درباره خدا...
این رویکرد شاید همان وجدت وجودی باشد که عرفا ازآن دم میزنند.
تئولوژی ( خداشناسی) همان آ نتروپولوژی( انسان شناسی ) ست. تفسیروشرح آن همان برداشت ازسیمرغ است که عطار بازبانی شاعرانه تبیین نمود.
البته شنونده یاخواننده متن شاید ذهنا چنان پروگرام گردیده باشد که برخدای انسانگونه تکیه کرده باشد و لذاست که دیکتاتور انقلابی !فرانسوی روبسپیر درآن دوره که اواخرسده هیجده بود ،چنین ابرازنمود: کسی که خدایی بیافریند تا جایگزین خدای پیشین گردد باهمه کارکردهای اله قبلی ، نابغه ایست بینظیر وکسیکه خدای قبلی را ازبین ببرد وجایگزینی برایش نسازد احمقی فوق االعاده است.
چراکسی که جایگزین مناسبی برای خدا ندارد احمق یاشخص سودمندی نخواهد بود؟ چونکه یکسری کارکردهایی خدای انسانگونه دارد ،که بانفی آن، سدمات جبران ناپذیری را ذهن وروان فردمیبیند که توسط رواندرمانگرانی مانند اریش فروم وکارل گوستاویونگ توضیح داده شده است وروشن است.
درهمین راستا بود که داستایوسکی دررمان برادران کارامازوف اززبان یکی ازقهرمان داستانش میگوید که اگرخدامرده باشد انجام هرکاری مجاز است ! که میتواند هم برداشت غلطی باشد ازانسان !وهم توسط کسانی که ازروان متعادلی برخوردارنباشد مورد بهره برداری خسارت بار قرارگیرد.
اشتباه تحلیل داستایوسکی دال بر بی اعتمادی به انسان از شناخت نادرست او ازانسان است که امثال توماس هایزهم وقتی انسان راگرگ انسان معرفی میکند مرتکب آن گردیده است.
شاید اینان صرفا به انسان چندهزارسال اخیراشاره دارند که بقول جولیان جینز دارای اگاهی تثبیت شده درنیمکره چپ مغزی هستند و ازهیچ خودپرستی ودنائتی برانیل به مقاصد فردی کوتاهی نمیکنند که البته شامل همه انسانها نبوده هرچند اکثریت بشریت اخیررا دبرگرفته است.
لذاست که براین اعتقاد هستم که برای رسیدن به قوای متعالی خویش( که اریش فروم میگه آن را بوسیله سمبل خدا تعبیر کرده اند ) عموما ما انسانهای پروگرام وشرطی شده درفرهنگ کنونی لازمه از نمادهای خدا بهره ببریم!!
یعنی اینکه اگر بامعضل ومشکلی مواجه گردیدیم( یابرای کسب آرامش کافی درزندگی روزمره!) به همان نحو که یک مومن توسل ودعا وتوکل میکند ، ماهم همان کاررا بکنیم تاقوای عمیق خویش را به خدمت بگیریم وگرنه باامر صریح ومستقیم ! به نیروهای درون نمیتوان ازاین این تواناییهای ذاتی خویش مدد جست!
نباید تعصب داشت که چون نوع توصیفی که درباره خدا ازدوران کودکی برای ما صورت گرفته توصیفی انسانی بوده وما خدایی باصفات غضب و مهرانسانی راخدادانسته ایم باکل این نماد قهرکنیم!
راه دسترسی ما به توانهای ناهشیاردرون عموما همین توکل وادعیه وتوسلهاست.
شاید جادوگران و عرفای بزرگ و انبیا و مقدسین ، با مراقبه های نیرومند واصولی بتوانند آسان به نیروهای ژرف انسانی خویش برسند ولی ماانسانهای معمولی گرفتاردر پنجه اقتصاد ومالکیت خصوصی که دنیامداری و سکس بدون عشق و رقابت مالی همه الوهیت وایده آلهای نهایی مارا تعیین کرده، راه ساده ای برای الوهیت حقیقی درون ، غیر سلوکهای متعارف دینی ومذهبی نداریم
البته چنانچه اریش فروم از قدیس فرانسوی پیره یادمیکنه : که امروزه روز مهم نیست چه کسی به خد ااعتقادداره وچه کسی نداره.
مهم اینه چه کسی دلش برای دیگری میسوزه وچه کسی ککشم نمیگزه.
بقول ابوسعیدابولخیر باید صاحبدل شد.
ای بسا مسلمان ومسیحی ویهوی وهندو که ازهزاران سگ هاروحیوان بیمارمضرترهستن وازسران ادیان ومذاهب هم میباشند وای بسا انسان نامعتقدبه خدا که همه عمرش صرف مردم نوازیست..
پس صرف تدین واعتقادبخدایابی خدایی که ازآغاز وعده انسانیت ونیک نفسی ومژده سعادت میده اهمیتی نداره .
اما پاره ای انتقاداتی که درسده های اخیرشاید به خدای مورد اشاره ادیان ابراهیمی شده اینه که این خدای مورد وصف تورات وانجیل وقرآن ؛ صفات بشری دارد که به آسانی میشه ردش را گرفت که ازشروع سلطه فرهنگ پدرسالاری و اجتماعات برپایه پادشاه یارییس قبیله مقتدر چنین رویکردی درانسانها به چشم دراومده است.یعنی این خدا برگرفته ازدید بشربه قدرت پادشاهان سلطه جو وازین قبیله ...
دراین راستا ابن عربی صوفی اندلسی مسلمان درفصوص میگه که درقبل ازحضرت ابراهیم ویعنی زمانه نوح نبی ؛ خدا رو چنانچه اریش فروم میگه! باصفات صلبی میشناختند(اریش فروم درجایی خدا روزیر سوال میبره بطورکلی که صفات متعالی بشررو که باخودداره وبه خدانسبت داده تحلیل کرده-مانندفوئرباخ- ولی درکتاب همانند خدایان خواهیدشد میگه: میتونیم بگیم خداچی نیست ولی نمیتوان گفت خداچیست؟).
یعنی وقتی ازخداسخن میرفت میگفتن خدا رو به هیچ چیزوشخصی نمیتوان تشبیه نمود یا بدان تعریف بتوان اوراشناخت.
اما اززمان ابراهیم خدارا باصفات تشبیهی انسانی وآنهم انسان بزرگ جامعه ومثل فردی قوی یاقویترین فرد جامعه معرفی نمودند که مثلا علیم وقدیرو شنواو بیناست.
آری اززمان سلطه نظام پدرسالاری خدای انسانی که شبیه پادشاه یارییس قبیله مقتدره معرفی شده که جا داره مورد نقدقراربگیره لیکن درزمانهای نوح وقبل ازاو خدا روچونان وجودی غیرانسانی وغیرقابل وصف وتعریف معرفی میکردند.
این نقدبصورت بسیارصریحش درمصاحبه اکبرگنجی بابی بی سی پخش شدکه به دلیل همین ضعف درمعرفی خدا باید به تردید درآن پرداخت.