تو بمن خندیدی

و ندانستی که من به چه دلهره ای

سیب را از با غچهء همسایه دزدیدم

باغبان از پی من تند دوید

سیب را دست تو دید

غضب الود به من کرد نگاه

سیب دندان زده از دست تو افتاده به خاک

و تو رفتی و هنوز تِک تِک گام تو تکرار کنان میدهد آزارم

و من اندیشه کنان غرق در این پندارم

که چرا خانهء کوچک ما سیب نداشت

 

هذیان یك مسلول
همره باد از نشیب و از فراز كوهساران
از سكوت شاخه های سرفراز بیشه زاران
از خروش نغمه سوز و ناله ساز آبشاران
از زمین ، از آسمان ، از ابر و مه ، از باد و باران
از مزار بیكسی گمگشته در موج مزاران
می خراشد قلب صاحب مرده ای را سوز سازی
سازنه ، دردی ، فغانی ، ناله ای ،‌اشك نیازی
مرغ حیران گشته ای در دامن شب می زند پر
می زند پر بر در و دیوار ظلمت می زند سر
ناله می پیچد به دامان سكوت مرگ گستر
این منم ! فرزند مسلول تو ... مادر، باز كن در
باز كن در باز كن ... تا بینمت یكبار دیگر
چرخ گردون ز آسمان كوبیده اینسان بر زمینم
آسمان قبر هزاران ناله ، كنده بر جبینم
تار غم گسترده پرده روی چشم نازنینم
خون شده از بسكه مالیدم به دیده آستینم
كو به كو پیچیده دنبال تو فریاد حزینم
اشك من در وادی آوارگان ،‌آواره گشته
درد جانسوز مرا بیچارگیها چاره گشته
سینه ام از دست این تك سرفه ها صد پاره گشته
بر سر شوریده جز مهر تو سودایی ندارم
غیر آغوش تو دیگر در جهان جایی ندارم
باز كن ! مادر ، ببین از باده ی خون مستم آخر
خشك شد ، یخ بست ، بر دامان حلقه دستم آخر
آخر ای مادر زمانی من جوانی شاد بودم
سر به سر دنیا اگر غم بود ، من فریاد بودم
هر چه دل می خواست در انجام آن آزاد بودم
صید من بودند مهرو یان و من صیاد بودم
بهر صد ها دختر شیرین صفت و فرهاد بودم
درد سینه آتشم زد ، اشك تر شد پیكر من
لاله گون شد سر به سر ، از خون سینه بستر من
خاك گور زندگی شد ،‌ در به در خاكستر من
پاره شد در چنگ سرفه پرده در پرده گلویم
وه ! چه دانی سل چها كرده است با من ؟ من چه گویم
همنفس با مرگم و دنیا مرا از یاد برده ناله ای هستم كنون در چنگ یك فریاد مرده
این زمان دیگر برای هر كسی مردی عجیبم
ز آستان دوستان مطرود و در هر جا غریبم
غیر طعن و لعن مردم نیست ای مادرنصیبم
زیورم ، پشت خمیده ، گونه های گود ، زیبم
ناله ی محزون حبیبم ، لخته های خون طبیبم
كشته شد ، تاریك شد ، نابود شد ، روز جوانم
ناله شد ،‌افسوس شد ، فریاد ماتم سوز جانم
داستانها دارد از بیداد سل سوز نهانم
خواهی از جویا شوی از این دل غمدیده ی من
بین چه سان خون می چكد از دامنش بر دیده ی من
وه ! زبانم لال ، این خون دل افسرده حالم
گر كه شیر توست ، مادر ... بی گناهم ، كن حلالم
آسمان ! ای آسمان ... مشكن چنین بال و پرم را
بال و پر دیگر چرا ؟ ویران كه كردی پیكرم را
بسكه بر سنگ مزار عمر كوبیدی سرم را
باری امشب فرصتی ده تا ببینم مادرم را
سر به بالینش نهم ، گویم كلام آخرم را
گویمش مادر ! چه سنگین بود این باری كه بردم
خون چرا قی می كنم ، مادر ؟ مگر خون كه خوردم
سرفه ها ، تك سرفه ها ! قلبم تبه شد ، مرد. مردم
بس كنین آخر ، خدارا ! جان من بر لب رسیده
آفتاب عمر رفته ... روز رفته ، شب رسیده
زیر آن سنگ سیه گسترده مادر ، رختخوابم
سرفه ها محض خدا خاموش ، می خواهم بخوابم
عشقها ! ای خاطرات ...ای آرزوهای جوانی !
اشكها ! فریادها ای نغمه های زندگانی
سوزها ... افسانه ها ... ای ناله های آسمانی
دستتان را میفشارم با دو دست استخوانی
آخر ... امشب رهسپارم سوی خواب جاودانی
هر چه كردم یا نكردم ، هر چه بودم در گذشته
كرچه پود از تار دل ،‌تار دل از پودم گسسته
عذر می خواهم كنون و با تنی درهم شكسته
می خزم با سینه تا دامان یارم را بگیرم
آرزو دارم كه زیر پای دلدارم بمیرم
تالیاس عقد خود پیچید به دور پیكر من
تا نبیند بی كفن ،‌فرزند خود را ، مادر من
پرسه می زد سر گران بر دیدگان تار ،‌خوابشتا سحر نالید و خون قی كرد ، توی رختخوابش
تشنه لب فریاد زد ، شاید كسی گوید جوابش
قایقی از استخوان ،‌خون دل شوریده آبش
ساحل مرگ سیه ، منزلگه عهد شبابش
بسترش دریای خونی ، خفته موج و ته نشسته
دستهایش چون دو پاروی كج و در هم شكسته
پیكر خونین او چون زورقی پارو شكسته
می خورد پارو به آب و میرود قایق به ساحل
تا رساند لاشه ی مسلول بیكس را به منزل
آخرین فریاد او از دامن دل می كشد پر
این منم ، فرزند مسلول تو ، مادر ،‌باز كن در
باز كن، ازپا فتادستم ... آخ ... مادر
آخ.......م... ا...د...ر

 

چطور
كار كردن شما را بیمار می‌كند؟

 

 

چه چیزی در محل كار شما را ناراحت می‌كند؟ رئیس‌تان؟ حقوق یا فضای كاری؟
كم نیستند كسانی كه از برخی از جنبه‌های كارشان خوششان نمی‌آید و از شنیدن نامشان تب می‌كنند. اما چه تعداد می‌دانند كه ویروس‌های محل كارشان تب می‌آورد؟
بیشترین درصد سرماخوردگی‌ها و آنفلوانزاها در محل‌های كار از طریق سطح اجسام منتقل می‌شوند.
سطوحی مثل صفحه كلید كامپیوتر، میز و خودكار ویروس‌ها را در سطح خود نگه می‌دارند تا كسی به آنها دست بزند. آن وقت ویروس عزیز سوار بر دست، به سراغ چشم و دهان و دماغ می‌رود و شخص را بیمار می‌كند.
می‌گویند یك كارمند فعال و زرنگ در دفتر كارش در دقیقه چیزی در حدود 30 سطح مختلف اعم از دكمه‌های صفحه كلید تا تلفن را ممكن است لمس كند.
اما "آلوده‌ترین" مكان‌ها كدامند؟ سی.ان.ان در گزارشی به نقل از محققان آلوده‌ترین مكان‌های محل كار را تلفن و سطح میز شخصی می‌خواند.
دكتر ?چارلز جربا?، از دانشگاه آریزونا، می‌گوید محققان متوجه شده‌اند در فصل پاییز ویروس شبه آنفلوانزا حدود یك سوم محیط كار اشخاص را می‌پوشاند.
برای اینكه از افزایش ویروس‌ها در محل كارتان جلوگیری كنید، هرگز روی میزتان غذا نخورید چون با این كار برای ویروس‌ها و باكتری‌ها جشن برپا می‌كنید و محیطی امن و راحت برای زندگی آنها فراهم می‌كنید.
بعضی از دكمه‌ها در محل كار و ادارات جزو آلوده ترین نقاط هستند. كافی است تا این دكمه‌ها را لمس كنید تا ویروس‌ها روی دستتان بنشینند. اگر شانس بیاورید و بدنتان مقاوم باشد بیمار نمی‌شوید. اما این احتمال چند درصد است؟
این دكمه‌های آلوده، همان پركاربردترین دكمه‌ها هستند. دكمه‌هایی چون دكمه كپی دستگاه فتوكپی و دكمه طبقه همكف آسانسور.
دكمه‌های دستگاه تلفن و حتی موبایل هم جای خوبی برای خانه كردن ویروس‌ها هستند. به ویژه آنكه بسیاری فراموش می‌كنند می‌شود این دكمه‌ها را هم تمیز كرد.
شیرهای آب سرویس‌های بهداشتی هم محل مناسبی برای مخفی شدن باكتری‌ها هستند.
در ضمن وقتی كسی مریض می‌شود بیش از پیش از سرویس‌های بهداشتی استفاده می‌كند و در نتیجه احتمال خانه كردن باكتری‌ها روی شیرهای آب بیشتر می‌شود.
بهترین راه برای كاهش تعداد باكتری‌ها و ویروس‌های اطرافتان استفاده از مواد تمیزكننده است. مواد شوینده متفاوتی وجود دارد كه می‌توانند به كار آیند اما موقع خرید آنها به یك نكته دقت كنید.
استفاده مداوم از موادی كه روی آنها نوشته شده "آنتی‌باكتریال" به دو دلیل چندان مناسب نیست. یكی اینكه اینها ضد باكتری هستند نه ویروس؛ در نتیجه بر ویروس‌هایی چون ویروس سرماخوردگی عمل نمی‌كنند. در ضمن استفاده مداوم از این مواد باعث می‌شود هیچ باكتری (نه خوب و نه بد) باقی نماند.
اگر نمی‌خواهید از مواد شوینده استفاده كنید، استفاده از یك دستمال مرطوب هم می‌تواند به شما كمك كند. البته حداقل روزی یك بار باید این كار را انجام دهید.
گاهی تنها با كمی مراقبت می‌توان كمتر بیمار شد و تب نكرد. محل كار آنقدرها هم بد نیست. فقط باید مراقب بود