663 كه به تدبیر خواجه بر این كار بعث و تحریض شده بود، چندان كه عواید اوقاف كل ممالك مفتوحه را برای این منظور تحت اختیار خواجه قرار داد. آن رصدخانه را در تپهای رفیع كه در سمت شمال مراغه است ، تأسیس كرد و چند تن از علمای بزرگ ریاضی آن زمان را كه در علوم ریاضی و كار رصدخانه و آلات رصدی دست داشتند به همكاری خود دعوت نمود .
|
آسیب شناسی فك و فامیل - طنز
۱ - خاله
معنای لغوی: خواهر مادر
معنای استعاره ای: هر زنی كه با مادر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد. نقش سمبلیك: یك خانم مهربان و دوست داشتنی كه خیلی شبیه مادر است و همیشه برای شما آبنبات و لباس می خرد. غذای مورد علاقه: آش كشك. ضرب المثل: خاله را میخواهند برای درز ودوز و گرنه چه خاله چه یوز. خاله ام زائیده، خاله زام هو كشیده. وقت خوردن خاله خواهرزاده رو نمی شناسه. اگه خاله ام ریش داشت، آقا داییم بود. زیر شاخه ها: شوهر خاله: یك مرد مهربان كه پیژامه می پوشد و به ادبیات و شكار علاقه مند است. دختر خاله/پسر خاله: همبازی دوران كودكی كه یا در بزرگسالی عاشقش می شوید اما با یكی دیگه ازدواج می كنید یا باهاش ازدواج می كنید اما عاشق یكی دیگه هستید. مشاغل كاذب: خاله زنك بازی، خاله خانباجی. چهره های معروف: خاله خرسه، خاله سوسكه. داشتن یك خاله ی مجرد در كودكی از جمله نعمات خداوندی است. ۲- عمه معنای لغوی: خواهر پدر معنای استعاره ای: هر زنی كه با پدر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد/هر زنی كه مادر چشم دیدنش را نداشته باشد. نقش سمبلیك: به عهده گرفتن مسئولیت در موارد ذیل: ۱- جواب همه ی فحش هایی كه می دهید. مثال: عمته... ۲- جواب همه ی محبت هایی كه می كنید. مثال: به درد عمه ات می خوره... ۳- توجیه كلیه ی بیقوارگی ها/رفتارهای نامتناسب شما (تنها برای دخترخانم ها). مثال: به عمه ات رفتی. ۴- خیلی چیزهای بدِ دیگه. از ذكر مثال معذوریم... غذای مورد علاقه: شله زرد، سمنو. ضرب المثل: ندارد (تخفیف به دلیل تعدد در نقش های سمبلیك). زیر شاخه ها: شوهر عمه: یك مرد پولدار كه سیبیل قیطانی دارد و چندش آور است. پسرعمه/دخترعمه: همبازی دوران كودكی كه در بزرگسالی حالتان را به هم می زنند. مشاغل كاذب: Match-Making.
چهره های معروف: عمه لیلا.
ترجیع بند: دختر كه رسید به بیست، باید به حالش گریست. (شما رو نمی دونم ولی من اینو از عمه ام می شنوم نه از خاله ام!) داشتن یك عمه كه در توصیفات فوق صدق نكند جزو خوش شانسی های زندگی است. ۳- دایی معنای لغوی: برادر مادر معنای استعاره ای: هر مردی كه با مادر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد/هر مردی كه پتانسیل كتك خوردن توسط پدر را داشته باشد. نقش سمبلیك: یكی از معدود مردانی كه هر چند به سیاست علاقه مند است اما حس گرمی به شما می دهد، همیشه حرفهایتان را می فهمد و می شود پیشش گریه كرد. غذای مورد علاقه: فسنجون. ضرب المثل: عروس را كه مادرش تعریف كنه، برای آقا داییش خوبه. اگه خاله ام ریش داشت آقا داییم بود. زیر شاخه ها: زن دایی: یك زن چاق و شاد كه خیلی كدبانو است و جلوی مادر قپی می آید. پسردایی/دختردایی: همبازی دوران كودكی كه در بزرگسالی مثل یك همرزم ساپورتتان می كنند. چهره های معروف: علی دایی، دایی جان ناپلئون. ترجیع بند: همه چیز زیر سر این انگلیساست. سعی كنید حتمن حداقل یك دایی داشته باشید. ۴- عمو
معنای لغوی: برادر پدر معنای استعاره ای: هر مردی كه با پدر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد. نقش سمبلیك: یكی از مردانی كه شما همیشه باید بهش بوس بدهید و بعد بروید كارتون ببینید تا او با پدر حرفهای جدی بزند. یكی از مردانی كه مادر به مناسبت آمدنش قرمه سبزی می پزد و همیشه وقتی می رود پدر ساكت شده، به فكر فرو می رود. غذای مورد علاقه: قرمه سبزی، آبگوشت. ضرب المثل: عقد دختر عمو پسر عمو را در آسمان بستند. زیر شاخه ها: زن عمو: یك زن خوشگل كه زیاد به شما توجه نمی كند و خودش را برای مادر می گیرد، دخترعمو/پسرعمو: همبازی دوران كودكی كه اگر تا هجده-بیست سالگی دوام آورده باهاش ازدواج نكنید خطر را از سر گذرانده اید. مشاغل كاذب: بازی در قصه های ایرانی-اسلامی. چهره های معروف: عمو زنجیرباف، عمو یادگار، عمو پورنگ. داشتن یك عمو ی پولدار خیلی خوب است. | |
ضمنا

خنکای برف را بر تنم حس می کنم



|
2
(بیست و نهم آذر 1386 ساعت 07:23 قبل از ظهر) | |
|
Badale Aghaye Ahmadi Nejhad [ بدل آقای احمدی نژاد ]
Baraye Didan Edameie Tasavir Click Konid
---------------------------------------------------------------------
Zaloo Darmani [ زالو درمانی ]
Baraye Didan Edameie Tasavir Click Konid
---------------------------------------------------------------------
Marde Hobabi [ مرد حبابی ]
Baraye Didan Edameie Tasavir Click Konid
---------------------------------------------------------------------
Mosabegheye Ajib Jange Sag ha [ مسابقه ی عجیب جنگ سگ ها در افغانستان ]
Baraye Didan Edameie Tasavir Click Konid
---------------------------------------------------------------------
Tasaviri Ziba Az Khers haie Ziba [ تصاویری زیبا از خرس های زیبا]
Baraye Didan Edameie Tasavir Click Konid
---------------------------------------------------------------------
Tasadof Havapeyma Ba Zarafe [ تصادف هواپیما با زرافه]
Baraye Didan Edameie Tasavir Click Konid | |
هر چه بیشتر عمر میکنم بیشتراطمینان پیدا میکنم که تفاوت عمده انسانها، تفاوت بین ضعیف و قوی، بین انسان بزرگ و کوچک میزان توانایی یا اراده استوار و خلل ناپذیر آنهاست. به این معنی که انسان قدرتمند هنگامی که هدفی را برای خود مشخص می کند دو راه بیشتر پیش رو ندارد: یا مرگ یا پیروزی
کلوب یه دنیا آرزو
http://www.cloob.com/clubname/worldwish



کلوب یه دنیا آرزو



مرام یه چیزیه كه وقتی به دنیا اومدی باید باهات باشه وقتی نیست انوقت باید برات متاسف بود!
لای صفحات كتابا و لابه لای شعرام نمی تونی پیداش كنی!
فقط می تونی خودتو و خود واقعتو بین اونا قایم كنی!
22آذر |
![]() | ||||||||
|
چندایدی ومیل وهکشدن: | |||||
6آذر |
![]() | ||||
|
دنیای هکرها: | |||||||
6آذر |
![]() | ||||||
|
مکالمات صوتی -هدف جدید هکرها: | ||||
6آذر |
![]() | |||
|
نژاد کردها: | |||||
6آذر |
![]() | ||||
|
دیگه دارم نگران میشم- ایا درسته؟ | |||
| |||