1
(چهاردهم بهمن 1386 ساعت 20:30 بعد از ظهر)

اگر بتوانی خنده شوی، اگر بتوانی عشق شوی، دیگر به هیچ عبادتی احتیاجنداری…آن گاه پیشاپیش قدم به بارگاه الهی می گذاری.

من هرگز ندیده ام که انسان غمگین به بارگاهخدا وارد شود. یگانه راه به سوی پروردگار ، راه رقصیدن است.

پس بیاموز برقصی، آواز بخوانی، زندگی را جشن بگیری و شاد باشی تا خدارادر همه جا بیابی.

اگر چنین کنی هر عمل تو الهی می شود.

عادی ،خارق العاده می شود و خاکی و مادی …مقدس و معنوی .

همه زندگی چنان از خدا سرشار می شود که دیگر پروای خدایی در بالای آسمان را در سر نخواهی داشت.

هر جا که باشی، خدا تو را فرا می گیرد. همیشه در زمینی مقدس و الهیگام برمی داری.هر سنگی برای تو اندرزی خواهد داشت و هر صخره ای برایت یک کتاب آسمانی خواهد بود.

تو فقط به یک قلب ، قلبی که در رقص است نیاز داری تا ببینی ، تا احساس کنی، تا باشی!