خنکای برف را بر تنم حس می کنم
> و صدای تو
> نگاه تو
> خنده های تو
> با هر نفسی در من جاری می شود
> در این لحظه دچار آن حس نایاب می شوم
> حالا خوشبختم!
> بسیار خوشبحت
> و آرزو می کنم که این خوشبختی
> نه تا ابد
> نه حتی تا پایان این سال ، این فصل، این ماه
> بلکه لا اقل تا پایان این برف به درازا بکشد..