مترسک:
|
این هم یكی از دل نوشته هام تقدیم به تمامی گلهای قشنگم در غروب غم د
(دهم دی 1386 ساعت 14:00 بعد از ظهر) مترسك در میان تند باد در هجوم مرغكان تیز بال تن پوشالیش در لرزه گشت روحش اسیر دست دیگریست او ز خود دستی ندارد تا كه آنرا مشت سازد بر دهان هر چه زارع تا بدانند كه او سوزد ، او سازد تا كه گندمزاری از مرگ و گذار زار او روید بر سراسر دشت تن تا از حیات زار او در و گوهر نصیب دستهای زارعی گردد كه او را اسیری نه برای خود بل برای عایدش كرده او همان مرد میان تند باد مترسك خرمن ما و شماست
آرزو می كنم هیچ وقت تو زندگی هاتون نه مترسك باشید و نه كسی رو مترسك زندگی خودتون قرار بدید. یا حق به امید یك هوای تازه تر كوچیك شما طیبه
| |
+ نوشته شده در جمعه چهاردهم دی ۱۳۸۶ ساعت 11:17 توسط عثمان عثمانی
|
