زنان از مردان باعفت ترهستند.
بسیاردیده میشودکه زن ومردی باعشق ازدواج کرده اند والان پس ازدهها سال، زن ازهمخوابگی با عاشق دوران جوانیش خودداری میورزد. یا بد لیل عدم روانشناختی مرداززن، پس ازازدواجی عاشقانه، دوسالی بیش نمیگذرد که روابط سردی برآنها مستولی وغلبه میکند. یا پسری عاشق دختری شده ودرخیالاتش مدام اورا باخودهمراه دارد ولیکن درهنگام حرف زدن بااو، چون راه بدست آوردن دختر یا درصورت شروع این رابطه ، راه تداوم بخشیدن بدان رانمیشناسد ونمیداند ، لذا دخترازرابطه ای رمانتیک باوی خودداری میکند. یا دختری که حاضرنبودبدلیل زیبایی فوق العاده ش !!با غیرپولدارترین مردشهرعروسی کند ، اکنون پس ازعروسی با مردموردعلاقه ش به چشم چرانی میپردازد وشوهرش اورا کافی نیست!!!چرا؟ بدبختی مردآنست که درفرهنگ مردسالاری واقع شده ومیراث گذشتگان بشری را که قانون وعرف جامعه براساس مردسالاری ومردخدائی ست را همراه میکشد وازسوی دیگربیگانگی با همنوع والبته جنس مخالف، اوراواداشته تا اگردراین فرهنگ مردسالار ازدوران کودکی ازراه آزمون وخطادرروابطش باجنس مخالف ، به روان وعواطف زن آگاه نشده تا زندگی عشقی ورمانتیکی راباوی به پیش برد ، درعوض جهت شناخت وی به قیاس به نفس بپردازد ونتیجه آن میشودکه با ژرفای روح بزرگ وپرتوان زن ناآشنا گشته ومصایب فوق الذکر به باربیاید وزن راهم چون خویش که نیازمند اندام زنهاست ،نیازمند پیکری مردانه ومسائل جنسی تصورنماید وبدانجا منتهی میگردد که یا زن رابه غلط به نمودن ناز وتظاهربخاطرملاحظات اجتماعی متهم میکند !! یادرطلب این خواست طبیعی ، دست ازکاروزندگی شسته ولطمه ببیند . مردان باید بدانند که اگرخیانتی ازسوی همسرانشان دیده میشود این خیانت زن (جزدرمواردبیمارگونه که استثنا ء بوده ومحل استناد نمیتواندقرارگیرد)بخاطر طلب اندام جنسی مردی زیبا یا ثروتمند ودارای مدارک بالای تحصیلی نیست( اریک فروم بابیانی شیوا میفرماید که برای آنکه دوست داشته شویم،اتکای صرف به داشتن ثروت ومدرک وقیافه زیبا ناکاممان میکندوتنهاراه برای اینکه دوستمان بدارند اینست که دوست داشتن رادرخود پرورش بدهیم ) ، بلکه تمایلات جنسی زن سخت تحت تاثیر عشق ومهر ورزی به وی قراردارد وتنها باشنیدن صدای عشق ازنقطه نظرجنسی تحریک میگرددونه بادیدن اندام برهنه مرد( شدت متاثرگشتن یک مردبادیدن اندام برهنه زنی خوشکل چه اندازه است؟ شدت علاقمندی جنسی وشهوی یک زن هم باشنیدن صدای پرازاحساس دوستت دارم ازیک مردبه همین اندازه ست و ضعف هردو دراین دورابطه جداگانه یک میزان است (درتفسیرآیه قرآنی که میگوید خلق الانسان ضعیفا : انسان ضعیف آفریده شده است ، مرادهمان ناتوانی اودربرابر مسائل جنسی گفته شده است که اگرتعمیم به زن داده شوددرتعبیری متناظربازمان براساس یافته های علمی بایدبگوییم تفسیرفوق ازضعف ، تعبیری مردانه بوده و خلقت زن دربرابرمهرورزی به اوست که ناتوانی نشان میدهد ، اگرمراد ضعیفی وی دربرابر نیازهای جنسی باشد ). وقطعا ازسوی مرد عشق کافی به وی بخشیده نشده است. تحقیقات اخیربرمغزانسان نشان میدهد که تنوع طلبی جنسی ومیل به تعدد همسر ومعشوق درمغزمرد، دیده میشود ولیکن چنین تمایلی درزن بهیچوجه جنبه فیزیولوژیکی نداشته ودارای رد پا درغدد فرماندهی او ودرمغزو وجسم وی نمیباشد ، لیکن جامعه مردسالارواقتصادبرپایه انباشت ثروت مادی ومالی کماکان تلاش دارد تاتنها وی را زنا کارو شهوتران وخائن و محکوم به سنگسارمعرفی نماید!!! درحالیکه زن درجستجوی عشق است ونه شهوت . یاچنان است که اتفاقا این عشق است(زن ) باید سنگسارگرددونه شهوت(مرد)؟ متاسفانه مشاهده سقوط بشربخاطرفقدان عشق که دراثر به خاک مذلت کشاندن زن، یعنی حاملان و دارندگان اصلی آن هستند نشان ازدرستی مدعی دارد واینکه صاحبان زوروقدرت اشتباه نکرده اند ودشمن را دقیق تشخیص داده اند ، عشق وحامل آن زن . آری خوانندگان عزیز، راززن وحل معمای وی ، اکنون که فرهنگ غربی به زن اجازه بروزوظهورداده است ، مکشوف شده وآن ، محبت وعشق به وی است ( دراحادیثی ازپیامبر امربه شروع ارتباط زناشویی بازن بامقدمه اقلا، بوسه شده تا با یهودیان که بی مقدمه شروع به معاشقه میکنند همرنگ نباشند ، که کنایه ازنوازشهای مقدماتی موردنیاززن میباشد ، یااینکه همسران به همدیگراظهاربدارندکه شریک جنسی خودرادوست دارند ، ولی چون مصیبت باراست این اظهارعشق ، بدلیل تضعیف نمودن ستونهای اقتصا د ضدانسانی سده ها وهزاره های اخیر وهم نیازهای سادیستیکی وآزارگرانه گسترده این دوران بشر، که زن برای ارضای آن اعم ازضرب وشتم یا تحقیرمیتواند سوژه مناسبی باشد ، بسیارکمرنگ موردبحث قرارمیگیردوبدان ارجاع داده میشود). همانکه میتواندوی را ازنظرنیازجنسی چون مرد درطلب وخواهان جلوه گر نماید ومشکل دیرینه بشردرزمینه سکس را که به قول میشل فوکو : پس ازچندهزارسال تاریخ تمدن هنوز برای بشرحل نشده راباید درروانشناسی زن ومهرومحبت وعشق ورزی بدوجستجوکرد تا مرد از این نیمه گمشده خودش ازدوران بعدازهبوط آدم ابوالبشر بهره مند گردد وبه همجنس بازی یا خودارضایی(خودارضایی ازنظربعضی فقه های اسلامی و فتاوای فقهی روادیده شده وازنقطه نظرروانکاوی هم چنانچه ارتکاب آن بااحساس گناه همراه باشدبایدبرای رفع حس گناه بعدازآن، درمان روانی صورت پذیرد، لیکن رواج آن وقتی به تعدادمرد ،زن وجوددارد نشان ازجامعه بیماروفرهنگ عقیم ونازامیباشد ) ودیگرانحرافات جنسی، نه خود ، روی آورد ونه زن رابدان رهنمایی کرده باشد. مردباید بداند برای درتملک گرفتن!! وبهره مندی از زن مهریه دادن وعقد مرسوم ،کفایت نمیکندوهمچنان زن ازوی رم میکند !!( ای بسا زنانی که ازهمبستری باشوهرانشان سربازمیزنند وشرعا ناشزه خوانده میشوند. یا دلیل اینکه فیلمهای محتوی رابطه جنسی بعضی اززنان هرچند نامدارچون بازیگران سینما وغیره ...، پخش عمومی مییابدرا باید درهمین قضیه جست، آنجا که درسرآغازرابطه ،زن بدلیل دریافت نیازجسمی وروانی خودیعنی عشق ، به روابط جنسی تن میدهدوسپس که مردازیادمیبرداکسیر مورداستفاده قبلی را دوباره وسیله قراردهد، با نه گفتن زن روبرومیشود ومرد ناکام ، که راهی برای بازیافت بهشت قبلی نمیشناسد، وحشیانه این جنایات حیثیتی را مرتکب میگردد ، دردوران قبل ازویدیو ، عکس ونامه های عاشقانه دختران وزنان برملا میشدوقص علیهذا ). اگرزن اطمینان پیداکندکه مرد ، وی را دوست دارد متاع جنسی واندام خودرا به وی هدیه میکند ونه تنها جسم که روح وعشق خویش، واگرمالی داشته باشد آن رانیز درطبق اخلاص بدومیبخشد!!چراکه وی رسالت نشروپحش عشق رادرروی زمین دارد وهمان مهری را که ازمرد دریافت میکندهمان رابه بچه هایش والبته مردان ودرنتیجه همه افرادجامعه بازپس میگرداند( پس خداکه ماراآفرید، دربهشت جنسی زن وجامعه سرشاراروابط برپایه عشق قرارداشتیم ، ولی سیستم اقتصادی کشاورزی یا صنعتی با داشتن فرهنگ مردسالاری ، ماراازسعادت محروم داشت- تاویلی برداستان هبوط پدرمان ازبهشت آغازین- چراکه معیشت جمعی برپایه زراعت ، مستلزم مردسالاری است - درقبل ازظهور جامعه صنعتی - وگردش چرخهای صنایع هم- جامعه کنونی - نیازمند تبدیل به شئ شدن انسان است - البته هنوزغرب صنعتی والکترونیکی ازنگرجامعه شناسان مردسالاراست که ظاهرا ما آزادیهای زیادی برای زن درآن ممالک میبینیم - ونتیجه همه سرکوب عشق درجامعه ، تا جاییکه سروده شاملومصداق پیداکند که عشق رادرپستوی خانه نهان باید، خدای را درپستوی خانه نهان بایدکرد. چه باید کرد ؟ راه بازگشت به این سعادت ، درعشق است که رسالت زن درآن خلاصه میگردد)!آیا مدینه فاضله برای بشرغیرازاین میتواندباشد؟ آیا بهشتی که براساس قرآن ازآن هبوط کرده ایم که به گواهی اسنادومدارک تاریخی ، قرین دوران قبل ازتمدنهای زراعتیست که همان عصرمادرسالاری بوده ، نمیتواند با دادن زعامت جامعه به این خدایان عشق ومهراحیاگردد؟!! . آری عزیزان زن برای آماده شدن جهت جوابگویی به خواست جنسی مرد دریافت عشق راضروری میشناسد وچنین ادعایی به یاری تحقیقاتی علمی برروی زنان صورت گرفته وبااندکی تامل وگفتگو ومصاحبه با زنان ومادران وخواهران ودختران خود واطرافمان ، راحت میتوانیم همین پاسخ را ازآنان بشنویم . دانش پزشکی درمقابل بحث ازنیازجنسی وشهوی مردان، ازنیازبه روابط وارتباطات عاطفی زن جهت آماده کردن وی که مرادهمان دریافت عشق ونوازش اوست سخن گفته است وازآنجا که بزرگان فلسفه وعرفان چون نیچه وراجنیش اشو( نیچه به تعبیراقبال لاهوری شایستگی برای احرازرسالت راداشت که عقیم ماندواشوعارفی وارسته ونایل به فنا فی الله است که نیازهای تناسلی دروی حذف شده ) ازاولویت توجه به تن وجسم سخن رانده اند، میتوان ازفضل فروشی چشم پوشی کرده وگفت آری غددوهورمونهای مترشحه داخلی بدن ما به کنترل ما میپردازندواحساسات وعواطف وافکارورفتارمارانیزدرکنترل دارند واقتضای غدد جنسی مردانه، خصوصا درجوامع مردسالار صرف شهوت طلبیست ولی حتی دراین جوامع منحط هم زن اصالت خویش راحفظ کرده وبه غیرازهنگامه دریافت محبت بهیچوجه نمیتواند ازنظرتمایلات زناشویی برانگیخته وتهییج شود واین را بررسی وظایف وعملکرد غددزنانه استروژن وپروژسترون درزن وغده مردانه تستسترون درمرد به ما میگوید(پس اگرپاره ای عشق را به عملکرد غددداخلی تقلیل داده اند جای نگرانی نبایدداشته باشد وتحقیری برای عشق نیست چرا که باشناخت واحترام به بخش جسمانی خویش وزن اینبار هم میتوان شاهد کیمیاگری عشق و قدرت جامعه سازی آن قرارگرفت). بررسیهای روانشناختی صورت پذیرفته دراین باره به مامیگوید مردباچشمش عاشق میشودوزن باگوشش !! ، تفسیر همانست که پیشترعرض شد، یعنی مردبه وصفی که مردمان اطرافش ازکودکی درموردزیبایی تن به وی داده اند، بادیدن آن اوصاف درزن ، عاشق میگرددوزن براساس شنیدن نجواهای عاشقانه وسخن دوستت دارم مطیع ورام مردمیشود . .مطالعات انجام شده میگوید ازهرصد مردی که ازطرف زن دعوت به ارتباطی جسمی شود، 75 نفرآنها بدان پاسخ مثبت میدهند وازهرصدزنی که ازطرف مرددعوت به چنین رابطه ای گردند هیچ زنی حاضربه دادن جواب مثبت نیست، لابدوقتی تقاضای فوق بدون ابرازمهرودرنظرداشت زمان موردنیازآنان است. (زنهای تن فروش موسوم به فاحشه داخل این آمارنیستندچه آنان براساس تخطی ازواقعیت وجودیشان هیچگاه کامیاب نمیگردندوبه زبان پزشکی سردمزاج هستندوالبته بیمار ).ازجمله آفتهایی که این کارعلمی ازسوی محققین را موردتهاجم قراردهد یکی میتواند مردان موفقی باشددرروابط زناشویی یا ارتباط باززن ، که به این بحث ایراد میگیرندوبدون آنکه بحث را بصورت تئوریک وعلمی بشناسند ، ادعا میکنند بی هیچ ارائه مهری به خانمها توانسته انداینان راشکارکنند!!!چرا؟ چون اولا: عملا درراوبطشان بازن ارائه عشق به وی را مراعات میکنند!!اینست که میتوان گفت دربدست آوردن دل او توفیق داشته اند وچون اصولا براساس عرفان وروانکاوی ، بشربر علت واقعی رفتارخودآگاه نیست ، لذا به این رفتارها وگفتارهای مهربانانه خود هشیار نبوده و به انکار بحث مهرورزی میپردازند!! دوم آنکه اگرتوانسته باشند روابطی برقرارکنند، به قول نویسندهایی چون ویلهلم رایش ودیگران ، مردبه لاف زدن درموردتوان ارتباطی گسترده بازنان یا قدرت جنسی خود بدون داشتن اساسی درواقعیت متهم است!! ولذا چاخان کرده اند . ،سوم : خوی مردخدایی هم مزیدعلت است که چون زعامت شیطانیشان مورد تهدیدواقع گرددلذا شدیدا به دست آوردعلمی فوق میتازند. توجه داریم که شان نزول سوره طلاق درقرآن برسرنافرمانی زن مسلمانی ازیاران پیامبراست که درهنگام نمازبعدازاطلاع ازاشاره شوهرش به همبستری ،همچنان نمازش را ادامه داده وطولانی میکند وسرانجام صحابی پیامبر عصبانی شده واورا همسنگ مادروخواهرمیخو.اندوقص علیهذا...درآن زمان واکنون هم توجه به عامل زمان درروابط مربوط به زن حتی درروابط زناشویی یا رمانتیکش بامرد شاید شناخته نشده بود ، واکنون تحقیقات گسترده درباره اوبه ما میگوید که شایدتوجه مدام ونگرانی همیشگی وی به عادات ماهانه سخت اورا اسیرزمان وحساس به آن کرده است .لذا ازیکطرف مردان بهوش باشند که سنبل ونمادگرایی انسان ودراین مورد زن، برای اطمینان ازمحبت شوهرویارش خیلی متکی به دریافت نمادهدیه وکادو، صرف نظرازبهاء وقیمت بالای آن میباشد ودادن هدیه به اومیتوانددر باوراندن به اوکه دوستش دارند سخت تاثیربگذارد وچون زمان هم درروان اوحساسیت خاصی دارد ،این هدیه به مناسبتهایی مثل تولد یا سالگردها ویا درغیرعطف به زمانهای خاص اگر مطرح نباشد ،هدیه برای اواثبات عشق به وی میباشد واین ویژگی حتی درمادران خواهران ما هم خودنمایی میکند چراکه بشراساسا نمادگراست ونمادگرایی دراین جنس او(زن)برای باور به صداقت دریافت مهر،هدیه را به رسمیت میشناسد . درباره روانشناسی داستان نقل شده ازسوره طلاق که با پژوهشهای جدید تایید میشود میتوان گفت که هرچندنمازفعالیتی معنویست وزناشویی جسمانی ، وبرگشت ازاولی ورویکردبه دومی مقدماتی میخواهدولیکن فاکتورزمان هم برای زن صحابی پیامبر قابل توجه بودودرتوان هیچ زنی نبودتا سریع بتواندبه خواست شوهرتمکین کند. لذا عنصرزمان درهمه زندگی زن جایگاه ویژه داشته ومردبرای همرهی وکامگیری اززن باید آن رابشناسدوجایگاهش را بداند. مراعات ننمودن دستورات فوق منتهی میگردد به خیانت زن که هدف این خیانت ،اندام جنسی مردنمیباشد چرا که بازاین علم است به ما میگوید ، برای زن دخول اندام جنسی مردبه وی رضایت جنسی نمیبخشد وبیشترلذت ازآن، جنبه روانی دارد ، که لمس عضوحساس جنسی او بنام کلیتوریس میباشد که رضایت نهایی جنسی اورا تامین میکند . البته با نجوای دوستت دارم به اوحتی حین رابطه جنسی، این بهره مندی اوتشدید میگردد !!!(اگران ال پی وبرنامه ریزی عصبی کلامی را معیاربگیریم، میتوان به این نتیجه رسید که این همه رعایت گفتاردوستت دارم وعاشقتم به زن، ازسوی مرداگررعایت گردد- حتی اگر صادقانه هم ابرازنگردد-قطعا ذهن ومغز- زن درمفام شنونده ومرد درجایگاه گوینده - جامعه را برای برخوردارشدن ازعشقی که تنها راه نجات اوست آماده کرده ومصلحین بزرگ که عشق راگمشده انسان میدانند شاهددرآغوش گرفتن سعادت توسط بشریت خواهندبودولی آیا مردوفرهنگ عقیم مردانه تبعیت میکند؟فبشرعباد ی الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه اولئک الذین هدی هم الله واولئک هم اولوالالباب : مژده بده به بندگانی که وقتی سخنی راشنیدندازبهترینش پیروی میکنندودرنتیجه همینان هدایت شده هستند ودانایان .)که متاسفانه دربعضی فرهنگهای منطقه ای شایدهزاره ها بگذرد ازقطع واخته آن عضو مهم جنسی زن ، تحت عنوان ختنه زن(زنان ختنه شده رضایت واقناع جنسی را نمیتوانند تجربه کنند) که هیچ اساسی درسنت نبوی ودین نداردوصرفا عرف عرب و مردسالاری وحشیانه درفرهنگهای خاصی به این امرمبادرت میکند . اشودرجایی گفته که کشیشان موجب شدند که ازدواج جانشین عشق گرددولی ازچشم اندازی دیگربایدگفت که ازجمله نیازمندیهای اساسی زن، نیازبه امنیت درروابط است که توسط ازدواج صورت تحقق میتواندبگیرد که برای مردچون باراقتصادی وتعهدی است وهم درراستای خودداری ازتنوع طلبی جنسی، قطعا اگرزنها تن میدادند مثل مرداروپایی اظهارمیداشتند که وقتی هرصبح شیرآماده دارم چراگاوبخرم؟(البته کسانی که ازدین آگاهی زیادی ندارند یا بهتراست بگوییم جوهردین رانمیشناسند وظاهرا برای دین هم دل میسوزانند چنین شایعاتی راترویج میکنند وگرنه درخوداروپا وآمریکا هم خویشتن داری و بیعلاقگی زن ازقبول هرزگی درسکس این امکان گسترده را به مردبرای روابط جنسی نمیدهد به شهادت منابع معتبرعلمی دانشگاهی وهم مردان فرنگ رفته اخیر!!)این اشاره به امنیت خواهی زن درروابط زناشویی یا رمانتیک وی دلیل دیگری بر پاکدامنی زن دربرابرکمترپاکدامن بودن مرد است .اما اکنون زنهای زیادی رابطه جنسی خارج ازدایره زناشویی دارند ( اگربخاطر ملاحظاتی تعدادی ازآنان به این عمل روی نیاورند به قول ویلهلم رایش جبرا یا خودبیمارروانی میگیردند یا استبدادوفاشیسم را جبرا برکودکان رواخواهندداشت، وقتی صحبت ازجیروبویژه جبر موردتایید علم باشد گمان میکنم مجوزشرعی هم دریافت مینماید ولذا عده ای شاید اگربه رواداشتن مهرورزی به زن نظرمساعدی ندارند لذا همین شق دیگررا برای وی بهداشتی تربدانند ). مطالعات نشان داده است که حتی درغرب مثلا پیشرفته هم تنها ازهرصدزن سی نفرازنظرجنسی کامیاب میشوند وارگاسم(رضایت واقناع جنسی ) را تجربه میکنند درکانون به اصطلاح گرم زناشویی . ازهرصدزن اقلا شصت زن دچاربیماری روان تنی یبوست مزمن هستند . آیا نمیتوانند ازاندام تناسلی مردبهره مند شوند؟!!آری میتوانند ولی مشکل آنها برخلاف تصورمردان ، اندام جنسی مردنیست . چراکه دراین زمینه حداقل مرد کوتاهی نمیکند!!! ولی بازمشکل همچنان باقیست چرا؟ . زیرا که پاسخ همه بیماریهایی جسمانی وروانی زن دردریافت نکردن عشق ومحبت ازمرداست ، که مرد بیچاره هم نه آموزش کافی داده میشودونه فرهنگ مردانه واقتصاد مسلط که مالکیت براشیاء وانسانهارا چه زن وفرزند یا دانش آموزدرزمانی که درحال تحصیل است وغیره ، .که بازبرهمین فرهنگ استواراست ،اجازه عشق ورزی بدومیدهد( درباره علت غیبت عشق ورزی دراین نوع اقتصادضدانسانی اریک فروم درهنرعشق ورزیدن عالی بحث کرده ودرباره نیازمندی زن به دریافت عشق برای پاسخگویی به نیازهای غریزی مرد ،کتابهای رازهایی درباره زنان ازبارباراآنجلیس وآنچه مردان وزنان نمیدانندازبارباراوآلن بیزاکیداتوصیه میگرددکه برپایه پژوهشهای گسترده بنا شده اند. هچنین آخرین ویرایش خلاصه روانپزشکی آکسفورد در۲۰۰۵میلادی که رفرنسی برای طرح سوالات آزمونهای ورودبه دوره تخصصی پزشکی میباشد ) .
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم فروردین ۱۳۸۹ ساعت 22:12 توسط عثمان عثمانی
|