یه آسمون زیبا...
یه قایق شكسته
یه ماهیگیر تنها...
 
یه ماهی گیر كه دریا www.hamtaraneh.com
دنیای باورش بود
نیاز صید ماهی(!)
امید آخرش بود
 
یه ماهی كه حواسش
به آینه های نور بود
فكر شب عروسیwww.hamtaraneh.com
تو حجله بلور بود!
 
ماهی شده بود باورش
تورو اگه بندازن سرش
میشه عروس ماهیا!
www.hamtaraneh.com
ماهی نمی شد باورش
تور اگه افتاد رو سرش
نگاه گرم ماهی گیر
میشهنگاه آخرش!www.hamtaraneh.com
 
ماهی لبش می خندید
به قحطی صداقت...
به دشنه ای كه خورده
تو سفره رفاقت
 
ماهی نفهمید چه كسی
سینه خواستشو درید
كدوم لب گرسنه ای
www.hamtaraneh.comشیره بختشو كشید
 
ماهی هرگزنفهمید
تور بوده بند صیاد (!)
نمیشه عشق شیرین
برای قلب فرهاد!