تنهائی:
ستاره نقطه چین شد ، رسید قصه به آخر
دیگه ازت بریدم ، ندارمت من باور
راحت شدی بازیگر ، ببین شدم دیوونه
برای زنده بودن تو بودی تک بهو نه
بعده یکسال و ده ماه ، می گی همش بود با زی 
تو که د یدی برید م ، چه طور د لت شد را ضی 
حالا که داری می ری خاطره ها تم ببر
بالاتو باز کن عزیز ، از روی نعشم بپر
فکر نکنی گریه هام ، واسه اینه که نیستی
فکرنکنی مهمه ، که روم چشا تو بستی
اشکام واسه اینه که ازت خوردم یه دستی
دارم می میرم عزیز . بد جور منو شکستی
نه ، فکر نکن واسه تو دارم فدا می شم من
از کینه ی حرف تو داره می سوزه ا ین تن
تو لایقم نبودی همه ا ینو می دونن
یه عمره تو گوش من ا ز رفتنت می خونن
به همشون می گفتم که حرفا شون فریبه
خنجر ا ز آ شنا خوردم ، اونا بودن غریبه
نکنه یا دت رفته ، تنها تو آ شنا می
آخه خودت می گفتی تا آخرش باهامی
از تو خیا لم برو چشا م دوست ند ا رن
به خا طرا تت بگو برن تنها م بذ ا رن
بسته دیگه داغونم ، آره، با زی رو بردی
من همه چیزو باختم ، تو یا د من تو مردی
بذا ر تو تنهایی هام ، بسوزم و بسازم
تقصیره سا د گیمه ، حقمه که ببا زم
از یه آ د م مغرور ساختی یه دل شکسته
همه چیزمو بردی ، با زی تمومه ، بسته
همیشه با افتخار می گفتم از عشق تو
اما امروز سر به زیر بهت می گم که برو
دیگه چی می خوای ا زم ، بیا ببین داغونم
خرا به شد قصر من ، بیا ببین ویرونم
همینو می خواستی تو ، بیفتم به التماس
این بود حق عشق من ، هستی خیلی ناسپاس
دووم بیارم چی رو ، حرفای تلخ تورو ؟
می خوای بگم قسمته ، خوشبخت بشی و برو
نه بی وفا دیگه نه ، خد ا بیا ره سرت
یه گرگ بی چشم و رو بشکنه بال و پرت
تقا ص حرف تو رو خد ا ا زت بگیره
نا بود کردی وجودم دلم دارم می میره
تو عشقمو می خواستی بیا ببین چه خستس
جون تو تنش نمونده ، چشاش رو دنیا بستس
آی آ دما ی د نیا تا کی کنم صبوری؟؟
دنیای بی رحمتون ، نذاشت راه عبوری
آهای خدا می بینی بند ت باهام چه کرده
آخه خد ا چرا من ، ا لهی بر نگرده
خدا بگو من با کی بد کرده بودم ا ین جور
تقا ص گرفتی ا زم تو خیلی سخت و نا جور
خد ا خلا صم بکن با ور بکن برید م
تو د نیا ی آد ما ، به جز بدی ند ید م
گفتی جهنم تو یه جای دورازاین جاس
خدا دارم می سوزم ، جهنمت همین جاس
خدا ا نگاری می خوا ی با زم بد ی تو بازی
انگار به هق هق من دل تو شده راضی
د یگه دارم می میرم . بدجور اسیر آهم
خدا ی آسمونا ببخش تو ا ین گنا هم
