دوستی نوشته است که زن باید درقبل از  ازدواج؛ چونان درمغرب زمین ؛به جای مهریه سنگین ؛حق طلاق-این جای بحث ندارد وقابل قبول است!-حق حضانت بچه و تقسیم اموال هردو هنگام جدایی و ازین قبیل ... داده شود.

ازنظر من مالکیت اقتصادی و جنسی؛ هیچ جایی دردین -ظاهرفقه وشریعت وبرداشتهای مالکیت جویانه ازدین منظورم نیست- ندارد ولذا همه انسانها درداشته ها واموال اقتصادی وجنسی همدیگرباید شریک باشند .واینجاست که عشق واخوت مژده داده شده ادیان میتواند  تحقق پیداکند و به شهادت تاریخ ؛ هیچ راه دیگری ندارد  واگر درممالک سوسیالیستی محقق نشد؛ به رغم ظاهرا فقدان مالکیت خصوصی ؛  دو دلیل داره احتمالا : اول اینکه؛ اشتراک درعشق و سکس موردتوجه واقع نگردید! به رغم تاکید کارل مارکس و دوم اینکه انقلاب روسیه تحت تاثیر سرمایه گذاری تجار  جهانی و سرمایه داری یهود و دیگر بیماران سرمایه گذار درغرب  بود-اینم به شهادت اسناد -. ولی این تقسیم اموال باید رسمی و مالکیت خصوصی همه جاازبین برود  ونه فقط عده ای ؛چه زن یامرد یاکارگر یاکشاورز وبرده به نفع دیگری استثمار گردند . پس چراباید مرد درهمه اموالش زن راسهیم کند؟ صرفا به دلیل اینکه درغرب چنین میکنند؛  نمیخواهم  گردن گذارم یا توصیه به انجام آن بکنم . زمانی که ازدواجهای کنونی تجاریست و  نه ازروی تمایل عشقی وعاطفی؛ چراباید اینبار مرد استثماربشه ؟ چون دراروپا چنین میکنند؟

آری به زن ستم مضاعف وارد میگردد ولی مسبب آن هرمردبخت برگشته درمانده ای نیست که این قوانین استثماری که بنام حق زن ازاو سلب میگردد ؛ازوی بازپس گرفته شود!