واژگونی بت:
اگر بتها را واژگون كرده باشی كاری نكردهای،
وقتی واقعاْ شهامت خواهی داشت كه خوی بتپرستی را در درون خویش از میان برداری.









ما بر تمام بتکده ها سنگ می زنیم
خود بت شدیم بر همگان رنگ می زنیم








من تو را پرستیدم و ندانستم که تو
تنها صورتی از صور عشق خدا روی زمینی !
من ندانستم که تو به من سپرده شدی تا تو را سیراب کنم از شراب عشق ناب ولی من به اشتباه تو را پرستیدم
به اشتباه تو را خدا نامیدم
حال می دانم امانتی هستی در دست های ناتوانم
بیا با هم از عشق آواز سر دهیم و هر کدام جداگانه زندگی را بو بکشیم !










تو کجایی؟!
کشیشی در روستایی از مناره کلیسا بالا می رفت تا به خدا نزدیکتر شود. او می خواست مانند موسی کلام خدا را به گوش اهالی روستا برساند.
روزی تصور کرد که صدایی می شنود. پس فریاد زد: « خدایا کجایی؟؟ من صدایت را به وضوح نمی شنوم!»
و همان صدا پاسخ داد: « من این پایین هستم... میان مردم! تو کجایی؟!»







حسین (ع) بیشتر از آب ...
تشنه لبیک بود...
افسوس که به جای افکارش زخم های تنش را نشانمان دادند
و بزرگ ترین دردش را بی آبی نامیدند.
(دکتر شریعتی)









وقتی
بتان
بروند
خدایان
ظهور
می کنند