X
تبلیغات
ارغنون سوم

ارغنون سوم

هنرزندگی

الفبا:شعر


سلام به همه دوستان گلم از اشتباهی كه صبح در فرستادن ای نـگـاهـت نخـی از مخمــل و از ابریــشــم
چند وقتیست که هر شب به تو می اندیشم
به تـو آری، بـه تـو یـعنـی به هـمان منـظر نور
به همـان سـبزصـمیـمی بـه هـمـان بــاغ بلـور
به همـان سـایه، هـمان وهـم همـان تصویری
کــه سـراغـش زغــزلـهـای خـودت می گیـری
بــه هـمــان زل زدن از فــاصــلــه دور به هــم
یعنـی آن شـیـوه فـهمـانـدن منـظـور بـه هــم
بـــه تبــــسـم، به تـکـلـــم، بـه دل آرایـی تـو
بــه صبــوری، بـه تمـاشـا، بـه شکـیـبایـی تو
به نفـسهـای تو در سـایـه سنـگیـن سـکـوت
به سـخنـهـای تـو بـا لهـجه شـیـریـن سـکـوت
شبحی چند شبیست مونس جانم شده است
اول اســم کــسـی ورد زبــانـم شــده اســت
در مـن انـگـار کسی در پـی انکـار مـن اســت
یـک نفـر مـثل خـودم، عاشـق دیدار من است
یک نفـر ساده، چنـان ساده که از سـادگیـش
مـی تـوان یـک شبـه پی بـرد بـه دلـدادگـیش
آی بـی رنـگ تـر از آیـنـه یـک لـحـظـه بایـست
راستی این شبح هر شبه تصویر تو نیست؟!
اگر ایـن حـادثـهء هـر شـبه تصـویر تو نیسـت!
پـس چـرا رنگ تـو و آینـه ایـنقدر یکی است؟!
بــه گـمانـم کـه تـویـی آن شـبـح آیـنـه پـوش
عاشـقـی جـرم قشنگیـست بـه انکار مپـوش
آری آن سایه که شب مونس جانم شـده بود
آن الــفـبـا کــه هــمـه ورد زبـانـم شــده بــود
ایـــنـک از پـشـت دل آیـنـه پـیدا شـده اسـت
و تـماشـاگـر ایــن خـیـل تـمـاشـا شـده است
آن الــفــبـای دبـــسـتـانـی دلـخــواه تــویـــی!
عـشـق مـن! آن شـبـح شـاد شـبانـگـاه تویی

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 13:35  توسط عثمان عثمانی  | 

عشق:

عشق گاهی... ناودان گریه ی اشك بهار
عشق گاهی.... طعنه بر سرو است... در بالای دار

عشق گاهی .....یك تلنگر.... بر زلال تنگ نور
پیچ و تاب ماهی اندیشه ......در ژرفای تور

عشق گاهی می رود......... آهسته تا عمق نگاه
همنشین خلوت غمگین آه

عشق گاهی...... شور رستن در گیاه
عشق گاهی.... غرقه ی..... خورشید در افسون ماه

عشق گاهی.... سوز هجران است..... در اندوه نی
رمز هوشیاریست ....در مستی می

عشق گاهی.............................. آبی نیلوفریست
قلك... اندیشه ی.... سبز خیال كودكیست

عشق گاهی.... معجز قلب مریض
رویش سبزینه ای ....................در برگ ریز

عشق گاهی.... شرم خورشید است....... در قاب غروب
روزه ای با قصد قربت .....ذكر بر لب...... پایكوب

عشق گاهی..... هق هق.... آرام...... اما بی صدا
اشك ریز.... ذكر محبوب است.................... در پیش خدا

عشق گاهی طعم............. وصلت می دهد
مزه ی شیرین ....وحدت می دهد

عشق گاهی........ شوری هجران دوست
تلخی هرگز.............................. ندیدن های اوست
عشق گاهی یك سفر در شط شب
عشق پاورچین نجوای دو لب

عشق گاهی......... مشق های كودكیست
حس بودن با خدا ..............................در سادگیست

عشق گاهی.... كیمیای زندگیست
عشق در گل....................... راز ناپژمردگیست

عشق گاهی..... هجرت از من.... تا ما شدن
عشق یعنی با تو بودن.................... ما شدن

عشق گاهی بوی.................. رفتن می دهد
صوت شبناك تو را..................................... سر می دهد

عشق گاهی........ یك بغل دلواپسی
عطر مستی ساز....... شب بو اطلسی
عشق گاهی ..................................هم حكایت می كند
از جدایی ها شكایت می كند

عشق گاهی........... ناقه ی اندیشه ها را......... پی كند
هفت منزل را...... تا رسیدن.......................... بی صبوری طی كند

عشق گاهی ....................در عصا پنهان شود
گاه بر آتش............ گلستان می شود

عشق گاهی................................. رود را خواهد شكافت
فتنه ی نمرودیان......... زو رنگ باخت

عشق گاهی............................ خارج از................. ادراك هاست
طعنه ی لولاك.............. بر افلاك هاست

عشق گاهی............................. استخوانی در گلوست
زخم مسماریست................ در پهلوی دوست

عشق گاهی ......................ذكر محبوب است ............بر نی های تیز , گاه در چشمان مشكی.......... اشك ریز

عشق گاهی .......................خاطر فرهاد و شیرین می كند
گاه میل لیلی اش................. با جام مجنون می كند

عشق گاهی.............................. موج دریا می شود
گاه با ساحل .....................هم آوا ........................می شود

عشق گاهی.............................. چاه را منزل كند
یوسفین دل را.................... مطاع دل كند

عشق گاهی ................................هم به خون آغشته شد
با شقایق ها نشست و.................................. هم نشین لاله شد

عشق گاهی............ در فنا معنا شود
واژگان دفتر................................. كشف و تمناها شود

عشق را گو............................. هرچه................... می خواهد شود

با تو اما.................... عشق......................... پیدا می شود
بی تو اما ....................عشق كی............................. معنا شود
..
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 22:47  توسط عثمان عثمانی  | 

روانشناسی رنگها:

شما چه رنگی هستید
(بیست و پنجم دی 1386 ساعت 10:08 قبل از ظهر)

 

این یك روانشناسی رنگ است كه به نظرم جالب بود خواستم شما دوستان گلم هم اون رو امتحان كنید  دوست دارم اگر قابل بدونید نظرات خودتون رو برام بفرستید.
 
 
 
 
 
 

هر نامی یک رنگی دارد

 

رنگ های هماهنگ با عددها و حرف ها:

 

قرمز:             1       ش.س.ج.الف

نارنجی:          2       ت.ث.ک.ب

زرد:              3       ی.ل.ص.ض

سبز:             4        و.م.د.ژ

آبی:               5       چ.ن.ط.ظ

نیلی:              6       ح.خ.ف

بنفش:             7       ع.پ.غ

صورتی:         8       ز.ق.هـ

طلایی:           9        ر.ذ.گ

 

نــمــونــه:

 

مصطفی سعیدی رشک علیا

م          4

ص        3

ط          5

ف         6

ی         3

س         1

ع          7

ی         3

د          4

ی         3

ر         9

ش         1

ک         2

ع          7

ل         3

ی          3

ا           1

 

سپس این اعداد را با هم جمع می زنیم:

4+3+5+6+3+1+7+3+4+3+9+1+2+7+3+3+1 = 65

6+5 = 11

1+1 = 2

عدد 2، برابر با رنگ نارنجی است پس من

ویژگی های رنگ نارنجی را دارم

 

 

ســبــز

مهم است که برای خودتان برنامه ی روزانه داشته باشید.

کم پیش می آید زندگی شما آشفته و بی هدف باشد.

دیگران برای گرفتن راهنمایی پیش شما می آیند.

برای گسترده تر ساختن دانش خود هرگز از آموختن

باز نخواهید ماند. ارج نهادن به آیین گذشته

برایتان با ارزش است

 

نــارنــجــی

شوخ طبعی ویژه ای را که به ارث برده اید

سبب شده است که دوست داشتنی باشید.

نشاط شما آرزوی قلبی خیلی هاست.

شخصیتی دوست داشتنی دارید. گاهی درباره ی

هر چیزی بیش از اندازه زیاده روی می کنید

بنابراین تلاش کنید که دیگران رویتان اثر نگذارند.

با کاری که می کنیدشاید نتوانید دیگران را خوشحال

سازید مگر این که دست از تقلید بردارید و

آنچه را که در درونتان می جوشد بیرون کنید

 

بــنــفــش

دوستدار کندوکاو و جستجو در هر پدیده هستید.

هیچ رویدادی را به راحتی نمی پذیرید مگر این که

خودتان آن را تجربه کرده باشید.

در حل گرفتاری های خود راه حل را در درون خود بجویید.

دوستدار تنهایی هستید و هماهنگ شدن و یا کنار آمدن

با دیگران یکی از گرفتاری های بزرگ زندگی شما است

 

آبــی

دیگران شما را شخصیتی رک و بی آلایش می دانند

و به همین سبب برایشان دوست داشتنی هستید.

آزادی برایتان ارزشمند است و هرگز نمی توانید در جایی

کار کنید که به شما فشار می آورند و یا زیر نظر هستید.

زندگی با همه ی سختی ها و گرفتاری هایش

برایتان خوشایند است. روحیه ی سرکشتان نمی گذارد

که در یک جا پایبند شوید و می خواهید در میان مردم

نیز نامی شوید. در هر جایی که قدم بگذارید

با هوش خود خواهید توانست آرامش را در آنجا برقرار کنید

 

قــرمــز

خودخواه هستید و برای رسیدن به هدفهایتان دیگران را

له می کنید. در اوج شادی با کوچکترین بهانه ای اخم هایتان

در هم می رود و در لاک خود فرو می روید. گاهی نیز به سرعت

شکیباییتان را از دست می دهید و به دیگران زور می گویید

 

صــورتــی

دارای قدرت جسمی بالایی هستید. به خاطر اراده ی بالایی

که دارید می توانید رویاهایتان را به راحتی به واقعیت تبدیل کنید.

مهر به دیگران در شما آن چنان بالاست که دیگران برایتان

با ارزشمندتر از خودتان هستند. برای رسیدن به هدف هایتان

سلامتی خودتان را نیز به فراموشی خواهید سپرد

 

طــلــایــی

در هر چیزی تنها میزان بالای آن می تواند شما را

خوشنود کند رفتار و سخنتان چنان زیبایی ای در

خود دارد که کم پیش می آید کسی شما را خوب بشناسد.

کم پیش می آید که چهره ی افسرده ای به خود

بگیرید چون که به هر چیزی با خوش بینی نگاه می کنید.

در هر کار گروهی پیروز سر افراز هستید

 

نــیــلــی

زندگی شما همانند زندگی انسان های عارف است

و مردمی که با آن ها سر و کار دارید نزد شماگناهشان

را بازگو می کنند. دیگران را دوست دارید و از

حس ششم خوبی نیز برخوردار هستید و این چنین از

گرفتاری های مردم آگاه می شوید. بسیار با قدرت

و  سخاوتمند هستید. دادخواه هستید و با کوچکترین

بیدادی دیگران آزرده می شوید.

بیشتر افرادی که سوی شما می آیند گرفتار هستند

و برای دریافت کمک به شما روی می آورند

 

 

زرد

تیز هوش و خوش بین هستید. هرگز در گفتن

آن چه که می خواهید بر زبان بیاورید کم نخواهید آورد.

به خاطر زنده دلی همیشه دور و برتان پر از دوستان

خواهد بود. با اینکه روحیه ی شادی دارید اما هرگز

شادمان نخواهید بود مگر این که شادی هایتان را

با دیگران تقسیم کنید

/////////////////

شما چه رنگی هستید

 

 

 

 

 

30tlamc.gif30tlamc.gif30tlamc.gif30tlamc.gif30tlamc.gif

پنج تا ستاره خوشگل هدیه شما به خانه دل ماست

11_8_16.gif

منتظر حضور سبزتان بر صفحه قلبمان هستیم بر دیدگان ما منت می گذارید

 

                                              کوچک شما طیبه 
                                           به امید یک هوای تازه تر

 

                                        دوستتون دارم

 

راستی هفته نامه غروب غم یادتون نره منتظر قدم رنجه و اظهار نظرهای سازنده شما هستیم .

www.ghorubgham.blogfa.com

 

 


 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 16:34  توسط عثمان عثمانی  | 

شعرمعرفی وبلاگ:

==>این وبلاگو حتما ببینید<==

جدیدترین آلبوم ها و تک آهنگ ها



جدیدترین مداحی ها


هر چی بخوای اینجا هست کلیک کن


********نظر یادت نره********

http://www.cloob.com/profile/blog/list/username/arya2005/wrapper/true

---------------------------------------------------------------------------------

آلبوم جدید و بسیار زیبای حبیب به نام ایران بانو



12052254518.jpg


دانلود آلبوم به صورت یکجا در یک فایل زیپ شده


نام فایل

کیفیت

رپید شیر

مگا آپلود

لینک مستقیم

حبیب - ایران بانو

192Kb

 دانلود

 دانلود

 دانلود

حبیب - ایران بانو

128Kb

 دانلود

 دانلود

 دانلود


فرمت : Mp3 / کیفیت : 192Kbps


 ۱ـ ایران بانو


 ۲ـ عیدی (با همراهی محمد)


 ۳ـ ستاره ها


 ۴ـ قبله


 ۵ـ لنترانی


 ۶ـ عزیز جونم (با همراهی محمد)


 ۷ـ عزیز من


 ۸ـ مظلوم عشق


 ۹ـ بد بده


 ۱۰ـ نصیحت


Habib-Iran.Banoo-Back.jpg


فرمت : Mp3 / کیفیت : 128Kbps


 ۱ـ ایران بانو


 ۲ـ عیدی (با همراهی محمد)


 ۳ـ ستاره ها


 ۴ـ قبله


 ۵ـ لنترانی


 ۶ـ عزیز جونم (با همراهی محمد)


 ۷ـ عزیز من


 ۸ـ مظلوم عشق


 ۹ـ بد بده


 ۱۰ـ نصیحت


فرمت : Wma / کیفیت : 64Kbps


 ۱ـ ایران بانو


 ۲ـ عیدی (با همراهی محمد)


 ۳ـ ستاره ها


 ۴ـ قبله


 ۵ـ لنترانی


 ۶ـ عزیز جونم (با همراهی محمد)


 ۷ـ عزیز من


 ۸ـ مظلوم عشق


 ۹ـ بد بده


 ۱۰ـ نصیحت


---------------------------------------------------------------------------------------

Mp3


ایران بانو


عیدی (با همراهی محمد)


ستاره ها


قبله


لنترانی


عزیز جونم (با همراهی محمد)


عزیز من


مظلوم عشق


بعد باده


نصیحت


Ogg


ایران بانو


عیدی (با همراهی محمد)


ستاره ها


قبله


لنترانی


عزیز جونم (با همراهی محمد)


عزیز من


مظلوم عشق


بعد باده


نصیحت




-------------------------------------------------------------------------------


مراسم چهارم محرم 86 با مداحی حاج محمود کریمی

75909469882.jpg


دریافت مداحی


قسمت اول


قسمت دوم


قسمت سوم


قسمت چهارم


قسمت پنجم


---------------------------------------------------------------------------



ویدئو بسیار زیبا با مداحی رضا صادقی

63439483382.jpg


دریافت فایل تصویری


رضا صادقی


-------------------------------------------------------------------------

آهنگ جدید و  بسیار زیبای رضایا بهمراهی دختر رپر کیانا بنام واسیه بودنه با تو



upload2world_636fa.jpg


Mp3 128


Mp3 64


-------------------------------------------------------------------------------
MP3 128




--------------------------------------------------------------------------------------------

ای دل ازت خسته شدم


3339438-lg.jpg

ای دل ازت خسته شدم

تو هم با این عاشقیات

بس کن دیگه تمومش کن

چقد بلا سرت بیاد

من که گناهی ندارم

من و یه عشقه سینه سوز

دل گفتم عاشقی نکن

گوش نکردی حالا بسوز

تو هم یکی مثله همه

نه خیلی بدتر از همه

منو به آتیش کشیدی

اخه گلم این حقه منه

الهی خوش باشی گلم

پیش هرکی خوشی برو

منم میرم تو خلوتم

چه تنهایی دلم برو

نمی تونی ازم بخوای

تورو دوس نداشته باشم

اگه تو نمی خوای برو

عمرا کاری داشته باشم

اون روز که پیدا کردمت

گفتم اخیش چه با وفاس

اما حالا حتی دیگه

جواب حرفام با خداس

ای دلم عاشقی نکن

کار تو عاشقی نیس

کار تو یه حسرته

تو قلبش واسه تو جایی نیس

بمیرم من برات دلم

میدونم که سخته برات

ولی بازم طاقت بیار چرا میلرزه صدات

نمی تونی ازم بخوای

تورو دوس نداشته باشم

اگه تو نمی خوای برو

عمرا کاری داشته باشم

تو دل تو زیادیه جای برای اینو اون

هر کسی از راه میرسه جا میگیره تو دل تو

انگار که دیگه این وسط فقط من زیادیم

میخوای که بس کنم باشه فهمیدم که زیادیم

اون روز که پیدا کردمت

گفتم اخیش چه با وفاس

اما حالا حتی دیگه

جواب حرفام با خداس


---------------------------------------------------------------------------

آلبوم جدید و بسیار زیبای آرش یوسفیان به نام نامرد

این  آلبومو از دست ندین


844864919.jpg



Mp3


نامرد


دکتر


فاصله


نمیبخشمت


برو


ظالم (ورژن 2)


دستمو بگیر


ریمیکس (دیجی علی افشار)


Ogg


نامرد


دکتر


فاصله


نمیبخشمت


برو


ظالم (ورژن 2)


دستمو بگیر


ریمیکس (دیجی علی افشار)


-------------------------------------------------------------------------------------------


Mp3 128


نامرد


دکتر


فاصله


نمیبخشم تورو


برو


ظالم


دستامو بگیر


ریمیکس با دی جی علی افشار


Ogg 56


نامرد


دکتر


فاصله


نمیبخشم تورو


برو


ظالم


دستامو بگیر


ریمیکس با دی جی علی افشار


---------------------------------------------------------------------------


فرمت : MP3 / کیفیت : 128 KBps


Namard


Doctor


Fasele


Nemibakhshamet


Boro


Zalem


Dastamo Begir


(Remix (DJ Afshar


 

فرمت : WMA / کیفیت : 64 KBps


Namard


Doctor


Fasele


Nemibakhshamet


Boro


Zalem


Dastamo Begir


(Remix (DJ Afshar


------------------------------------------------------------------------------



باید دیوونگی هامو ببخشی




باید دیوونگی هامو ببخشی

نگاه سرده چشمامو ببخشی

میدونم گاهی حرفام خیلی تلخه

بگو می تونی حرفامو ببخشی

باید گاهی تو چشمام خیره شی تا

ببینی تا چه حد غمگین وخستم

نمیدونم دخیل دلخوشیمو

به چشمای کدوم آیینه بستم

یه دنیا خاطره تو کوله بارم

منو از زندگی مایوس کرده

شبای بی چراغ زندگیمو

پر از تنهایی و کابوس کرده

تو نور روشن روزای بعدی

همون روزایی که ایینه وارن

همون روزای خوش رنگ دل انگیز

که تو آغوششون پروانه دارن

تو میتونی منو آشتی بدی با

 شبای روشن ستاره بازی

تو میتونی کنار من بمونی

 تو میتونی منو از نو بسازی

تو میتونی با یه لبخند شیرین

بدی های منو آسون ببخشی

می تونی به کویره خشکه قلبم

تو به آهستگی بارون ببخشی

باید دیوونگی هامو ببخشی

نگاه سرده چشمامو ببخشی

میدونم گاهی حرفام خیلی تلخه

بگو می تونی حرفامو ببخشی

باید گاهی تو چشمام خیره شی تا

ببینی تا چه حد غمگین وخستم

نمیدونم دخیل دلخوشیمو

به چشمای کدوم آیینه بستم


-------------------------------------------------------------


آهنگ جدید و فوق العاده زیبای مانی رهنما به نام آینه وار

Mp3


آینه وار     


mp3


آیینه وار

-------------------------------------------------------------------------------------------------


تسلیت قلب صبورم

4q53d5v


خیلی وقته اینجا پرسه می زنم  2.gif

جای رد پاتو  من ، نیستی و بوسه می زنم

اگه حتی تو جوابمو ندی

من بازم با عکس تو حرف میزنم

تسلیت قلب صبورم3.gif

دیگه اون دوست نداره

سهم اون یه عشق تازه

سهم تو طناب داره

بسته اشکاتو نگه دار

غم تو یکی دو تا نیس

پا نزار روی غرورت

جای اون به زیره پا نیس

------------------------------------------------------

آهنگ جدید و فوق العاده زیبای مجید خراطها به نام تسلیت قلب صبورم


Mp3 128


تسلیت قلب صبورم

Mp3 192


تسلیت قلب صبورم
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 16:31  توسط عثمان عثمانی  | 

خسرووشیرین:

از آمدنم نبود گردون را سود

وز رفتن من جاه و جلالش نفزود

وز هیچ کسی نیز دو گوشم نشنود

کاین امدن و رفتنم از بهر چه بود!

آنان که محیط فضل و آداب شدند

در جمع کمال شمع اصحاب شدند

ره زین شب تاریک نبردند بیرون

گفتند فسانه ای و در خواب شدند

ای کاش که جای ارمیدن بودی

یا این ره دور را رسیدن بودی

کاش از پی صد هزار سال از دل خاک

چون سبزه امید بر دمیدن بودی

نیکی و بدی که در نهاد بشر است

شادی و غمی که در قضا و قدر است

با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل

چرخ هزار بار از تو بیچاره تر است

 

 

حاضر جوابی فرهاد:

درآوردنش از در چون یکی کوه

                        دل و جانی به زیر کوه اندوه

مَـلِـک فـرمود تـا بـنواخــتـنـدش

                        به هر گامی نثاری ساختندش

به هر نکته که خسرو ساز می داد

                        جوابی هم به نکته باز می داد

نخستین بار گفتش کز کجایی؟

                                       بـگفــت از دارِ مُلـک آشـنـایــی

بگفت آنجا ز صنعت در چه کوشند؟

                                       بگفت انده خرند و جان فروشند

بگفتا جان فروشی در ادب نیست

                               بگفت از عشق بازان این عجب نیست

بگفت از دل شدی عاشق بدین سان؟

                               بگفت از دل تو می گویی من از جان

بگفتا عشق شیرین بر تو چون است؟

                               بگفت از جان شیرین آن فزون است

بگفتا دل ز مهرش کی کنی پاک؟

                               بگفت آنگه که باشم خفته در خاک

بگفتا گر خرامی در سر ایش

                               بگفتا اندازم این سر زیر پایش

بگفتا رو صبوری کن در این درد

                               بگفت از جان صبوری چون توان کرد؟

بگفت او آن من شد زو مکن یاد

                               بگفت این کی کند بیچاره فرهاد

چو عاجز گشت خسرو در جوابش

                                       نیامد بیش پرسیدن صوابش

به یاران گفت کز خاکی و آبی

                                       ندیدم کس بدین حاضر جوابی

 

 

آن قصه شنیدید که در باغ یکی روز

از جور تبر زار بنالید سپیدار

کز من نه دگر بیخ و بنی ماند و نه شاخی

از تیشه هیزم شکن و اره نجار

این با که توان گفت که در عین بلندی

دست قدرم کرد به ناگاه نگونسار

گفتش تبر اهسته، که جرم تو همین بس

کاین موسم حاصل بود و نیست تو را بار

تا شام نیفتاد صدای تبر از گوش

شد توده در آن باغ سحر هیمه بسیار

دهقان چو تنور خود از ان هیمه بر افروخت

بگریست سپیدار و چنین گفت دگر بار:

آوخ که شدم هیزم و آتشگر گیتی

اندام مرا سوخت چنین ز آتش ادبار

از سوختن خویش همی زارم و گریم

آن را که بسوزند چو من گریه کند زار
خندید بر او شعله که از دست که نالی

ناچیزی تو کرد بدینگونه تو را خوار

آن شاخ که سر برکشد و میوه نیارد

فرجام به جز سوختنش نیست سزاوار

امروز سرافرازی دی را هنری نیست

می باید از امسال سخن  راند نه از پار

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 13:58  توسط عثمان عثمانی  | 

امیل برای خدا:

email برای خدا

 

امروز صبح که از خواب بیدار شدی، نگاهت می کردم؛
و امیدوار بودم که با من حرف بزنی،
حتی برای چند کلمه
،
نظرم را بپرسی یا برای اتفاق خوبی که دیروز در زندگی ات افتاد،از من تشکر کنی.

اما متوجه شدم که خیلی مشغولی، مشغول انتخاب لباسی که می خواستی بپوشی.
وقتی داشتی این طرف و آن طرف می دویدی تا حاضر شوی
فکر می کردم چند دقیقه ای وقت داری که بایستی و به من بگویی:
سلام؛

اما تو خیلی مشغول بودی.

یک بار مجبور شدی منتظر بشوی و برای مدت یک ربع کاری نداشتی
جز آنکه روی یک صندلی بنشینی.

بعد دیدمت که از جا پریدی.
خیال کردم می خواهی با من صحبت کنی ؛
اما به طرف تلفن دویدی
و در عوض به دوستت تلفن کردی تا از آخرین شایعات با خبر شوی.
 تمام روز
با صبوری منتظر بودم.



با اونهمه کارهای مختلف گمان می کنم که اصلاً وقت نداشتی با من حرف بزنی.
متوجه شدم قبل از نهار هی دور و برت را نگاه می کنی ،
شاید چون خجالت می کشیدی که با من حرف بزنی ،
سرت را به سوی من خم نکردی.

تو به خانه رفتی و به نظر می رسید که هنوز خیلی کارها برای انجام دادن داری.
بعد از انجام دادن چند کار، تلویزیون را روشن کردی.
نمی دانم تلویزیون را دوست داری یا نه؟
در آن چیزهای زیادی نشان می دهند و تو هر روز مدت زیادی از روزت را جلوی آن می گذرانی؛
در حالی که درباره هیچ چیز فکر نمی کنی و فقط از برنامه هایش لذت می بری...

باز هم
صبورانه
انتظارت را کشیدم
و تو در حالی که تلویزیون را نگاه می کردی، شام خوردی؛
و باز هم با من صحبت نکردی. موقع خواب...،فکر می کنم خیلی خسته بودی.
بعد از آن که به اعضای خونوادت شب به خیر گفتی ، به رختخواب رفتی
و فوراً به خواب رفتی .
..... اشکالی ندارد.


احتمالاً متوجه نشدی که من همیشه در کنارت و برای کمک به تو آماده ام.
من صبورم،بیش از آنچه تو فکرش را می کنی.
حتی دلم می خواهد یادت بدهم که تو چطور با دیگران صبور باشی.

من آنقدر
دوستت دارم
که هر روز منتظرت هستم.
منتظر یک سر تکان دادن، دعا، فکر، یا گوشه ای از
قلبت
که متشکر باشد.
خیلی سخت است که یک مکالمه یک طرفه داشته باشی.
خوب،من باز هم منتظرت هستم؛
سراسر پر از
عشق
تو...
به امید آنکه شاید امروز کمی هم به من وقت بدهی.

آیا وقت داری که این را برای فرد دیگری هم بفرستی؟

اگر نه، عیبی ندارد، می فهمم و
هنوز هم دوستت دارم
. روز خوبی داشته باشی...

دوست و دوستدارت خدا.




 

 

 

به امید یك هوای تازه تر

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 13:55  توسط عثمان عثمانی  | 

نمیدانم چرا ؟زندگی چیست؟شعر

نمیدانم چرا؟ زندگی چیست؟
(بیست و سوم دی 1386 ساعت 10:02 قبل از ظهر)

دلــــــــم گرفته ازین هـــــای هــــــای تکراری

ازین غــــــــــــروب و ازین انــــــــــزوای تکراری

چـــــــه بی بهانه درین لحظـــــه ی پر از تردید

سپـــــــــرده ام دل خـــــــود را به وای تکراری

تمــام خاطـــــــــره ها یک به یک پریشان شد

میان هـــــــــاله ای از این هـــــــــوای تکراری

در انجمـــــــــــاد زمین پشت هق هقــم لرزید

بلــــــــــور بغض دل این بی صـــــــدای تکراری

شبیه شیشه ترک خــورد و در خودش پوسید

دلم به رســم غـــــــــزلگــــــــریه های تکراری

غـــــــــرور و درد و تبــاهی ? فقط همین مانده

و طرح ســــــــــاده ای از یک خــدای تکراری

باز باران با ترانه

 

زندگی گل زردی است به نام ( غم ) فریاد بلندی است به نام ( آه ) مروارید قلتانی است به نام ( اشک) و آیینه ای شکستنی است به نام (دل)

 

سلام من به محرم   محرم گل زهرا                   سلام به محرم   

به لطمه های ملائك  به ماتم گل زهرا               

سلام من به محرم  به تشنگی عجیبش                   

به بوی سیب زمین و غم حسین غریبش           

سلام من به محرم  به غصه و غم مهدی

به چشم كاسه خون و به شال ماتم مهدی

سلام من به محرم  به كربلا و جلالش

به لحظه های پر از حزن و غرق درد و ملالش

سلام من به محرم  به حال خسته زینب

به بینهایت داغ دل شكسته زینب

سلام من به محرم  به دست و مشك ابوالفضل

به ناامیدی سقا به سوز و اشك ابوالفضل

سلام من به محرم  به قد و قامت اكبر

به خشك اذان گوی زیر نیزه و خنجر

سلام من به محرم  به دست و بازوی قاسم

به شوق شهد شهادت  حنای گیسوی قاسم

سلام من به محرم  به گهواره اصغر

به اشك خجلت شاه و گلوی پاره اصغر

سلام من به محرم  به احترام سكینه

به آن ملیكه كه رویش ندیده چشم مدینه

سلام من به محرم  به عاشقی زهیرش

به بازگشتن حر  خروج ختم به خیرش

سلام من به محرم  به مسلم و به حبیبش

به رو سپیدی عون و بوی عطر عجیبش

سلام من به محرم  به زنگ محمل زینب

به پاره پاره تن بی  سر مقابل زینب

سلام من به محرم  به انتظار رقیه

به پای آبله بسته به چشم تار رقیه

سلام من به محرم  به شور و حال عیانش

سلام من به حسین و به اشك سینه زنانش

سلام من به محرم  به حزن نغمه هایش

به پرچم و به سیاهی  به خیمه های عزایش

نمیدانم چرا باید چنین ساز مخالف سر کنم یکسر
نمیدانم چرا گردونه را وارونه میبینم
در این بهر خروشان ... دگر راه نجاتی نیست
نمیدانم چرا این چشمه را خشکیده میبینم
همه دنیای من شد شک و تردید و فقط یک چیز...
و آن اینکه دلی را عاشق و شیدای دلداری نمیبینم
چرا باید چنین باشد؟ چرا؟؟؟؟؟؟؟
زمانی بود ؛کاتب مشق عشق میکرد و دیگر هیچ
زمانی بود ؛درویشی و مهر و دوستی هر جا هویدا بود
چرا باید به جای مهر /کینه را مهمان دلها کرد
چرا باید به جای دوست / دشمن را هم اوا بود
چرا رسم زمان باید چنین گردد
همه دلها شده سنگی / همه در فکر آزارند
بدا بر حال ما / قربانیاتی بی سر انجامیم
عجب ره توشه ای داریم !!!!
چرا ما بی سرانجامیم؟ چرا تنهای تنهاییم.؟
و ختم کلام اینکه....
بی وقفه بر پیکره روزگار می کوبد
پتک عصیانگر گناه
با ثانیه هایی از جنس خطا
و عمری که به تاراج می رود
پس تمام خواسته هایت را در سینه حبس کن
و هرگز امید زندگی را
به زنگار خاکستری گناه / کینه /نفرت مفروش
خود را به تقدیر بسپار و اگر توانی داشتی مبارزه کن
تا آبدیده شود دلت برای مرگ آینده

 

آبروی آب

ما را به حال خود بگذارید و بگذرید

 

از خیل رفتگان بشمارید و بگذرید

اکنون که پا به روی دل ما گذاشتید

پس دست بر دلم مگذارید و بگذرید

تا داغ ما کویر دلان تازه ترشود

چون ابری از سراب ببارید و بگذرید

پنهان در آستین شما برق خنجر است

دستی از آستین به در آید و بگذرید

ما دل به دست هر چه که بادا سپرده ایم

ما را به دست دل بسپارید و بگذرید

با آبروی آب، چه باک از غبار باد!

 

 

 


 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 13:48  توسط عثمان عثمانی  | 

تنهائی:

دوست گلم غروب غم یادت نره


 


 

        

نذار بهت عادت کنم ....جدایی سخته گل من

 

یه روز تو از این جا می ری ...می شکنه تنها دل من

 

نذار بهت عادت کنم ...دچار یعنی موندگار

 

تو که نمی مونی پیشم ...داغتو رو دلم نذار

 

نذار بهت عادت کنم ...تا که جدایی سخت نشه

 

نهال عشقو بسوزون ...تا که یه روز درخت نشه

 

ما که بهم نمی رسیم ..حتی توی خواب و خیال

 

قسمت ما یکی نشد ...حتی توی فنجون فال

 

نمی شه این پله ها رو دوتا یکی کرد و رسید

 

دیواره سنگه بینمون نمی شه دیوا رو ندید ...

                         

نذار بهت عادت کنم .......

                            جدایی سخته گل من .....!!!!

 

هیچ چبز نگفتم تا در انزوای شبگریه ها گمت کنم ....اما تو در من

 

پیدایی و من تازه خود را پیدا کرده ام ... گویی فراموش کردنت

 

محالیست نا ممکن پس خود را باید عادت دهم به هجوم گا ه و بی

 

گاه خیالت ....!!!

 

هنوز دوستت دارم و این را منکر نمی شوم اما ... بهانه ی

 

ترانه هایم ....من دیگر با تو بودن را نمی خواهم ....!!!!

          

 

ستاره نقطه چین شد ، رسید قصه به آخر

 

دیگه ازت بریدم ، ندارمت من باور

 

راحت شدی بازیگر ، ببین شدم دیوونه

 

برای زنده بودن تو بودی تک بهو نه

 

           بعده یکسال و ده ماه ، می گی همش بود با زی

 

           تو که د یدی برید م ، چه طور د لت شد را ضی

 

حالا که داری می ری خاطره ها تم ببر

 

بالاتو باز کن عزیز ، از روی نعشم بپر

 

فکر نکنی گریه هام ، واسه اینه که نیستی

 

فکرنکنی مهمه  ، که روم چشا تو بستی

 

اشکام واسه اینه که ازت خوردم یه دستی

 

دارم می میرم عزیز . بد جور منو شکستی

 

نه ، فکر نکن واسه تو دارم فدا می شم من

 

از کینه ی حرف تو داره می سوزه ا ین تن

 

تو لایقم نبودی همه ا ینو می دونن

 

یه عمره تو گوش من ا ز رفتنت می خونن

 

به همشون می گفتم که حرفا شون فریبه

 

خنجر ا ز آ شنا خوردم ، اونا بودن غریبه

 

نکنه یا دت رفته ، تنها تو آ شنا می

 

آخه خودت می گفتی تا آخرش باهامی

 

از تو خیا لم برو چشا م دوست ند ا رن

 

به خا طرا تت بگو برن تنها م بذ ا رن

 

      بسته دیگه داغونم ، آره، با زی رو بردی

 

     من همه چیزو باختم ، تو یا د من تو مردی

 

بذا ر تو تنهایی هام ، بسوزم و بسازم

 

تقصیره سا د گیمه ، حقمه که ببا زم

 

       از یه آ د م مغرور ساختی یه دل شکسته

 

     همه چیزمو بردی  ، با زی تمومه ، بسته

 

همیشه با افتخار می گفتم از عشق تو

 

اما امروز سر به زیر بهت می گم که برو

 

دیگه چی می خوای ا زم ، بیا ببین داغونم

 

خرا به شد قصر من ، بیا ببین ویرونم

 

همینو می خواستی تو ، بیفتم به التماس

 

این بود حق عشق من ، هستی خیلی ناسپاس

 

دووم بیارم چی رو ، حرفای تلخ تورو ؟

 

می خوای بگم قسمته ، خوشبخت بشی و برو

 

         نه بی وفا دیگه نه ، خد ا بیا ره سرت

 

      یه گرگ بی چشم و رو بشکنه بال و پرت

 

تقا ص حرف تو رو خد ا ا زت بگیره

 

نا بود کردی وجودم دلم دارم می میره

 

تو عشقمو می خواستی بیا ببین چه خستس

 

جون تو تنش نمونده ، چشاش رو دنیا بستس

 

آی آ دما ی د نیا تا کی کنم صبوری؟؟

 

دنیای بی رحمتون ، نذاشت راه عبوری

 

        آهای خدا می بینی بند ت باهام چه کرده

 

          آخه خد ا چرا من ، ا لهی بر نگرده

 

خدا بگو من با کی بد کرده بودم ا ین جور

 

تقا ص گرفتی ا زم تو خیلی سخت و نا جور

 

خد ا خلا صم بکن با ور بکن برید م

 

تو د نیا ی آد ما ، به جز بدی ند ید م

 

گفتی جهنم تو یه جای دورازاین جاس

 

خدا دارم می سوزم ، جهنمت همین جاس

 

خدا ا نگاری می خوا ی با زم بد ی تو بازی

 

انگار به هق هق من دل تو شده راضی

 

د یگه دارم می میرم . بدجور اسیر آهم

 

خدا ی آسمونا ببخش تو ا ین گنا هم

 

          به یا رسا بق بگید نیا د سر مزا رم

 

    بگید که عشق اونو توی گورم می ذارم...!!

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 11:36  توسط عثمان عثمانی  | 

فرشته بیکار:

فرشته بیكار

 مردی خواب عجیبی دید
او در عالم رویا دید كه نزد فرشتگان رفته و به كارهای آنها نگاه می كند
هنگام ورود ، دسته بزرگی از فرشتگان را دید كه سخت مشغول كارند و تند تند نامه هایی را كه توسط پیك ها از زمین می رسند ، باز می كنند و آنها را داخل جعبه هایی می گذارند

« مرد از فرشته ای پرسید : « شما دارید چكار می كنید ؟
«
فرشته در حالیكه داشت نامه ای را باز می كرد ، جواب داد : « اینجا بخش دریافت است ، ما دعا ها و تقاضاهای مردم زمین را كه توسط فرشتگان به ملكوت می رسد به خداوند تحویل می دهیم
مرد كمی جلوتر رفت . باز دسته بزرگ دیگری از فرشتگان را دید كه كاغذهایی را داخل پاكت می گذارند و آنها را توسط پیك هایی به زمین می فرستند
«
مرد پرسید : « شماها چكار می كنید ؟
یكی از فرشتگان با عجله گفت : « اینجا بخش ارسال است ، ما الطاف و رحمات خداوند را توسط فرشتگان به بندگان زمین می فرستیم
مرد كمی جلوتر رفت و یك فرشته را دید كه بیكار نشسته
«
مرد با تعجب از فرشته پرسید : « شما اینجا چكار می كنی و چرا بیكار ی ؟
فرشته جواب داد : « اینجا بخش تصدیق جواب است . مردمی كه دعاهایشان مستجاب شده ، باید جواب تصدیق دعا بفرستند
«
ولی تنها عده بسیار كمی جواب می دهند
«
مرد از فرشته پرسید : « مردم چگونه می توانند جواب تصدیق دعاهایشان را بفرستند ؟
« !
فرشته پاسخ داد : « بسیار ساده است ، فقط كافیست بگویند : خدایا متشكریم

  خانه دل ماست

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 11:33  توسط عثمان عثمانی  | 

ملا وکشیش(عکس):

عکس از گفتگوی ادیان
(بیست و هفتم آذر 1386 ساعت 12:38 بعد از ظهر)

Sine_Sorkh.jpg

 گفتگو ! گفتگو! حتی ....

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 11:24  توسط عثمان عثمانی  | 

مترسک:


 

این هم  یكی از  دل نوشته هام  تقدیم به تمامی گلهای قشنگم در غروب غم

 

د
(دهم دی 1386 ساعت 14:00 بعد از ظهر)
ل نوشته

 

مترسك

 

 

در میان تند باد

 

در هجوم مرغكان  تیز بال

 

تن پوشالیش در لرزه گشت

 

روحش اسیر دست دیگریست

 

او ز خود دستی ندارد تا كه آنرا مشت سازد

 

بر دهان هر چه زارع

 

تا بدانند كه او سوزد ، او سازد

 

تا كه گندمزاری از مرگ و گذار زار او

 

روید بر سراسر دشت تن

 

تا از حیات زار او

 

در و گوهر نصیب دستهای زارعی گردد

 

كه او را اسیری نه برای خود

 

بل برای عایدش كرده

 

او همان مرد میان تند باد

 

مترسك خرمن ما و شماست

 

 

 

 

آرزو می كنم هیچ وقت تو زندگی هاتون نه مترسك باشید و نه كسی رو مترسك زندگی خودتون قرار بدید.

 

 

 

یا حق

 

به امید یك هوای تازه تر

 

كوچیك شما طیبه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 11:17  توسط عثمان عثمانی  | 

عکسهای زیبا واشعاری چند:

(یازدهم دی 1386 ساعت 08:16 قبل از ظهر)

 

خبر خبر خبرررر

 

 

 

839120zxealt5zy2.gif

سلام به همه همه دوستای گل امیدوارم كه خوب باشید

خواستم هم یه خبر بدم هم سال نو رو تبریك بگم

خواستم بگم سال نو مبار ك سال خوبی داشته باشید

اما خبر : خبر اینكه با كمك دوستای عزیز داریم یه هفته نامه علمی فرهنگی اجتماعی راه می اندازیم گفتم بهت بگم یادت نره شركت كنی و كمكمون كنی مثل همیشه

 www.ghorubgham.blogfa.com

اینم ادرسشه

تو هر قسمتی كه تونستی كمكمون كنی بیا تو این بحث اعلام كن:

 
 

منتظریم

زندگی زیباست  عشق رویاست   محبت تنهاست    دوستی از همه والاست

از آن زمانی که هنر دوستی را فهمیدم فقط تو را می بینم

که تکه گاهی از محبت هستیم و من در این میان

 

چون پرندگان آشیان گم کرده در جستوجوی پناهگاه مطمئن تو را یافتم

دوری ات را نمی توان تحمل کرد ولی چه توان کرد

که رسم روزگار چنین است...!

عشق یعنی معنی دیوانگی

عشق یعنی ظلمت و آوارگی

عشق یعنی سوختن پروانه ها

: عشق یعنی راه های نا کجا

عشق فرمان دل است و سوز جان

: عشق یعنی آن نگاه عاشقان

عشق یعنی عشق فرهاد و دلش

عشق یعنی آرزوی مانده اش

عشق یعنی عشق مجنون با جنون

عشق یعنی عشق لبلی تا کنون

عشق یعنی عاشقی تا پای مرگ

عشق یعنی رویت معشوق مرگ

عشق یعنی غصه و دلواپسی

عشق یعنی بی کسی در بی کسی

عشق یعنی از بدی عاری شدن

اشک از چشم دلت جاری شدن

عشق یعنی روزو شب در جستجو

عشق یعنی با مرادت گفتگو

عشق یعنی نفس خود را هی کنی

راه دشوار جنون را طی کنی

عشق یعنی سر فدای راه دوست

عشق یعنی هر چه داری مال اوست

 


+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 11:15  توسط عثمان عثمانی  | 

نوزادان سنگین وزن:

نوزاد 7 ماهه تهرانی 20 كیلوگرم وزن دارد
خبرگزاری فارس: مهرشاد كمیزی، نوزاد 7 ماهه تهرانی گر چه در زمان تولد فقط 3 كیلوگرم وزن داشته، با گذشت 7 ماه از زمان تولد، اكنون 20 كیلوگرم وزن دارد.

به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری فارس، مهرشاد كمیزی متولد 31 اردیبهشت 86 است كه با 20 كیلوگرم وزن در سلامت كامل به سر می‌برد

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 11:9  توسط عثمان عثمانی  | 

عکس وشعرهای زیبا:

خبر خبر خبرررر
(یازدهم دی 1386 ساعت 08:16 قبل از ظهر)

 

 

 

 

839120zxealt5zy2.gif

سلام به همه همه دوستای گل امیدوارم كه خوب باشید

خواستم هم یه خبر بدم هم سال نو رو تبریك بگم

خواستم بگم سال نو مبار ك سال خوبی داشته باشید

اما خبر : خبر اینكه با كمك دوستای عزیز داریم یه هفته نامه علمی فرهنگی اجتماعی راه می اندازیم گفتم بهت بگم یادت نره شركت كنی و كمكمون كنی مثل همیشه

 www.ghorubgham.blogfa.com

اینم ادرسشه

تو هر قسمتی كه تونستی كمكمون كنی بیا تو این بحث اعلام كن:

 
 

منتظریم

زندگی زیباست  عشق رویاست   محبت تنهاست    دوستی از همه والاست

از آن زمانی که هنر دوستی را فهمیدم فقط تو را می بینم

که تکه گاهی از محبت هستیم و من در این میان

 

چون پرندگان آشیان گم کرده در جستوجوی پناهگاه مطمئن تو را یافتم

دوری ات را نمی توان تحمل کرد ولی چه توان کرد

که رسم روزگار چنین است...!

عشق یعنی معنی دیوانگی

عشق یعنی ظلمت و آوارگی

عشق یعنی سوختن پروانه ها

: عشق یعنی راه های نا کجا

عشق فرمان دل است و سوز جان

: عشق یعنی آن نگاه عاشقان

عشق یعنی عشق فرهاد و دلش

عشق یعنی آرزوی مانده اش

عشق یعنی عشق مجنون با جنون

عشق یعنی عشق لبلی تا کنون

عشق یعنی عاشقی تا پای مرگ

عشق یعنی رویت معشوق مرگ

عشق یعنی غصه و دلواپسی

عشق یعنی بی کسی در بی کسی

عشق یعنی از بدی عاری شدن

اشک از چشم دلت جاری شدن

عشق یعنی روزو شب در جستجو

عشق یعنی با مرادت گفتگو

عشق یعنی نفس خود را هی کنی

راه دشوار جنون را طی کنی

عشق یعنی سر فدای راه دوست

عشق یعنی هر چه داری مال اوست

 


+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 2:27  توسط عثمان عثمانی  | 

مترسک ،شعر:

دل نوشته
(دهم دی 1386 ساعت 14:00 بعد از ظهر)

 

این هم  یكی از  دل نوشته هام  تقدیم به تمامی گلهای قشنگم در غروب غم

 

 

مترسك

 

 

در میان تند باد

 

در هجوم مرغكان  تیز بال

 

تن پوشالیش در لرزه گشت

 

روحش اسیر دست دیگریست

 

او ز خود دستی ندارد تا كه آنرا مشت سازد

 

بر دهان هر چه زارع

 

تا بدانند كه او سوزد ، او سازد

 

تا كه گندمزاری از مرگ و گذار زار او

 

روید بر سراسر دشت تن

 

تا از حیات زار او

 

در و گوهر نصیب دستهای زارعی گردد

 

كه او را اسیری نه برای خود

 

بل برای عایدش كرده

 

او همان مرد میان تند باد

 

مترسك خرمن ما و شماست

 

 

 

 

آرزو می كنم هیچ وقت تو زندگی هاتون نه مترسك باشید و نه كسی رو مترسك زندگی خودتون قرار بدید.

 

 

 

یا حق

 

به امید یك هوای تازه تر

 

كوچیك شما طیبه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 2:20  توسط عثمان عثمانی  | 

دائوئیسم:

دائویسم
(دوازدهم دی 1386 ساعت 23:13 بعد از ظهر)

دائویسم

Theimage“http://free.polbox.pl/u/ul7a0w/Taoizm.gif”cannotbedisplayed,becauseitcontainserrors.


یكی از ادیان چینی دین دائویسم است

مكتب تائو / دائو (Taoism)به لائوتسه (tse_lao) حكیم (متوفاى 517 ق .م ) منسوب است . در اینكه آیا وى وجود خارجى داشته است یا صرفا یك شخص افسانه اى است ،

میان دانشمندان اختلاف وجود دارد. به گونه اى كه از سنت به دست مى آید وى در سال 604 ق .م . در چین به دنیا آمد و مدتى در دربار پادشاه سمت بایگان داشت . وى پس از چندى شغل خود را رها كرد و براى پرداختن به صفاى روح از همه امور حتى كسب علم دست كشید و در خانه خود ماند. مردم درباره او كنجكاو شدند و براى آگاهى از انیشه هاى وى به دیدار او شتافتند. گفته مى شود كنفوسیوس نیز به دیدار وى رفت . وى از مراجعات مردم خسته شد و بدین جهت از سرزمین خود مهاجرت كرد. یكى از دروازه بانان شهر او را در حال عزیمت دید و از خواهش كرد كه به وى چیزى بیاموزد. لائوتسه در كنارى ایستاد و رساله اى را به او املا كرد كه تاكنون باقى است و نام آن تائوته چینگ یعنى رساله تائو و خاصیت آن ، است . این رساله شامل سخنان كوتاهى است كه معناى بعضس از آنها روشن نیست . رساله را به دروازه بان داد و از آنجا عبور كرد و دیگر خبرى از او باز نیامد. برخى گفته اند وى در سال 517 ق .م . درگذشت .
كسانى كه لائوتسه را شخصى افسانه اى مى دانند، مى گویند فلسفه منسوب به وى از زمان كنفوسیوس قدیمتر است و رساله یاد شده نیز قبلا وجود داشته است .

1- لائوتسه و فلسفه تائوته چینگ

http://www.aldeaeducativa.com/small/lao-tse.jpg

رساله منسوب به لائوتسه محصول اندیشه یك تن نیست ، بلكه در طول قرون حك و اصلاحاتى در آن صورت گرفته است ، اما بیشتر محتویات آن از قرن چهارم قبل از میلاد است .
از دیدگاه فیلسوفان قدیم چین هر گونه فعل و انفعالات جهان تحت تاءثیر نظامى است كه تائو نامیده مى شود. تائو در زبان چینى به معناى راه است و در اصل به بستر رودخانه اطلاق مى شده است . مى شده است . پیروان این فلسفه براى تحولات جهان قانونى ثابت مانند بستر رودخانه قائل بودند و مى گفتند تائو آغاز و انجامى ندارد و پس از پدید آمدن جهان مادى ، تائو نیز براى ایجاد تناسب ، در آن جریان یافته است . از این رو، واژه تائو به كاسموس (cosmos) یونانى كه به معناى تناسب است ، نزدیك مى شود. یونانیان جهان را كاسموس مى نامیدند.

Taoist Temple at Qing Cheng Shan

در رساله تائوته چینگ آمده است كه هر گاه اشیاء در بستر طبیعى خود سیر كنند با كمال تناسب حركت خواهند كرد؛ زیرا این حركت با تائو هماهنگ است ، ولى هر گاه چیزى از بستر طبیعى منحرف شود تناسب خود را از دست مى دهد. هدف نهایى انسان باید آن باشد كه خود را با تائو هماهنگ كند.




2- چوانگ تزو  و مقالات او

4-s-h.jpg

چوانگ تسه پس از لائوتسه ، معروفترین فیلسوف تائوئیسم است و گفته مى شود وى در قرن چهارم قبل از میلاد تعالیم استاد فرضى خود، لائوتسه را نشر داده است . به این حكیم سى و سه مقاله نسبت داده اند كه بسیارى از آنها قطعا از اوست . وى تحولات جهان را به شكل دورانى ترسیم مى كرد و معتقد بود كه اضداد بر یكدیگر تاءثیر مى گذارند و از میان مى روند. او معتقد به نیست خیر و شر بود و براى بیان اندیشه هاى خود از تمثیلهاى بسیارى استفاده مى كرد.

3- دین رسمى

TainanBigBurner.jpeg

براى نخستین بار در سال 165 م . یكى از پادشاهان چین معبدى به نام لائوتسه بنا كرد و هدایاى تقدیم داشت ، ولى تائوئیسم پیشرفت چندانى نكرد تا آنكه در قرن هفتم میلادى این آیین در چین رسمیت یافت . در آن زمان آیین بودا و مكتب كنفوسیوس در چین پیشرفت كرده بودند. افرادى به این عنوان كه آیین بودا از كشور هندوستان به چین سرایت كرده و یك آیین بومى نیست ، به ترویج تائوئیسم پرداختند. آنان آداب و رسومى را بنا نهادند و براى چیزهاى مختلف خدایانى را مطرح كردند. با این حال ، این آیین در چین پیروان اندكى داشت و كم كم از صحنه بیرون شد. با آنكه دولت كمونیستى چین با افكار مذهبى شدیدا مبارزه مى كند، هنوز هم افرادى به جنبه هاى جادویى این آیین علاقه دارند.
http://www.kellogg.northwestern.edu/student/gim/SEAsia2007/Images/Vietnam_Culture.jpg


+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 1:47  توسط عثمان عثمانی  | 

اشعاری عرفانی:

فردوسی

اونـــا کــه میــمیرن مـیرن  تــــو بــرزخ

قـاطـی میشـن اهــل  بهشت و دوزخ

کـــار همـــــه اونجــــا  بخـور بخـــوابــه

تــــا روز آخــــر ،  کــه حساب کتــابــه

اونجــــــا یـــــــه سـیستم  اداری داره

واســــــه خودش  ســاعت کاری داره

سیـستِم اونجــــارو  میگـــن عــالیــه

کـــلِّ لـــــــوازمــــش دیجـیـتــا لـیــــه

فــرشتــه ای هست  کـه کارش  اینه

صُب تـــاشـب اونجـا  بگیـــره  بشینه

کـارکـه نباشه  حــوصله ش  سرمیره

میشـینه بـا کــــامـپیــوتــــر  ور  مـیره

مـیخواس  تــــوی  کـامپـــیوتـر بگــرده

رف تـــو  پــــروفـــایل  یــه  پیره مــرده

کــــامپیوتــر یکی  دو  دفه  گف: دینگ

پـــرید  توی   گــزینه ی   "  دیپورتینگ "

فرشته هه دسپاچه شد کلیک کــــرد

کامپیوتر بدجوری  جیکّ وجـیک کـــــرد

یهــــو در یـــــــه قــبر کهــنــــه  وا شد

یـــــه پیــــره مـرد بـــــــا شکـوه پا شد

ازش ســـوال کـــــــردن اسـمت چیـــه

گفـت: ابــوالقــــــــــاسم فـــردوسیـــه

یکـی دوروز نشس تـــــوی یــــه میدون

دیـد نمیشه پـــا شـد اومــد تـــو تهرون

زمـین نفس کشـــید و بــرفــا آب شــد

بهـــــــار اومـد دوبـــــــاره انقــلاب شـد

هـــوای تهــــرون یــه نمه ملــس بــــود

مــزّه ی زنـــدگی حســابی گــــس بود

باز شب عــید اومــد و رختــا نـــــو شد

فصـــل شلــــوغــی و بـــدو بــدو شــد

شاعر شـــــــاهنــامه خوشحـــال شد

دستـای اون رو شـونه هاش بــال شد

بعــد هـــــــزار و چــند ســـــــال دوری

اومده بود چهـــــار شنــبه ســــــــوری

آتــیـش  روشــن جـــوونهـــــارو  دیـــد

اونم یه بــــار از روی  آتیــــش پـــــریــد

مـــامـــورا  اومـدن  بهـش  گیــــر دادن

چن نفـــری  دور و  ورش واســتــــادن

بــا حـرفاشـون کلی بهش نیــش زدن

گـــــرفــتــنــو  ریشــــشو  آتـیـش زدن

شاعــر شاهنـــــــــامه بـــا حــــال بــد

رفت و نشــس ریشـــشو بــــا تـیــغ زد

خـلاصــــــه، تصـمیـــم گـرف نــــو بشه

صــاحب کت شلـــــوار و پالتـــــو بشـه

رف جلـــــو مغـــــازه پشـت ویتــریـــــن

دیـد همه ی لبـــاسا هَـس مـدین چین

مـو بـه تنـش همـون دقیقه سیــخ شد

یـه خورده واستاد به لبـاســـا میخ شد

مغــــازه داره  گفــت : عــزّت زیـــــــــاد

دایــی ، بــــرو کنــــار بذار بــــاد بیــــاد

بـــــا اینــکه چــرت و پـرت گفت یــــارو

شـاعـر شاهنـــــــامه رفـت اون تــــــو

بــــه قـول مــا یـه خورده پالتار خریـــــد

شــال و کـلاه و کـت و شلـوار خریــــد

دستــشـو تـــو جیب بغـل فـــرو کــــرد

اشــــرفــی قـــــــرن چهــارو رو کــــرد

شـــــاعـــر مــــــا بعد خـــــرید هنگفت

به شیوه ی خودش به اون جوون گفت:

------------------------------------

شمـا را چه رفته ست کاینسان خـُلید؟

چــــــرا جــمــلـــه ژولـــیده و بُنجـُلید؟

چــــرا سیــخ سیـخــی شــده مویتان؟

چـــــرا مــثل زنهـــاست ابـــــرویتـــان؟

تـو مردی اگــــر، چیست آن موی مِش؟

بـــرو از سیــــــاوش خجــــالت بکـــش

هــــزاران چــو تــــو لندهــــــــــور پلیـد

نیرزد بــه یک مــــــــوی گـــُرد آفــریـــد

اگــــر لشکــــر انگیـــــزد اسفنـدیـــــار

دگـــر مـــــوی مِش کرده نــاید به کــار

تــورا پــــاردم گــــردد آنگـــــه عِنـــــان

همی می کنی پشـت بــــر دشمنــان

تــــویی کـــه بـــــه مـن تکّه انداخــتی

گمـــــــانم مــــــرا خــــــوب نشناختی

ابـــوالقــــــــــــاسمم بنده ، فردوسیََم

حکیـــــــــــم زبــــــان آور طــــــوسیَم

کنون زیـــــــــــر این گنبد نیـل فــــــام

همــــه مــر مـــرا می شناسند نــــام

--------------------------------------

یــــه لحظـــه بعــــدِ اون صـدای کلفت

مــــرد فروشنده بــه فــردوسی گفت:

خودت که نـــــه، میدونتــو میشناسـم

از تـــو کسی چیـــزی نگفتــه واســم

ببینمت، تــــــو شاعــری راس راسی؟

"مــــریم حیـدر زاده" رو میشنـــاسی؟

راستی یه چی بخوام، ازت بر میـــــاد؟

ترانـــــه ی  رپ  از  کارات  در میـــــاد؟

پسر خالـه م میخواد کاست جم کنــه

یه چیزایی میخواد سر هـــــــــم کنــه

میخوام بـــــراش چیــزای مشتی بگی

هفش تـا شعـر شیش و هشتی بگی

بیـــــا ، اینم یـــه کـــاغذ و یـه خودکــار

یــــه چی بگوتومایه های " شاهکــــار"

امّـــا تــورو جـــون مـــامــانت استـــــاد

چیزی نگی که گیــــر بــدن تو ارشـــاد

---------------------------------

شاعــر شاهنــــامه ســری تکون داد

هیچّی نگف، فقــط پـــا شد راه افتـاد

دید نمیتـونـه بـــــا همــــه  بجنگــــــه

هرجـــا کـــــه میره آسمـون یــه رنگه

بنـده خـــدا دلش میخواس خیلی زود

دوبــــــــاره بــــرگـرده همونجــا که بود

طفلی نشس  همینجوری غصّه خورد

یه روز نوشتند ، کــه دق کـــرد و مـرد

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم دی 1386ساعت 6:52  توسط عثمان عثمانی  | 

زن ومرد :

انسانها به دو گروه مذکر و مونث تقسیم میشوند .
از ابتدای خلقت مذکر فرمانروا و رئیس بود و مونث هم فرمانبردار

Image hosted by allyoucanupload.com


مذکر به راحتی به تفریحات سالم خود می پرداخت .


?ui=1&realattid=0.2&attid=0.1.0.12&disp=emb&view=att&th=1170aacd749b087a


تا اینکه بر اثر یک سری عوامل دگردیسی و واژگون کننده همه چی عوض شد و نمادهایی جدید بر زندگی روزمره آدمها نمایان گشت .

Image hosted by allyoucanupload.com
کم کم قدرت مرد افول پیدا کرد و این زن خشمگین بود که بر مرد سلطه پیدا میکرد


?ui=1&realattid=0.4&attid=0.1.0.3&disp=emb&view=att&th=1170aacd749b087a

با وجود چنین افرادی روز بروز اقتدار نسوان بیشتر گشت .

Image hosted by allyoucanupload.com


خواب و آسایش از مردان سلب شد .


Image hosted by allyoucanupload.com


تا جایی که به راحتی زنان بر مردان چیره شدند و به راحتی آنها را کنترل میکردند...


?ui=1&realattid=0.7&attid=0.1.0.15&disp=emb&view=att&th=1170aacd749b087a


که به هیچ طریقی جلوگیری از آن مقدور نبود .



?ui=1&realattid=0.8&attid=0.1.0.16&disp=emb&view=att&th=1170aacd749b087a

و مرد بیچاره راهی جز فرار نداشت



Image hosted by allyoucanupload.com

?ui=1&realattid=0.10&attid=0.1.0.7&disp=emb&view=att&th=1170aacd749b087a

?ui=1&realattid=0.11&attid=0.1.0.6&disp=emb&view=att&th=1170aacd749b087a


او تمام راهها را امتحان کرد


?ui=1&realattid=0.12&attid=0.1.0.13&disp=emb&view=att&th=1170aacd749b087a

Image hosted by allyoucanupload.com



حتی لولویی مثل این هم پا به فرار گذاشت


?ui=1&realattid=0.14&attid=0.1.0.11&disp=emb&view=att&th=1170aacd749b087a


و تا آخرین لحظه عمر تسلیم نشد و برای مبارزه خود فرار کرد .


Image hosted by allyoucanupload.com



اما تمام اینها اشتباه میکردن و هر دو گروه فهمیدن عشق قشنگترین چیز در زندگیست

Image hosted by allyoucanupload.com


 
وبا همینصداقـــت

 

 



+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 23:3  توسط عثمان عثمانی  | 

لیلی یک ماجراست:


لیلی یک ماجراست

 

خدا گفت : لیلی یک ماجراست. ماجرایی آکنده از من. ماجرایی که باید بسازیش.

 

شیطان گفت: تنها یک اتفاق است بنشین تا بیفتد.

 

آنها که حرف شیطان را باور کردند نشستند و لیلی هیچ گاه اتفاق نیفتاد.

 

مجنون اما بلند شد رفت تا لیلی را بسازد.

 

خدا گفت: لیلی درد است . درد زادنی نو. تولدی به دست خویشتن. (عاشق این جمله هستم)

 

شیطان گفت: آسودگی است . خیالی است خوش.

 

خدا گفت: لیلی رفتن است. عبور است و رد شدن.

 

شیطان گفت: ماندن است. فرو ریختن در خود.

 

خدا گفت: لیلی جستجوست. لیلی نرسیدن است و بخشیدن.

 

شیطان گفت: خواستن است. گرفتن و تملک.

 

خدا گفت: لیلی سخت است. دیر است و دور از دست.

 

شیطان گفت: ساده است. همین جا و دم دست.

 

و دنیا پر شد از لیلی های زود . لیلی های ساده اینجایی . لیلی های نزدیک لحظه ای .

 

خدا گفت: لیلی زندگیست. زیستنی از نوع دیگر.

 

لیلی جاودانه شد و شیطان دیگر نبود.

 

مجنون زیستنی از نوع دیگر را برگزید و می دانست که لیلی تا ابد طول می کشد ........!!!!!!!!!!!............

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 22:58  توسط عثمان عثمانی  | 

نثری عرفانی:

نهایت كار اینست كه محب محبوب را آینه خود بیند و خود آئینه او .

عشف مشاطه ایست رنگ آمیز                                                كه حقیقت كند به رنگ مجاز

گاه عاشق را حله بها و كمال در پوشد و به زیور حسن و جمال بیاراید تا چون در خود نظر كند همه رنگ معشوقی بیند .

 بلك خود را همه او بیند

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 22:57  توسط عثمان عثمانی  | 

خنده یاتاسف؟

خنده داره یا تاسف آور؟

چقدر خنده داره که یک ساعت عبادت به درگاه الهی دیر و طاقت فرسا میگذره ولی 60 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می گذره!
چقدر خنده داره که 100  هزار تومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می ریم کم به چشم میاد!
چقدر خنده داره که یه ساعت عبادت در مسجد طولانی به نظر میاد اما یه ساعت فیلم دیدن به سرعت میگذره!
چقدر خنده داره که وقتی می خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می کنیم چیزی به فکرمون نمی یاد تا بگیم اما وقتی که می خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم!
چقدر خنده داره که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمان به وقت اضافه می کشه لذت می بریم و از هیجان تو پوست خودمون نمی گنجیم اما وقتی که مراسم دعا و خطابه و نیایش طولانی تر از حدش می شه شکایت می  کنیم و آزرده خاطر می شیم!
چقدر خنده داره که خوندن یه صفحه و یا بخش از قرآن سخته اما خوندن 100 صفحه از پرفروشترین کتاب رمان دنیا آسونه!
چقدر خنده داره که سعی میکنیم ردیف جلو صندلی های یک کنسرت یا مسابقه رو رزرو کنیم اما به آخرین ردیف یک مسجد تمایل داریم!
چقدر خنده داره که برای عبادت و کارهای مذهبی هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا نمی کنیم اما برای بقیه برنامه ها رو سعی می کنیم تو آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم!
چقدر خنده داره که شایعات روزنامه ها رو به راحتی باور می کنیم اما سخنان قرآن رو به سختی باور می کنیم!
چقدر خنده داره که همه مردم می خوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری در راه خدا انجام بدن به بهشت برن!
چقدر خنده داره که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال می کنید به سرعت آتشی که در جنگلی انداخته شود همه جا را فرا می گیرد اما وقتی که سخن و پیام الهی  رو  می شنوید دو برابر در مورد گفتن و یا نگفتن اون فکر می کنید!
خنده داره . اینطور نیست؟!
دارید می خندید؟
دارید فکر می کنید؟
این حرفارو به گوش بقیه هم برسونید و از خداوند سپاس گذار باشید که او خدای اعلی و دوست داشتنی است.
آیا این خنده دار نیست که وقتی که می خواهید این حرفارو به بقیه بزنید خیلی ها رو از لیست خودتون پاک می کنید بخاطر اینکه مطمئنید که اونها به هیچ چیز اعتقاد ندارند؟!!!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 22:55  توسط عثمان عثمانی  | 

فکرش رابکنید:

فـکــرش را بکنید که نیرویی داشتید که می توانستید
هر کسی را که میـخواستید متقاعد به انجام کارهای
دلـخواهتان می کردید. غیرممکن به نظر می آید؟ باید
بگویم آنقدرها هم که فکـر مـی کنـیـد سخت نیسـت.
افـراد زیـــادی مثل رهبران یا فروشندگان با همین نیرو
امـوراتـشان را مــی گذرانند. مـتـدهـایـشـان بــسیــار
سرراست است.

وقتی قدرت این را ندارید که به دیگران حکم کنید و دستور بدهید، می توانید برای انجام این کار از راه های روانشناختی زیرکانه ای استفاده کنید. البته نیاز به یک برنامه ریزی دقیق و کمی سیاست دارید. در این مقاله می خواهیم راه هایی را به شما معرفی کنیم که با استفاده از آنها می توانید نظر دیگران را تغییر دهید.

زمینه سازی کنید و برنامه بچینید
قبل از تعیین مورد، خیلی مهم است که طبیعت و ذات فرد مقابلتان را بفهمید. این کار دو مزیت دارد:

1-  می توانید با آنها همدلی کرده و یک رابطه ی احساسی برقرار کنید.

2-بهتر می توانید استدلالات خود را بیان کنید و به آنها ثابت کنید که نظرات شما درست تر از مالِ آنهاست.

بعد از آن از راه های زیر استفاده کنید.  

راه های متقاعد کردن دیگران

1-  اعتماد آنها را جلب کنید
مردم خود به خود در مقابل افرادی که می خواهند نظراتشان را تغییر دهند هشیارانه رفتار می کنند. به همین دلیل است که جلب اعتماد آنها یکی از مهمترین قدم ها میشود. باید به آنها ثابت کنید که فردی بی ریا و صادق هستید و نظرات مفیدی دارید. باید تسلط کامل روی صحبت های خود داشته باشید.

2-  نقطه ی مشترک پیدا کنید
افراد زیادی در مورد مسائل و موضوعات مختلف نقطه نظرات مشابهی دارند. به مخاطبین خود نشان دهید که افکار و ایده های شما با مال آنها سازگار است. باید خودتان را جای آنها بگذارید، نگرانی های آنها را بفهمید و نسبت به احساساتشان همدردی نشان دهید.

3-  خوب ساختار بندی کنید
هر بحث متقاعد کننده ای، چه یک سخنرانی باشد، چه یک مقاله باید ساختاری روشن داشته باشد. منظور از ساختار مناسب، تکرارها و جا گذاری ها است. وقتی دلایل اینکه چرا مردم باید به شما گوش بدهند را لیست کنید، مهمترین دلایل را برای آخر لیست بگذارید تا در مغز شنوندگانتان باقی بماند. مطالب مهم را چند بار تکرار کنید.

4-  هر دو جنبه را به آنها نشان دهید
هر دو جنبه ی مثبت و منفی نظراتتان معرفی کنید. این کاری بسیار معقول است. حقه ای که اینجا باید بزنید این است که روی جنبه های مثبت را بیشتر تاکید کنید. توضیح دهید که چطور جنبه های بد نظراتتان آنقدرها هم بد نیستند و مزیت ها و فواید آنها بر جوانب منفی اش غلبه دارد. هیچوقت در مورد نقاط منفی آن دروغ نگویید چون اگر مخاطبین این مسئله را متوجه شوند که آنها را فریب داده اید از شما خشمگین خواهند شد. و هیچوقت دوباره به شما اعتماد نمی کنند.

5-  منافع شخصیشان را به آنها یادآور شوید
وقتی منافع شخصی افراد را از یک ایده به آنها توضیح دهید، شانس بیشتری برای متقاعد کردن آنها دارید. چون آنچه از این نظر گیرِ آنها می آید آن چیزی است که همه به آن فکر می کنند. برای انجام این مسئله ابتدا باید نیازهای مخاطبینتان را دریابید. توجه آنها را با گفتن نیازهایشان جلب کرده و به آنها بگویید که چور می توانید آنها را راضی کنید.

6-  به نفس آنها بپردازید
به این کار چاپلوسی و تملق استراتژیک هم می گویند. تحسین کردن کار دیگران--اگر درست انجام شده باشد. چیزهایی را پیدا کنید که مخاطبینتان به آن افتخار می کنند، چه مربوط به استعدادهایشان باشد و چه مشغولیاتشان. وقتی شما افراد را تحسین می کنید، نشان می دهید که توانایی های آنها را شناخته اید. با این کار آنها میل بیشتری به شنیدن حرفهایتان خواهند داشت.

7- از مراجع استفاده کنید
همه افراد متخصص را دوست دارند. اگر کارشناسی چیزی در مورد موضوعی بگوید، حتماً حرف درستی زده است. حرف های خود را با حرف های متخصصین و کارشناسان مربوطه تطبیق دهید.

8-  رضایت و موافقت عمومی را کسب کنید
اکثر افراد تحت تاثیر کارهای دیگران هستند. کاری که باید بکنید این است که نشان دهید افراد بسیاری حرفتان را قبول دارند. مثال هایی بزنید که چطور ایده ها و نظراتتان جاهای دیگر کاربرد خوبی داشته است.

9-  زمانبندی خوبی داشته باشید
برای خوب زمانبندی کردن نیاز به حس ششم دارید. هیچوقت موقعی که افراد زیر استرس و فشارهای روحی هستند سراغشان نروید. وقتی سراغ آنها بروید که راحت بتوانند به حرفهایتان گوش دهند.

10- منحصر به فرد باشید
این یک قانون است، هر چیزی که تک تر و منحصر به فرد تر است، قیمت بالاتری هم دارد. خودتان و ایده ها و نظراتتان را منحصر به فرد و تک نشان دهید. با این کار شنونده هایتان بیشتر خواهند شد. این کار را می توانید با نشان دادن اینکه اطلاعات و معلومات زیادی در مورد مسئله دارید انجام دهید.

11-  بی پروا باشید و اعتماد به نفس داشته باشید
ممکن است همه جا برای انجام هر کاری این توصیه را شنیده باشید. بله، چون واقعاً مسئله ی مهمی است. شما خود باید به عقاید و نظراتتان ایمان داشته باشید تا بتوانید دیگران را هم متقاعد به قبول آنها کنید.

12-  جالب و دلچسب باشید
وقتی با یکنواختی صحبت کنید، کم کم شنونده هایتان را از دست خواهید داد. باید با انرژی و جالب صحبت کنید، نشان دهید که خودتان هم از نظراتتان به هیجان آمده اید.

13-  معقول باشید
مردم دوست دارند معقول جلوه کنند، پس روی منطقشان کار کنید. منطق در کار بسیار مهم است. سخنرانیتان باید قالبی معقول داشته باشد.

14-  سیاست به خرج دهید
با شنوندگانتان همان طوری باید رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار شود. با تُن مناسب صحبت کنید و سر آنها داد نکشید و صدایتان را هرگز بالا نبرید. مهمتر اینکه، کاری نکنید که احساس نادان بودن به آنها دست دهد. به یاد داشته باشید که شما می خواهید با آنها گفتگو کنید نه مشاجره. احترام گذاشتن به مخاطبینتان نباید فراموش شود.

15-  فروتن باشید
کسی افراد خودخواه و مغرور را دوست ندارد. حتی اگر بدانید و مطمئن باشید که نظر شما بهترین است، اگر خودبین و خودخواه باشید دیگر کسی به حرفهایتان گوش نخواهد داد. هیچ وقت هم فکر نکنید که خیلی زود موفق به متقاعد کردن آنها خواهید شد، واقع بین باشید و همیشه این احتمال را بدهید که شکست بخورید.


پس انداز کنید...
یکی از موفق ترین سیاست مداران، اندرو یانگ، می گوید: "تاثیر گذاری مثل یک حساب پس انداز است. هرچه کمتر از آن بردارید، سود بیشتری رویش می آید." بدانید که قدرت خود را کجا و چطور استفاده کنید. با کمی تمرین خواهید توانست که خیلی خوب تصمیم گیریهای افراد تاثیر گذاشته و آنها را متقاعد کنید.

فـکــرش را بکنید که نیرویی داشتید که می توانستید
هر کسی را که میـخواستید متقاعد به انجام کارهای
دلـخواهتان می کردید. غیرممکن به نظر می آید؟ باید
بگویم آنقدرها هم که فکـر مـی کنـیـد سخت نیسـت.
افـراد زیـــادی مثل رهبران یا فروشندگان با همین نیرو
امـوراتـشان را مــی گذرانند. مـتـدهـایـشـان بــسیــار
سرراست است.

وقتی قدرت این را ندارید که به دیگران حکم کنید و دستور بدهید، می توانید برای انجام این کار از راه های روانشناختی زیرکانه ای استفاده کنید. البته نیاز به یک برنامه ریزی دقیق و کمی سیاست دارید. در این مقاله می خواهیم راه هایی را به شما معرفی کنیم که با استفاده از آنها می توانید نظر دیگران را تغییر دهید.

زمینه سازی کنید و برنامه بچینید
قبل از تعیین مورد، خیلی مهم است که طبیعت و ذات فرد مقابلتان را بفهمید. این کار دو مزیت دارد:

1-  می توانید با آنها همدلی کرده و یک رابطه ی احساسی برقرار کنید.

2-بهتر می توانید استدلالات خود را بیان کنید و به آنها ثابت کنید که نظرات شما درست تر از مالِ آنهاست.

بعد از آن از راه های زیر استفاده کنید.  

راه های متقاعد کردن دیگران

1-  اعتماد آنها را جلب کنید
مردم خود به خود در مقابل افرادی که می خواهند نظراتشان را تغییر دهند هشیارانه رفتار می کنند. به همین دلیل است که جلب اعتماد آنها یکی از مهمترین قدم ها میشود. باید به آنها ثابت کنید که فردی بی ریا و صادق هستید و نظرات مفیدی دارید. باید تسلط کامل روی صحبت های خود داشته باشید.

2-  نقطه ی مشترک پیدا کنید
افراد زیادی در مورد مسائل و موضوعات مختلف نقطه نظرات مشابهی دارند. به مخاطبین خود نشان دهید که افکار و ایده های شما با مال آنها سازگار است. باید خودتان را جای آنها بگذارید، نگرانی های آنها را بفهمید و نسبت به احساساتشان همدردی نشان دهید.

3-  خوب ساختار بندی کنید
هر بحث متقاعد کننده ای، چه یک سخنرانی باشد، چه یک مقاله باید ساختاری روشن داشته باشد. منظور از ساختار مناسب، تکرارها و جا گذاری ها است. وقتی دلایل اینکه چرا مردم باید به شما گوش بدهند را لیست کنید، مهمترین دلایل را برای آخر لیست بگذارید تا در مغز شنوندگانتان باقی بماند. مطالب مهم را چند بار تکرار کنید.

4-  هر دو جنبه را به آنها نشان دهید
هر دو جنبه ی مثبت و منفی نظراتتان معرفی کنید. این کاری بسیار معقول است. حقه ای که اینجا باید بزنید این است که روی جنبه های مثبت را بیشتر تاکید کنید. توضیح دهید که چطور جنبه های بد نظراتتان آنقدرها هم بد نیستند و مزیت ها و فواید آنها بر جوانب منفی اش غلبه دارد. هیچوقت در مورد نقاط منفی آن دروغ نگویید چون اگر مخاطبین این مسئله را متوجه شوند که آنها را فریب داده اید از شما خشمگین خواهند شد. و هیچوقت دوباره به شما اعتماد نمی کنند.

5-  منافع شخصیشان را به آنها یادآور شوید
وقتی منافع شخصی افراد را از یک ایده به آنها توضیح دهید، شانس بیشتری برای متقاعد کردن آنها دارید. چون آنچه از این نظر گیرِ آنها می آید آن چیزی است که همه به آن فکر می کنند. برای انجام این مسئله ابتدا باید نیازهای مخاطبینتان را دریابید. توجه آنها را با گفتن نیازهایشان جلب کرده و به آنها بگویید که چور می توانید آنها را راضی کنید.

6-  به نفس آنها بپردازید
به این کار چاپلوسی و تملق استراتژیک هم می گویند. تحسین کردن کار دیگران--اگر درست انجام شده باشد. چیزهایی را پیدا کنید که مخاطبینتان به آن افتخار می کنند، چه مربوط به استعدادهایشان باشد و چه مشغولیاتشان. وقتی شما افراد را تحسین می کنید، نشان می دهید که توانایی های آنها را شناخته اید. با این کار آنها میل بیشتری به شنیدن حرفهایتان خواهند داشت.

7- از مراجع استفاده کنید
همه افراد متخصص را دوست دارند. اگر کارشناسی چیزی در مورد موضوعی بگوید، حتماً حرف درستی زده است. حرف های خود را با حرف های متخصصین و کارشناسان مربوطه تطبیق دهید.

8-  رضایت و موافقت عمومی را کسب کنید
اکثر افراد تحت تاثیر کارهای دیگران هستند. کاری که باید بکنید این است که نشان دهید افراد بسیاری حرفتان را قبول دارند. مثال هایی بزنید که چطور ایده ها و نظراتتان جاهای دیگر کاربرد خوبی داشته است.

9-  زمانبندی خوبی داشته باشید
برای خوب زمانبندی کردن نیاز به حس ششم دارید. هیچوقت موقعی که افراد زیر استرس و فشارهای روحی هستند سراغشان نروید. وقتی سراغ آنها بروید که راحت بتوانند به حرفهایتان گوش دهند.

10- منحصر به فرد باشید
این یک قانون است، هر چیزی که تک تر و منحصر به فرد تر است، قیمت بالاتری هم دارد. خودتان و ایده ها و نظراتتان را منحصر به فرد و تک نشان دهید. با این کار شنونده هایتان بیشتر خواهند شد. این کار را می توانید با نشان دادن اینکه اطلاعات و معلومات زیادی در مورد مسئله دارید انجام دهید.

11-  بی پروا باشید و اعتماد به نفس داشته باشید
ممکن است همه جا برای انجام هر کاری این توصیه را شنیده باشید. بله، چون واقعاً مسئله ی مهمی است. شما خود باید به عقاید و نظراتتان ایمان داشته باشید تا بتوانید دیگران را هم متقاعد به قبول آنها کنید.

12-  جالب و دلچسب باشید
وقتی با یکنواختی صحبت کنید، کم کم شنونده هایتان را از دست خواهید داد. باید با انرژی و جالب صحبت کنید، نشان دهید که خودتان هم از نظراتتان به هیجان آمده اید.

13-  معقول باشید
مردم دوست دارند معقول جلوه کنند، پس روی منطقشان کار کنید. منطق در کار بسیار مهم است. سخنرانیتان باید قالبی معقول داشته باشد.

14-  سیاست به خرج دهید
با شنوندگانتان همان طوری باید رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار شود. با تُن مناسب صحبت کنید و سر آنها داد نکشید و صدایتان را هرگز بالا نبرید. مهمتر اینکه، کاری نکنید که احساس نادان بودن به آنها دست دهد. به یاد داشته باشید که شما می خواهید با آنها گفتگو کنید نه مشاجره. احترام گذاشتن به مخاطبینتان نباید فراموش شود.

15-  فروتن باشید
کسی افراد خودخواه و مغرور را دوست ندارد. حتی اگر بدانید و مطمئن باشید که نظر شما بهترین است، اگر خودبین و خودخواه باشید دیگر کسی به حرفهایتان گوش نخواهد داد. هیچ وقت هم فکر نکنید که خیلی زود موفق به متقاعد کردن آنها خواهید شد، واقع بین باشید و همیشه این احتمال را بدهید که شکست بخورید.


پس انداز کنید...
یکی از موفق ترین سیاست مداران، اندرو یانگ، می گوید: "تاثیر گذاری مثل یک حساب پس انداز است. هرچه کمتر از آن بردارید، سود بیشتری رویش می آید." بدانید که قدرت خود را کجا و چطور استفاده کنید. با کمی تمرین خواهید توانست که خیلی خوب تصمیم گیریهای افراد تاثیر گذاشته و آنها را متقاعد کنید

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 22:46  توسط عثمان عثمانی  | 

رنسانس ایران کی اتفاق میافتد؟

رنسانس ایرانی كی اتفاق افتاد


( ببخشید متن یك كمی طولانی شد )

 

اگر بتوانیم بگوییم ایران در قبل از اسلام بزرگترین تجربه  سیاسی خود را تا كنون پشت سر گذاشت باید اعتراف كنیم كه ایران بعد از ظهور اسلام بزرگترین رنسانس علمی خود را در تاریخ به ثبت رسانید



http://www.farhangsara.com/fimages/iranmap.gif

 

 سرجان ملكم انگلیسی مینویسد ، قرن اول و دوم اسلامی را كه دوره رنسانس و شكفتن استعدادهای علمی و معنوی‏ ایرانیان پس از یك ركورد طولانی است ،قرنهای سكوت و خمود ایرانی‏ می‏نامد

ایرانیان بعد از ظهور اسلام اكثر كرسی های علمی جهان را قبضه كردند و دانشمندان بزرگی را به بشریت تقدیم نمودند و این رنسانس بزرگ علمی در آثار تاریخ نویسان غربی  عمدا مورد بی توجهی قرار میگیرد

دانشمندان مسلمانی كه ایران پس از ظهور اسلام به بشریت عرضه كرد  توانستند  گامهای بزرگی در پیشرفت علمی بردارند

استعدادهایی نظیر بوعلی و فارابی و ابوریحان و خیام ریاضی و خواجه نصیرالدین طوسی و  شیخ بهایی ، عطار، صدرالمتالهین و صدها عالم طبیعی و ریاضی و مورخ و جغرافی دان و پزشك و ادیب و فیلسوف و عارف فراهم گردد كه  سالیان سال  در دانشگاه های بزرگ جهان ترجمه كتاب های دانشمندان سرزمین ما تدریس میشد



http://news.hekmatschool.com/Image/news/290/abu_reyhan_birooni01.jpg

 

مطالعه تاریخ ایران بعد از اسلام ، از نظر شور و هیجانی كه در ایرانیان از لحاظ علمی و فرهنگی پدید آمده بود كه مانند تشنه محرومی فرصت را غنیمت می‏شمردند و در نتیجه توانستند استعدادهای خود را بروز دهند و برای‏ اولین بار ملل دیگر آنها را به پیشوایی و مقتدایی پذیرفتند و این پذیرش‏ هنوز هم نسبت به ایرانیان قرون اول تا ششم و هفتم اسلامی ادامه دارد ، فوق العاده جالب است.  چنانكه پیامبر اسلام فرمود : » ابشروا یا بنی فروخ فلو کان الایمان معلقا بالثریا لاتناله العرب، لنا له العجم. «
بشارت باد به شما ای فرزندان فرخ(ایرانیان) اگر ایمان به ستاره ثریا بسته باشد، عرب به آن نمی رسد، ولی عجم آن را در اختیار خود خواهد گرفت.


و در هیچ برهه ای  از تاریخ ما این امکان را نداشتیم که رهبری علمی جهان بشریت را به دست بگیریم مگر در زمان صدر اسلام و قرنهای متمادی بعد از ان  بعد از ان


 

ولی متاسفانه مورخین غربی عمدا خواسته اند این مساله را به باد فراموشی بگیرند  گوستاولوبون‏می‏گوید : اهمیت ایرانیان در تاریخ سیاست دنیا خیلی بزرگ بوده است ولی بر عكس در تاریخ تمدن خیلی خرد بوده است . در مدت دو قرن كه ایرانیان‏ قدیم بر قسمت مهمی از دنیا سلطنت داشتند شاهنشاهی فوق العاده با عظمتی‏ به وجود آوردند ، ولی در علوم و فنون و صنایع و ادبیات ابدا چیزی ایجاد نكردند و به گنجینه علوم و معرفتی كه از طرف اقوام دیگری كه ایرانیان‏ جای آنها را گرفته بودند چیزی نیفزودند

 

 

در حالی كه عمده خدمات ایرانیان به جهان علم  و دانش پس از ظهور اسلام فراهم شد و این نكته ایست كه خواسته اند از چشمشان مخفی بماند

من در این جا اسم چند دانمشند ایرانی كه خدمات ارزنده ای به دو علم ریاضی و جغرافیا كردند را نام میبرم و بقیه علوم را به فرصت دیگری وا میگذارم


 

 

 

ایرانیان و تاریخ و جغرافیا (یا مسالك و ممالك‌)

 

 

 

1- ابن خرداد . صاحب كتاب مسالك و ممالك تألیف 233 ه.ق كه از پایه گذاران فنّ تاریخ و جغرافیا است‌.

 

 

 

2- جیهانی = گیهانی (محمّد بن احمد) از رجال قرن چهارم هجری وزیر احمد بن نصر سامانی‌. او نیز كتابی در مسالك و ممالك پرداخته كه از «ابن خردادبه‌» هم در آن نقل كرده است‌. او نیز از پایه گذاران این فنون محسوب می‌شود.

 

 

 

3- ابن رُسته‌ی اصفهانی . صاحب كتاب الاعلاق النفیسه تألیف 290 ه.ق كه از كتب بسیار مفید معتبر تاریخ و جغرافیاست‌.

 

 

 

4- بزرگ بن شهریار صاحب كتاب عجایب الهند قرن 3-4 ه.ق

 

 

 

5- واقدی . مورخ نامدار متوفّی 207 ه.ق

 

 

 

 

 

ایرانیان و ریاضیات‌، هیئت و نجوم‌

 

 

 

1- ابو معشر بلخی (جعفر بن محمّد) متوفّی 272 ه. كه از صد سال متجاوز عمر كرد و از اعاظم منجمان قرن دوم و سوم اسلامی بود كه مؤلفاتش سرمایه‌ی فنّ نجوم است و اقوالش مثل سند مأثور در كتب این فنّ نقل می‌شود.

 

 

 

 

 

2- ابوالوفاء بوزجانی (بوزجان) متولد 328 و متوفّی 387 ه.ق مخترع شكل ظِلّی و مُغْنی در مثلثات كروی‌.

 

 

 

3- ابونصر عراقی (عراق عجم= اراك) ‌، مخترع شكل قطاع در حل مسائل مثلثات كروی‌، كه استاد ابوریحان بیرونی قبل از پیوستن به دربار سلطان محمود غزنوی مدتی در مصاحبت و ملّازمت وی بود و حق نعمت او را همه جا ملحوظ و محفوظ داشته است‌. توضیحاً این خاندان را «آل عراق‌» می‌گویند

 

 

 

4- ابوالعباس نیریزی(نیریز یزد)  شارح مجسطی و هندسه‌ی اقلیدس از علمای بزرگ ریاضی قرن چهارم هجری كه طریقه‌ی حل مصادره‌ی خطوط متوازی او مورد استفاده‌ی حكیم عمر خیّام و خواجه نصیرالدّین طوسی واقع شده است‌.

 

 

 

5- ابوریحان بیرونی (احمد بن محمّد خوارزمی‌) متولد 362 متوفّی 430 ه.ق نابغه‌ی بی‌نظیر ریاضی و فلسفه و تاریخ مؤلف كتاب التفهیم لاوائل صناعة التنجیم و قانون مسعودی و الاستیعاب فی صنعة‌الاسطرلاب و مقالید علم الهیئة والآثارالباقیه و كتاب الهند و كتب و رسائل دیگر كه عموماً از متون معتبر مهم ریاضی و هیئت و نجوم و تاریخ است و اكثرش مثل كتب ابوعلی سینا به زبانهای خارجی ترجمه شده و ما بین علما و دانشمندان خاور و باختر متداول و مورد استفاده قرار گرفته است‌.

 

ابوریحان را « بطلمیوس اسلام » و كتاب «قانون مسعودی‌» او را « مجسطی اسلامی » می‌توان نامید. ابوریحان با ابوعلی سینا معاصر بوده و در كتاب «الآثار الباقیه‌» كه در حوالی سنه‌ی 390 هجری قمری به نام « امیر شمس المعالی قابوس وشمگیر » تألیف كرده است‌، از ابن سنیا به عنوان «الفتی الفاضل‌» یعنی «جوان فاضل‌» و در كتاب «قانون مسعودی‌» كه به نام « امیر مسعود ابن سلطان محمود غونوی » نوشته است‌، هم مكرّر از وی نام برده‌، ما بین آنها مكاتبات و مسائلات علمی نیز متبادل شده است‌.

 

جای دارد كه شرح حال آن نابغه‌ی بی‌همتای علم و دانش را كه نه تنها از مفاخر ایران و نوابع اسلام‌، بلكه از افتخارات عالم بشریت است را بیشتر بدانیم .

 

 

 

 

 

6- حكیم عمر خیّام نیشابوری (= خیّام‌) مؤلف كتاب جبر و مقابله و شرح ما اشكل من مصادرات اقلیدس و رسائل علمی دیگر به فارسی و عربی كه مابین سنوات 517-530 ه. درگذشته و مقبره‌اش در نیشابور بنیادی تازه و با شكوه یافته و اشعاری از این حقیر در كتابه‌های آن عمارت كاشی كاری شده است‌. كتاب خیّام‌ی نامه كه جلد اول آن به طبع رسید، مربوط به كارهای علمی و ادبی حكیم خیّام است‌. حكیم خیّام در فلسفه و ریاضیات استادی بزرگ بود و فكر سیّال جوّال مبتكر او در فنون ریاضی مخصوصاً معادلات جبر و مقابله‌، مسائل و فرمولهای تازه ابتكار كرد كه علمای بعد از وی حتّی اروپاییان آن را اقتباس و احیاناً سرقت كردند و به نام خود شهرت دادند؛

 

حكیم خیّام در رصد اصفهان و اصلاح تقویم جلالی جزو هیئت هشت نفری است كه از طرف خواجه نظام الملك طوسی وزیر ملكشاه سلجوقی به سال 467 ه.ق در اصفهان مأمور آن كار شده بودند (عبدالرحمن خازنی‌، ابوالمظفر اسفزاری‌، میمون بن نجیب واسطی‌، ابوالعباس لوكری و حكیم خیّام‌). علّامه قطب الدّین شیرازی تألیف كتاب زیج مستقلّی هم به حكیم خیّام نسبت داده است‌.

 

 

 

 

 

7- خواجه نصیرالدّین طوسی (محمّد بن حسن متولد 597 متوفّی 672 ه.ق صاحب تحریر اقلیدس در هندسه كه اصول می‌گویند و تحریر مجسطی كه مربوط به ریاضیّات و هیئت و نجوم عالی است و تحریرالكُرة و الاسطوانه و تحریر اُگرثاوذوسیوس و مساحت اشكال بنی موسی خوارزمی و دیگر تحریرات كه در تقسیم‌بندی قدیم فنون ریاضی جزو « متوسّطات » شمرده می‌شود (علمای قدیم فنون ریاضی را به سه بخش تقسیم می‌كردند كه به منزله‌ی ابتدایی و متوسطه و عالی بود؛ بخش ابتدایی را كه هندسه‌ی اقلیدس باشد «اصول‌» می‌گفتند و بخش عالی «مجسطی‌» بود، سایر شعب ریاضی را «متوسّطات‌» می‌نامیدند.) و رساله‌ی الشافیة عن الشّك فی الخطوط المتوازیة كه رساله‌ی مستقلّی است در مصادره‌ی معروف اقلیدس مربوط به خطوط متوازی‌. رساله‌ی « شرح ما اشكل من مصادرات اقلیدس » حكیم خیّام نیز چنان كه پیش گفتیم مربوط به همین مسئله است‌. در رساله‌ی شافیه طریقه‌ی حلّ حكیم خیّام را با اسم و رسم نقل كرده است‌. و نیز از مؤلّفات مهم ریاضی خواجه نصیرالدّین كتاب زیج ایلخانی است كه آن را به فارسی نوشت‌. این زیج محصول رصدخانه‌ی مراغه بود كه خود خواجه در سال 657 قمری در زمان هلاكوخان مغول متوفّی 663 كه به تدبیر خواجه بر این كار بعث و تحریض شده بود، چندان كه عواید اوقاف كل ممالك مفتوحه را برای این منظور تحت اختیار خواجه قرار داد. آن رصدخانه را در تپه‌ای رفیع كه در سمت شمال مراغه است ، تأسیس كرد و چند تن از علمای بزرگ ریاضی آن زمان را كه در علوم ریاضی و كار رصدخانه و آلات رصدی دست داشتند به همكاری خود دعوت نمود .

 

 


+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 22:44  توسط عثمان عثمانی  | 

آسیب شناسی فک وفامیل:

آسیب شناسی فك و فامیل - طنز
۱ - خاله
معنای لغوی: خواهر مادر
معنای استعاره ای: هر زنی كه با مادر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد.
نقش سمبلیك: یك خانم مهربان و دوست داشتنی كه خیلی شبیه مادر است و همیشه برای شما آبنبات و لباس می خرد.
غذای مورد علاقه: آش كشك.
ضرب المثل: خاله را میخواهند برای درز ودوز و گرنه چه خاله چه یوز. خاله ام زائیده، خاله زام هو كشیده. وقت خوردن خاله خواهرزاده رو نمی شناسه. اگه خاله ام ریش داشت، آقا داییم بود.
زیر شاخه ها: شوهر خاله: یك مرد مهربان كه پیژامه می پوشد و به ادبیات و شكار علاقه مند است. دختر خاله/پسر خاله: همبازی دوران كودكی كه یا در بزرگسالی عاشقش می شوید اما با یكی دیگه ازدواج می كنید یا باهاش ازدواج می كنید اما عاشق یكی دیگه هستید.
مشاغل كاذب: خاله زنك بازی، خاله خانباجی.
چهره های معروف: خاله خرسه، خاله سوسكه.
داشتن یك خاله ی مجرد در كودكی از جمله نعمات خداوندی است.
 
۲- عمه
معنای لغوی: خواهر پدر
معنای استعاره ای: هر زنی كه با پدر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد/هر زنی كه مادر چشم دیدنش را نداشته باشد.
نقش سمبلیك: به عهده گرفتن مسئولیت در موارد ذیل: ۱- جواب همه ی فحش هایی كه می دهید. مثال: عمته... ۲- جواب همه ی محبت هایی كه می كنید. مثال: به درد عمه ات می خوره... ۳- توجیه كلیه ی بیقوارگی ها/رفتارهای نامتناسب شما (تنها برای دخترخانم ها). مثال: به عمه ات رفتی. ۴- خیلی چیزهای بدِ دیگه. از ذكر مثال معذوریم...
غذای مورد علاقه: شله زرد، سمنو.
ضرب المثل: ندارد (تخفیف به دلیل تعدد در نقش های سمبلیك).
زیر شاخه ها: شوهر عمه: یك مرد پولدار كه سیبیل قیطانی دارد و چندش آور است. پسرعمه/دخترعمه: همبازی دوران كودكی كه در بزرگسالی حالتان را به هم می زنند
.
مشاغل كاذب: Match-Making.
چهره های معروف: عمه لیلا.
ترجیع بند: دختر كه رسید به بیست، باید به حالش گریست. (شما رو نمی دونم ولی من اینو از عمه ام می شنوم نه از خاله ام!)
داشتن یك عمه كه در توصیفات فوق صدق نكند جزو خوش شانسی های زندگی است.
 
۳- دایی
معنای لغوی: برادر مادر
معنای استعاره ای: هر مردی كه با مادر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد/هر مردی كه پتانسیل كتك خوردن توسط پدر را داشته باشد.
نقش سمبلیك: یكی از معدود مردانی كه هر چند به سیاست علاقه مند است اما حس گرمی به شما می دهد، همیشه حرفهایتان را می فهمد و می شود پیشش گریه كرد.
غذای مورد علاقه: فسنجون.
ضرب المثل: عروس را كه مادرش تعریف كنه، برای آقا داییش خوبه. اگه خاله ام ریش داشت آقا داییم بود.
زیر شاخه ها: زن دایی: یك زن چاق و شاد كه خیلی كدبانو است و جلوی مادر قپی می آید. پسردایی/دختردایی: همبازی دوران كودكی كه در بزرگسالی مثل یك همرزم ساپورتتان می كنند.
چهره های معروف: علی دایی، دایی جان ناپلئون.
ترجیع بند: همه چیز زیر سر این انگلیساست.
سعی كنید حتمن حداقل یك دایی داشته باشید
.
 
۴- عمو
معنای لغوی: برادر پدر
معنای استعاره ای: هر مردی كه با پدر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد.
نقش سمبلیك: یكی از مردانی كه شما همیشه باید بهش بوس بدهید و بعد بروید كارتون ببینید تا او با پدر حرفهای جدی بزند. یكی از مردانی كه مادر به مناسبت آمدنش قرمه سبزی می پزد و همیشه وقتی می رود پدر ساكت شده، به فكر فرو می رود.
غذای مورد علاقه: قرمه سبزی، آبگوشت.
ضرب المثل: عقد دختر عمو پسر عمو را در آسمان بستند.
زیر شاخه ها: زن عمو: یك زن خوشگل كه زیاد به شما توجه نمی كند و خودش را برای مادر می گیرد، دخترعمو/پسرعمو: همبازی دوران كودكی كه اگر تا هجده-بیست سالگی دوام آورده باهاش ازدواج نكنید خطر را از سر گذرانده اید.
مشاغل كاذب: بازی در قصه های ایرانی-اسلامی.
چهره های معروف: عمو زنجیرباف، عمو یادگار، عمو پورنگ.
داشتن یك عمو ی پولدار خیلی خوب است
.

ضمنا

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 22:23  توسط عثمان عثمانی  | 

عکس ومتنی درباره مسیح:


خنکای برف را بر تنم حس می کنم
> و صدای تو
> نگاه تو
> خنده های تو
> با هر نفسی در من جاری می شود
> در این لحظه دچار آن حس نایاب می شوم
> حالا خوشبختم!
> بسیار خوشبحت
> و آرزو می کنم که این خوشبختی
> نه تا ابد
> نه حتی تا پایان این سال ، این فصل، این ماه
> بلکه لا اقل تا پایان این برف به درازا بکشد..

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 22:22  توسط عثمان عثمانی  | 

عکسهای جالب ازمشابه احمدی نژاد:

2
(بیست و نهم آذر 1386 ساعت 07:23 قبل از ظهر)

Badale Aghaye Ahmadi Nejhad [ بدل آقای احمدی نژاد ]
ъ│М лДгх бчгМ гмЦоМ Д▌го
Baraye Didan Edameie Tasavir Click Konid
---------------------------------------------------------------------
Zaloo Darmani [ زالو درمانی ]
ргАФ ояЦгДМ
Baraye Didan Edameie Tasavir Click Konid
---------------------------------------------------------------------
Marde Hobabi [ مرد حبابی ]
Цяо мхгхМ
Baraye Didan Edameie Tasavir Click Konid
---------------------------------------------------------------------
Mosabegheye Ajib Jange Sag ha  [ مسابقه ی عجیب جنگ سگ ها در افغانستان ]
ЦсгхчЕ злМх озФгМ с░ Ег оя гщшгДсйгД
Baraye Didan Edameie Tasavir Click Konid
---------------------------------------------------------------------
Tasaviri Ziba Az Khers haie Ziba  [ تصاویری زیبا از خرس های زیبا]
зъсЕгМ рМхг гр нясЕгМ рМхг
Baraye Didan Edameie Tasavir Click Konid
---------------------------------------------------------------------
Tasadof Havapeyma Ba Zarafe  [ تصادف هواپیما با زرافه]
йуФМяМ гр йугощ ЕФг│МЦг хг Мъ рягщЕ
Baraye Didan Edameie Tasavir Click Konid
+ نوشته شده در  یکشنبه دوم دی 1386ساعت 19:29  توسط عثمان عثمانی  | 

خدا وانسان:

انسان وخدا
(دوم دی 1386 ساعت 11:53 قبل از ظهر)

 

حیف انسانم ومی دانم تا همیشه تنها هستم
تکیـــه بر جنگل پشت سر
روبروی دریا هستم
آنچنانم که نمی دانم در کجای دنیا هستم
حال دریا آرام و آبی است
حال جنگل سبز سبز است
من که رنگم را باران شسته است
در چه حالی ایا هستم ؟
قوچ مرغان را می بینم موج ماهی ها را نیز
حیف انسانم و می دانم
تا همیشه تنها هستم
وقت دل کندن از دیروز است یا که پیوستن بر امروز
من ولی در کار جان شستن
از غبار فردا هستم
صفحه ای ماسه بر می دارم
با مداد انگشتانم
می نویسم
من آن دستی که
رفت از دست شما هستم
مرغ و ماهی با هم می خندند
من به چشمانم می گویم
زندگی را میبینی
بگذار
این چنین باشم تا هستم

 

 

من اگر...........

 

 من اگر اشك به دادم نرسد ، می شكنم

 

اگر از یاد تو یادی نكنم ، می شكنم

 

بر لب كلبه ی محصور دلم،

 

 من در این خلوت خاموش سكوت،

 

اگر از یاد تو یادی نكنم ، می شكنم

 

 اگر از هجر تو آهی نكشم تك تنها به خدا می شكنم

 

 به خدا می شكنم ....................

 

 

 

 

 

 

ای خدا غصه نخور از تو فراری نشدم

 

بعدازآن حادثه درکفرتو جاری نشدم

 

با وجودیکه به حکم تو دلم زخمی شد

 

شاکی ازآنکه مرادوست نداری نشدم

 

ابرراچوب همین سادگی اش ویران کرد

 

 من که ویرانتراز آن ابر بهاری نشدم

 

ای خدا غصه نخور باز همین می مانم

 

من زمین خورده این ضربه کاری نشدم

 

هرکسی خواست تو رااز من جدا سازد دید

 

 هرچه کردی تو به من از تو فراری نشدم

سایه ی سکوت آفتاب برده است هوش اقاقی


خیلی وقته که رفتی هنوزم یاد تو باقی

 

افتادست تو فال قهوش یکی نقش یک کلاغی


نگرفته ای تو از او یه نشون یکی سراغی

 

واژه هاش همه محزون ، نگرون به قلبی پاره


توی کنج اتاقی ، بارون از چشاش می باره

 

پیچیدست صدای وحشت ، تو سیاه رنگ خونه


همه طاقتاش بریده ، زیره سر تکیه به شونه

 

پریشون به حالی ابری ، همه جا ساکت و تیره


هجوم حجیم غمها ، به تبسم شده چیره

 

کابوس سیاه شبها ، دوباره رسیده از راه


به حجاب تیره اما ، چهره کشیده است ماه

 

به گدایی نگاهی ، عکسشو گرفته آغوش


مبهوتو خیره شاید ، اینو کرده اون فراموش

 

به تلاطم نگاه شمعی ، نقش غریبی روی دیوار


به سراچه ی خیالی ، نم نم اشک شده سرشار

 

توی قالب نگاهی ، چشای اون شده بسته


شده آروم اون نگاهش ، اون که بود یه عمری خسته

دست مهربون به مهری ، گرفته حالا دستای اونو


جای آرامشی مطلق ، اون فقط گرفته جونو

 

دیگه توی شبهاش ، کابوسی پا نمی ذاره


حالا آسمون اون هم ، شده جایی از ستاره

 

توی سرزمین اشکاش ، نقشی از یه گل کشیده


گلی که براش تکیده ، دیگه اون بهش رسیده

 

آسمون از نگاه عاشق ، به این پهنا رسیده


دل هر کسی به مهر شد ، معنی عشقو چشیده

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم دی 1386ساعت 19:16  توسط عثمان عثمانی  | 

اراده:


هر چه بیشتر عمر میکنم بیشتراطمینان پیدا میکنم که تفاوت عمده انسانها، تفاوت بین ضعیف و قوی، بین انسان بزرگ و کوچک میزان توانایی یا اراده استوار و خلل ناپذیر آنهاست. به این معنی که انسان قدرتمند هنگامی که هدفی را برای خود مشخص می کند دو راه بیشتر پیش رو ندارد: یا مرگ یا پیروزی

 

105w7b9.gif کلوب یه دنیا آرزو105w7b9.gif

 

http://www.cloob.com/clubname/worldwish

 

2u97l7t.gifکلوب یه دنیا آرزو2u97l7t.gif

img-1156949015.gifimg-1156949015.gifimg-1156949015.gif

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم دی 1386ساعت 18:55  توسط عثمان عثمانی  | 

مرام:

سلام به همه

مرام یه چیزیه كه وقتی به دنیا اومدی باید باهات باشه وقتی نیست انوقت باید برات متاسف بود!

لای صفحات كتابا و لابه لای شعرام نمی تونی پیداش كنی!

فقط می تونی خودتو و خود واقعتو بین اونا قایم كنی!

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم دی 1386ساعت 18:50  توسط عثمان عثمانی  | 

عمل ناژسنداقایان درروابطشان باخانمها:

عمل ناپسند آقایان در روابطشان با خانمها

رابطه موفق با مردان نیازمند اراده و پشت كار است

فقدان اعتماد به نفس یکی از دلایل کناره گیری زنان از مردان است. بعضی خانم ها در گذشته تجربه های عشقی بدی با مردان داشته اند یا از جانب آنها طرد شده اند، و عجیب نیست که حس بدی در آنها به وجود آمده که باعث می شود نتوانند دیگر ارتباط اجتماعی درستی با جنس مخالف خود داشته باشند.

احساس بهتری به خودتان داشته باشید

اگر شما نیز خود را در چنین شرایطی می بینید، به شما توصیه می کنم که: قبل از اینکه بتوانید رابطه ای موفق با مردی را آغاز کنید، سعی کنید احساس بهتری به خودتان پیدا کنید.

آیا می دانید برای بالا بردن حس اعتماد به نفستان چه باید بکنید؟ این موارد را بررسی کنید و ببینید که این مهارتها را در خود می یابید یا خیر:

*
با توجه به نقاط قوت خود، با ترس از طرد شدن مبارزه کنید

*
رابطه ی موفق با مردان نیازمند اراده و پشتکار است

*
ناامید و دلسرد نباشید—سعی کنید آرام و بشاش جلوه کنید.

حال هر یک از این موارد را یک به یک بررسی می کنیم.


با توجه به نقاط قوت خود، با ترس از ترد شدن مبارزه کنید
مطمئنم که اکثر خانم ها هر از گاهی، چه مستقیم و چه غیر مستقیم، از جانب آقایون ترد می شوند. ترس از ترد شدن در نتیجه خود را در اعتماد به نفس پایین آنها نشان خواهد داد.

پس سعی کنید به نکات مثبت توجه کنید. به یاد داشته باشید، هدف شما این نیست که بیچاره و رقت انگیز به نظر بیایید. ممکن است با برانگیختن حس همدردی دیگران بتوانید دوستانتان را کنار خود نگاه دارید، اما نخواهید توانست از طریق آن با مرد دلخواهتان قرارملاقات بگذارید. عشق همیشه برپایه ی احترام و تحسین متقابل ایجاد می شود.

رابطه ی موفق با مردان نیازمند اراده و پشتکار است
زن هایی که قادرند با مردان رابطه ای موفق ایجاد کنند، یک ویژگی مشترک دارند و آن پشتکار است. معمولاً خانم هایی برای برقراری ارتباط با جنس مخالف خود دچار مشکل می شوند که از حد تعادل خارج شوند، یا بیش از حد تلاش می کنند یا اینکه اصلاً تلاشی نمی کنند.

باور عمومی بر این اساس است که اگر زنی در ارتباط خود با مردی، به خصوص دراوایل رابطه، بیش از حد از خود علاقه نشان دهد، نا امید خواهد شد. آیا توجه کرده اید که اکثر اوقات وقتی فرد مورد علاقه ی خود را ملاقات می کنید، زمانی بوده است که اصلاً نگاه هم نمی کردید و هیچ توجهی به او نداشتید؟

ناامید و دلسرد نباشید—سعی کنید آرام و بشاش جلوه کنید
زن هایی معمولاً موفق می شوند تا با با مرد مورد علاقه شان رابطه برقرار کنند، که اجازه نمی دهند این موضوع روی روحیه ی آنها تاثیر بگذارد. حقیقت این است که تعداد معدودی از آقایون فقط روی احساس اولیه مجذوب یک زن می شوند.

شما باید تا می توانید روی اعتماد به نفس خود کار کنید. همه چیز را از جنبه ی مثبت آن نگاه کنید. اضطراب به خود راه ندهید. عاشق بودن مسئله ای خوشایند است، پس باید تا می توانید شاد باشید.

حالات شما بنا بر خلق و خوی طرف مقابل تغییر میکند

خط آخر: شما باید ببینید واقعاً می خواهید شریکتان چه خصوصیاتی داشته باشد، و هیچگاه به کمتر از آن قانع نشوید.


۶
عمل نا پسند آقایون در روابطشان با خانمها

آن روزها که تازه با او آشنا شده بودید، همیشه صورتتان را خوب اصلاح می کردید، لبخندهای زیبا می زدید، و در حضورش همیشه ادب را حفظ می کردید. اما حالا که دیگر آن روزهای اول به پایان رسیده است، دیگر هیچکدام از این مسائل را رعایت نمیکنید.

معمولاً وقتی یک رابطه طولانی می شود، مردها تنبل می شوند و دیگر آن کارهای کوچکی که به خاطر طرفشان انجام می دادند را کنار می گذارند. به جای آن شروع به انجام کارهایی می کنند که وقتی برای اولین بار طرفشان را ملاقات کردند، جرات انجام آن را نداشتند. بعضی از این تغییرات تا حدودی طبیعی هستند، ما بعضی دیگر واقعاً باعث عصبانیت و ناراحتی خانم ها می شود.

در اینجا به شش نمونه از این تغییرات که خانم ها دوست ندارند در رابطه شان با مردی ایجاد شود اشاره می کنیم. این تغییرات برای آنها تاحدی ناراحت کننده هستند که حتی ممکن است باعث برهم خوردن رابطه از جانب آنها شود. درست است که با گذشت زمان و صمیمی شدن بیبشتر با او می توانید احساس راحتی بیشتری در رفتارتان داشته باشید، اما حواستان باشد که این شش اشتباه را مرتکب نشوید.


1. به وضعیت ظاهریتان رسیدگی نمی کنید

حال که مدتی طولانی از رابطه تان گذشته است، تصور می کنید که اگر در بعضی کارهای مربوط به نظافت خود سهل انگاری کنید موردی نداشته باشد. البته درست است که اکنون که آشنایی کامل با یکدیگر دارید می توانید راحت تر نزد او لباس بپوشید، اما خاطرتان باشد که مرتب و پاکیزه بودن باعث می شود که جذابیت خود را برای همیشه پیش او حفظ کنید. اگر به ظاهرتان اهمیت ندهید، او تصور خواهد کرد که برایتان مهم نیست او در رابطه با شما چه فکری می کند. و باعث می شود که خیال کند دیگر به او اهمیت نمی دهید.

2. واکنشهای بدی که از مردان سر می زند

اکثر مردها وقت به حدی از صمیمیت با زنی می رسند، به خود اجازه می دهند که واکنش های فیزیکی خود را بدون رودربایستی نزد او انجام دهند. البته ممکن است اگر این کار گهگاه انجام شود، او ناراحت نشود، اما اگر این کارتان شکل عادت بگیرد مطمئناً ناراحت خواهد شد و تصور خواهد کرد که برای شما مثل یکی از دوستان پسرتان است، نه فردی خاص.

3. تاریخ های مهمی مثل روز تولد و سالگردها را فراموش می کنید

اوایل برای روز تولدش بهترین سورپریزها و هدایا را تدارک می دیدید، اما حالا حتی یك زنگ هم به او نمی زنید. این کار شما برای او به این معناست که دیگر اهمیت برایتان ندارد و نادیده اش می گیرید. خاطرتان باشد که اگر باز هم مثل سابق تولدش را جشن بگیرید، باعث پایداری عشقتان خواهید شد.

4. دیگر تحسینش نمی کنید

آیا هنوز هم وقتی مدل موهایش را تغییر می دهد یا لباسی جدید می خرد متوجه میشوید؟ اگر متوجه می شوید پس به او بگویید. اگر دیگر تحسینش نکنید، تصور خواهد کرد که به کلی فراموشش کرده اید. زن ها نیاز دارند که از جانب مردشان مورد تمجید و تحسین قرار گیرند و اگر این کار صورت نگیرد، او جای دیگری به دنبال این تمجید و توجه خواهد گشت.

5. دمدمی مزاج می شوید

اگر سابقاً عادت داشتید که پیش او عصبانیتتان را کنترل کنید و حالا این کار را نمیکنید، پس حق دارد که ناراحت و رنجیده خاطر شود. او چون شما را فردی با ثبات شخصیت و اخلاق خوب دیده است، با شما آشنا شده، اما حال که به فردی عصبانی و بداخلاق تبدیل شده اید، حق ندارد که بهانه جویی کند؟

6. سازش ندارید

سابقاً از اینکه وقتتان را با خانواده ی او بگذرانید خوشحال بودید، اما حالا دیگر تمایلی به این کار ندارید. اگر قبلاً فردی سازش پذیر بودید و حالا دیگر قابلیت انعطاف ندارید، باید درمورد این تغییر رویه ی خود بیشتر فکر کنید. این از همه ی تغییراتی که گفته شد برای خانم ها آزار دهنده تر است چون زنها ذاتاً افرادی قابل انعطاف هستند.

بی احساسی را کنار بگذارید
یکی از مزایای رابطه های طولانی مدت این است که دیگر ناچار نیستید تلاش کنید تا بتوانید او را تحت تاثیر خود قرار دهید. اما زیاده روی نکنید. اگر بتوانید اشتباهاتی که در بالا ذکر شد را مرتکب نشوید، می توانید مطمئن باشید که از چنگتان نخواهد رفت و همیشه پیشتان خواهد ماند .

22آذر
چندایدی ومیل وهکشدن:
کلوب آی دی : hallwoin
نام : هکر هالوین
تولد : 10 دی 1360
محل سکونت : Iran غیره... جهنم
مرد ، مجرد
 و حالا چند آیدی و میل دیگر و جالب(هک شدن)
iman_khatar@vip.herogam.cn
evil_2005@mysogua.com
e_v_i_l_2_0_0_5
sina_ee1352@yahoo.co.uk
amir_eeeeee
bivafa_elhame_namard
dode_cigar
dr_shasha0000
behnam_xxx206
آیدی که فرمودین رو هم چشم
hallwoin_hacker
دوستتون داره
30تیر
6آذر
دنیای هکرها:
کلوب آی دی : parvin2
نام : پروین طالبان پیرا
تولد : 1 اسفند 1319
محل سکونت : Iran تهران سنندج -0 تهران
زن ، متاهل
 دنیای هكرها

 

دنیای هکرها

قصد داریم با شما در مورد هک و هکرها صحبت کنیم. اوایل برنامه‌های کوچکی توسط برنامه‌نویسان بنام “Hacks” نوشته می‌شد که شوخی‌های بی‌ضرر، دسترسی‌های بی‌اجازه و برگرفته از احساس جلوی من حصار نکش بود، اما اکنون تبدیل به زیان‌های جدی شده است که به سیستمها وارد می‌شود. بهرحال در بعضی اوقات، هکرها برای سازمان‌ها مفید هستند و بعنوان محافظ عمل می‌کنند. بد نیست که با فرهنگ و برنامه‌های این گروه از افراد آشنا شویم. بنابه تعریف، آنها افراد یا گروههایی از افراد با انگیزه‌های متفاوت هستند که امنیت یک سازمان یا یک فرد را به مخاطره می‌اندازند. آنها کاوشگران قلمروهای جدید هستند. بعضی برای منافع شخصی و بعضی برای سودرساندن به دیگران. اطلاع داشتن از تاریخ هک راه و آینده احتمالی آن را مشخص می‌کند. مطالعه در مورد هکرهای برجسته و داخل‌شدنهای بی‌اجازه آنها به سیستمها به افزایش آگاهی در این مورد کمک می‌کند.

image051.jpg

هکرها کیستند؟

اصطلاح هک  ”به میانبر ایجاد شده در یک برنامه برای انجام سریعتر کار، اشاره می‌کند. (این تعریفی است که با پیدایش این کلمه همراه آن بوده است.) طبق یک خرده‌فرهنگ، هکرها سعی در پنهان کردن هویت واقعی خود می‌کنند، هرچند مطالعات نشان داده است که بعضی از آنها از تحسین‌شدن بدلیل ماجراهایی که بوجود می‌آورند، لذت می‌برند. بیشتر آنها از اسامی مستعار مانند Hackingwiz یا Hyper Viper  استفاده می‌کنند. آنها خود را افراد ماهر و هنرمندی می‌دانند که گاهی  خود را از ویروس‌نویسان جدا می‌کنند. در حقیقت، برای مشخص‌کردن یک هکر، تعریف مشخصی وجود ندارد. آنها دارای زمینه‌های متفاوتی هستند و دلایلی که پشت هک وجود دارد گستره وسیعی را می‌پوشاند، اما باعث تهدیدهای مشترکی می‌شوند. هکرها افراد باهوشی هستند و از اینکه کامپیوترها را به انجام کاری که دوست دارند وامی‌دارند، لذت می‌برند.

در طبقه‌بندی هکرها سه گروه وجود دارند:

·   هکرهای مدرسه‌ای قدیمی که به داده‌های فنی مانند کدهای برنامه یا آنالیز سیستمها علاقمند هستند. این گروه علاقمند به درگیرشدن در تحصیلات عالیه مرتبط با علوم کامپیوتر هستند.

·   گروه دوم هکرهایی هستند که به مجرمان شباهت بیشتری دارند. آنها در فضای وب می‌گردند و برای اثبات خودشان سایتها را هک می‌کنند و مساله‌ساز می‌شوند. بهرحال اخیرا، تعدادشان اضافه شده است و نوجوانان بیشتری به هک مشغول شده‌اند. این مساله بعبارتی حالت تفریح در فضای سایبر را برای آنها دارد. آنها ابزار خود را توسط روشها و هکهایی که از منابع غیرقانونی، مانند وب‌سایتهایی که به هک تخصیص‌یافته، بدست می‌آورند. این افراد برای جامعه امنیتی امروز مساله‌ای جدی محسوب می‌شوند.

·   گروه سوم مجرمان حرفه‌ای هستند. افراد این گروه اغلب اهداف مالی دارند. آنها مهارت دسترسی به سیستمهای مورد هک و یا افراد با این توانایی را دارند.

در فرهنگ هکرها، یک آیین هکری وجود دارد که در حقیقت مجموعه‌ای از قوانین نانوشته‌ای است که فعالیتهای آنها را هدایت می‌کند و خط مشی آنها را تعیین می‌کند. مهمتر اینکه، این مجموعه به تایید فعالیتهای انجام شده توسط هکرها کمک می‌کند. هر گروه برای خود یک آیین هکری دارد که از آن تبعیت می‌کند.

image052.jpg

مطابق با دیدگاه افراد مختلف، هکرها یا سودمند و بعنوان جزء لازمی برای اینترنت هستند، یا اینکه تهدید محسوب می‌شوند. بسیاری احساس می‌کنند که آنها وظیفه دارند شکافهای امنیتی را پیدا و از آنها استفاده کنند تا توجه لازم را به مساله معطوف دارند. بهرحال باید روی دیگر سکه را نیز دید. همان ابزاری که برای اهداف خوب استفاده می‌شود می‌تواند همچنین باعث زیان یا سوءاستفاده‌های شخصی توسط افراد دیگر شود. همچنین به این طریق هزینه‌های اینترنت با توجه به لزوم افزایش امنیت روی وب، افزایش می‌یابد.

گروه‌ها و سایتهایی هستند که ابزار هک را در اختیار افراد قرار می‌دهند. هدف بعضی از آنها نیز اطلاع‌رسانی برای جلوگیری از آسیب‌های احتمالی است. گاهی فعالیتهای هکی را که در حال انجام است  به اطلاع عموم می‌رسانند. بهرحال شایان ذکر است که همچنان بین متخصصان امنیت اختلاف نظر در مورد سودرسانی یا ضرررسانی هکرها وجود دارد. جالب اینجاست که گاهی هکرها اقدام به برگزاری همایش نیز می‌کنند و افراد علاقمند با حضور در این همایشها با روشها و ابزار هک آشنا می‌شوند. البته در میان حاضرین باز هم متخصصان امنیت و نیز آژانس‌های قانونگذاری و مجریان قانون حضور دارند. هدف آنها از این حضور حصول دانش بهتر در مورد این موضوع و کسب مهارتهای بیشتر با توجه به گرایش روزافزون به جرایم و تروریسم در فضای سایبر است.

image053.jpg

تاریخ ورای قضیه

هک احتمالا عمری به اندازه عمر کامپیوتر دارد. روز اول کامپیوتری کار می‌کرد و روز دوم هک می‌شد. MIT اولین گروه از هکرهای کامپیوتری را معرفی کرد. گروهی جوان از تحصیلکردگان علوم کامپیوتر که روی ماشین کارت پانچ Dell کار می‌کردند. بهرحال این هنر! هیچ مرز بین‌المللی نمی‌شناسد. هک در همه جا هست. با ظهور اینترنت مدرن، هک نیز رشد کرد.

هک بیشتر بعنوان یک هویت مستقل ظهور کرد. روترها بدرستی تنظیم نمی‌شدند، همچنانکه این مساله امروز نیز وجود دارد. معمولا کاربران از ارتباطات خطوط تلفن برای دستیابی به شرکتهای بزرگ دولتی و ارتشی استفاده می‌کردند. و بقیه نیز پشت ترمینالهایی می‌نشستند که مستقیما به سیستمهایی وصل بودند که آنها در حال هک کردنشان بودند. این سیستمها از ماشینهای مین‌فریم بزرگ و درایوهای نواری تشکیل می‌شدند. دسترسی به آنها عموما با هک کردن کمترین میزان امنیت یعنی شناسه و رمزعبور بدست می‌آمد. البته منظور این نیست که هک در آن زمان آسانتر بود. میانگین سطح دانش هکرها نیز بالاتر رفته است. در ضمن امروزه نرم‌افزارهای آسیب‌رسان نیز براحتی در دسترس افراد با دانش کم قرار دارد. هدف از بسیاری نفوذها دستیابی به سیستمهایی بود که بنظر غیرقابل دستیابی یا امن بودند. در حقیقت شکستن امنیت این سیستمها یک چالش محسوب می‌شد.

امروزه در دنیایی زندگی می‌کنیم که اینترنت بخش مهمی از آن را تشکیل می‌دهد. بسیاری از خریدها آنلاین انجام می‌گیرد و سیستمهای تجاری زیادی از این طریق به هم مرتبط هستند. ظهور کامپیوترهای رومیزی و افزایش آنها در خانه‌ها، کامپیوتر را در دسترس گروه‌های زیادی از مردم قرار داده است. این امر زمینه را برای فعالیت هکرها نیز گسترش داده است. اگرچه هکرها با کامپیوترها و شبکه‌های پیچیده‌تری سروکار دارند، خود این امر چالش قضیه را برای آنها بیشتر می‌کند و انگیزه آنها را بالاتر می‌برد. سیاست‌ها و فلسفه‌های پشت این قضیه نیز تغییر کرده است. بسیاری از گروه‌ها از هکرها برای کمک به کشف ضعفهای امنیتی سیستمهای خود استفاده می‌کنند. اینترنت مدرن به هکرها اجازه داده است که مرزهای جدید را بکاوند. جنگ بین کشورها با هک‌کردن وب‌سایتهای یکدیگر و از کار انداختن آنها یا پایین‌آوردن سایتها با حملات DoS (Denial of Service) به یک امر معمول مبدل گشته است. ارتشها از هکرها بمنظور از کار انداختن سیستمهای دفاعی دشمنانشان برای کسب برتری در جنگ استفاده می‌کنند. منافع مالی یک انگیزه بزرگ برای بعضی هکرها یا افرادی است که هکرها را بکار می‌گیرند. موسسات مالی اغلب هدف قرار می‌گیرند تا مقادیر زیادی از پولشان توسط روشهای الکترونیک بسرقت رود.

با عشق - پروین

6آذر
مکالمات صوتی -هدف جدید هکرها:
 مكلمات صوتی هدف نسل جدید هكرها

مكالمات صوتی، هدف نسل جدید هكرها



شركت  های آمریكایی به دنبال اتخاذ تدابیر امنیتی لازم برای فناوری VOIP هستند.
به گزارش ایلنا، در آمریكا شركت های دولتی و محلی دست به دست هم داده اند تا خود را برای مبارزه با نسل جدید هكرها آماده كنند. نسل جدید معروف به استراق سمع كنندگان جاسوس های اینترنتی و دیگر باندهای خلافكاری آن لاین هستند كه مكالمات حساس تلفنی از طریق اینترنت را هدف قرار می  دهند. با گسترش پروتكل صوت در شبكه اینترنت معروف به VOIP انتظار می رود نسل جدیدی از هكرها مكالمات صوتی آنلاین را هدف قرار دهند. شركت های مختلف آمریكایی دست به دست هم داده اند تا قبل از آن كه هكرها بخش در حال رشد VOIP را به طور جدی تهدید كنند اقدامات و راهكارهای امنیتی لازم را پی  ریزی كنند.
از جمله نگرانی هایی كه در این زمینه وجود دارد احتمال گوش دادن هكرها به مكالمات آن لاین، سرقت كردن داده  ها از طریق VOIP، ارسال پیام  های ارتباطی تقلبی هكرها ممكن است با ایجاد ID تقلبی به نام تماس گیرنده با هدف فریب مشتریان باشد. هكرها ممكن است با ایجاد ID های تقلبی به نام تماس گیرنده، كاربران را فریب بدهند تا اطلاعات حساس را در اختیار آنها قرار دهند.

با عشق - پروین

6آذر
نژاد کردها:
کلوب آی دی : parvin2
نام : پروین طالبان پیرا
تولد : 1 اسفند 1319
محل سکونت : Iran تهران سنندج -0 تهران
زن ، متاهل
 نژاد كرد ( كردها )

در این مورد ( كلمه نژاد كرد - كه یكی از شاخه های برجسته و مشهور نژاد آریایی میباشد  )  خیلی تعصبات شاید نهفته باشد یا اینكه این طور به نظر بیاید ما هم چون هیتلریها نژاد پرست باشیم یا هستیم " این را قبول دارم كه خیلی از افراد در هر مقام  و مسلكی كه هستند طایقه " قبیله یا همین نژاد خویش را برتر میدانند در زمینه تاریخ و تحقیق كردشناسی میتوان صدها كتا ب معرفی كرد اینكه فرهنگشان ( در هر زمینه ای ) تا چه حد گستر ده است " باز به نظر میاد اگه تعصب نداشته باشیم بهتر بتوان خیلی از قضایای ذهنی – رفتاری  را از بین برد تا بیشتر از این باعث از هم گسیختگی اصلیتمان ( نژاد – فرهنگ – گویش – عرفان و تصوف خاص – لباس و .............. ) نشویم .  

( نژاد كرد ) دوست ندارم از این كلمه استفاده كنم ( نژاد ) چون خواه ناخواد باعث بوجود آوردن برداشت و تعصب فكری راجع به اصلیت من دارد به همین دلیل از كلمه كردها استفاده خواهم كرد " كردها وابستگی زیادی به آیین و افكار عرفان و اشراف تصوف داشته اند و دارند و ریشه آن در تاریخ كهن اسلام دارد البته كردها در این زمینه ها ( روز وفات و تولد ) گیر ندارند یعنی تعصبی روی اینكه چند هزار سال پیش ( پیامبران ) كی بدنیا اومد و كی از دنیا رفت ندارند در زمینه های رفتاری و فكری به گذشته دور اهمیتی نمیدهند نه اینكه معتقد به ( نبود ) باشند بلكه روی رفتگان فكر را گیر نمیدهند به همین دلیل بیشتر فقط یكتا پرستی را ( پرستش خدا )  سر منزل و مقصود افكار و اعمالشان میدانند .

كردها سیر و سلوكشان بیشتر به طریقه های ( قادریه  كه منسوب به شیخ عبدلقادر گیلانی میباشد و نقشبندیه كه منسوب به بهاءالدین بخارایی است  ) این طریقه در جهان اسلام  ابتدا در كردستان عراق " منطقه هندوستان  وبعدها تا  چین گسترش یافت .میراث گسترده عرفان و تصوف كردها در تمامی تاریخ یكیاز پرثمرترین ارثهای این قوم  دیر زی است میتوان در اكثر كتابهای كردشناسی به این شناخت دست پیدا كرد كه قوم كرد از صدر اسلام سرزمین پرورش این همه عارف و صوفی بوده تا حدی كه نمیتوان در نژادها وقومهای دیگر این ارقام را پیدا كرد  و این همه صوفی یا عارف را رشد داد . تا بعد . با عشق : پروین

6آذر
دیگه دارم نگران میشم- ایا درسته؟
دیگه دارم نگران میشم ایا درسته ؟

دیگه دارم  نگران میشم یعنی هیچ كدوم از شما دوستان ( مرد وزن – دختر و پسر ) هیچ فكری از خودتون ندارین كه بتونید تو چند كلمه به وسوالاتی كه در مورد خودتون هست جواب بدین ؟

دوستان خوبم بهتره كمی با هم روراست تر و صادقانه تر حرف و گپ بزنیم قصدم در مورد سوالات شناختن خودمون هست نه سركوب كردن " سرزنش " تحقیر با رشد لاابالیگری كه این روزها خواه ناخواه بشكلهای خیلی ناجور در شكل و شمایل مختلف در جامعه كه مهم نیست از طرف كی یا چی هست مهم اینه كه ما خودمان نیستیم !!!!!!!!!!!!!!!!

ذهنمون رو به دیگران سپردیم تا هر طور كه میخواهند ما رو حركت بدهند و فكر و ذهنمون رو بخرند حال قیمت چی باشه بازم مهم نیست مهم اینه كه ما خودمان نیستیم !!!!!!!!!!!!!!!!!

میدونید این جمله كوتاه ( ما خودمان نیستیم ) چه معنی میده ؟ شاید تا به حال بهش فكر نكردین یا اگر كردین میگین خوب جبر روزگاره یا جامعه اینو به ما تحمیل كرده " در حالیكه هیچكس نمیتونه به ما هیچ چیزی رو تحمیل كنه این خود ما هستیم و باورهای ذهنی و تعصبی كه داریم با عث میشه كه هیچ تغییری نتونیم در خودمون بوجود بیاریم یا اینكه بتونیم خودمون فكر و حركت رو شروع كنیم " همینطور كه میبینید تمامی رسانه ها از هر نوع  فكر " تصور " مدل " شك و شمایل " كالا و اجناس خویش را به ما تلقین میكنند و ما نیز بدون توجه به خواسته های اگاهانه خویش به طرف همین موضوعات سوق داده میشویم " مثالی رو براتون بیارم در یك لحظه از تلویزیون تبلیغ یك نوع ماكارونی پخش میشود و لحظه های بعدی چند نوع دیگر باز نیز به همین طریق به ما نشان داده میشود خوب نتیجه ؟ ما فردا بازار میریم و هر چیزی رو كه بیشتر تبلیغ كرده خریداری خواهیم كرد میبینید ؟ چه راحت و آسان ذهنمان را فروختیم با یك تبلیغ " فكر كنید و این مثال رو به تمامی مسائل زندگیمون بسط و گشترش دهیم " تمامی مسائل زندگیمان را در نظر بگیرید و به آن فكر كنید كدام مسئله یا تجربه را در زندگی خودت تجربه كرده ای به تنهایی در مورد آن آگاهی " تفكر " تعمق " و شناخت داشته ای تا به تصمیم و حركت به طرف موضوع را داشته ای ؟ میبینی خیلی كم ما توانسته ایم خود باشیم این دیگران هستند كه دائم دارند در مورد ما " فكر مان " خریدمان " زندگیمان " طرز تفكر و ................ تصمیم میگیرند . مسئله خیلی بغرنج تر و وحشتناكتر از اینهاست " فكر كنید . (( ما خودمان هستیم )) حالا به سوالات مورد نظر كه باید خودمان جوابگویش باشیم در مورد خودمان ( پسر و دختر " مرد و زن ) این خطه زیبا و باشكوه نظر" پیشنهاد " عقیده یا هر چی كه دوست دارین  بدین . با عشق

+ نوشته شده در  شنبه یکم دی 1386ساعت 21:46  توسط عثمان عثمانی  |