آدمی آزاد آفریده شد و همه جا در بند است . ژان ژاک روسو
عمومیت مطالب زیر برتمام انتخابهای ظاهرا دمکراتیک منطبق است .
ابتدائا نکته ای را یادآورمیگردم ، که انتخابات وحکومت به شیوه دمکراسی را ما مسلمانان از سنت دینی آموخته ایم و هم اینکه ، بنیاد آن براساس مطالعات انسان شناسان، به جوامع بکر و ابتدایی درهمه نقاط عالم ، که به آفرینش آغازین انسان نزدیکترند میرسد ، ولذا اشتباهی محض است که حاکمیت مردمسالاری را سوغات مغرب زمین بپنداریم .
یادآورمیگردم که اروپا/آمریکا هم یکدست نیست و شامل غرب دانشمند(1) و انسان دوست که محدوده اختیارت آنان، صرفا دانشگاههای آن دیار بوده استِ ازیک طرف ، و سوی دوم قضیه که اصولا وجه غالب مغرب زمین است، شامل سیاستمداران بیمار و خشن و بی رحم است که ، نماینده نظام سرمایه سالار ممالک خویشند و هم مالامال ازبغض وعداوت نسبت به شرق (2) .
مضافا، بیگانه با خوی اصیل انسانی، که اینان درواقع لجام امورات را دردست دارند و مردمان عادی خود را هرچه بیشتر به طرف زندگی رباتیک و تهی ازحیات انسانی پیش برده اند و زاییده خصلت استبدادی مردمانشان نیز هستند که ، نظام پدرسالاری غیرازین پرورش نمیدهد !!! .
به موضوع اصلی بحث خویش بازگردیم تا درتبیین آن تلاش کرده وبه آیه ای از قرآن دراین راستا رجوع کنیم، که خداوند مسلمانان را فرامیخواند: لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه (3). خداوند به اهمیت حضورالگو در رفتارهای ما آگاه است و میداند که ساختاربشر چنین است که ازنمونه های پیش رو تقلید میکند وای بسا این تقلید باتوجه به سازوکارهای وجودی انسان، دورازهشیاری او صورت میگیرد وعملکرد اورا سمت وسو میدهد.
اما قرآن سرمشق گیری آگاهانه را تبلیغ میکند تا ازالگوگرفتن خودکار وناهشیار در کپی نمودن و پیروی سرمشق، خارج گردیم و هرچه بیشتر فرمان ذهن وروان خودرا بدست بگیریم.
چنین مقوله ای تحت عنوان یادگیری اجتماعی ازسوی آلبرت بندورا ، روانشناس برجسته و تاثیر گذارسده کنونی مورد مطالعه واقع گردیده و روشن شده است که انسان بخش اساسی آموخته های خود را هرچند به ریشه های آن واقف نباشد، از آدمهای بانفوذ زندگی خود می آموزد .
این شخصیتهای بانفوذ ، شامل والدین واعضای شاخص خانواده و محیط اولیه تربیتی ، برای ذهن وروان خودکارکودکان دیروز ، که مدیران امروز هستند الگوی عملی خواهند گشت .
ارزشها وهنجارهای حاکم برجامعه ، که بزرگسالان و شخصیتهای معتبر جامعه ازآن پیروی نموده اند هم میتواند ناخوداگاه ، ما را به تیعیت از همان گونه های رفتاری پیش ببرد .
برهمین اساس درسالهای اخیرازسوی سیاستمداران مردمی ایران زمین این نکته تذکرداده شده است که فرد یا ملت استبداد زده ، درهنگام دردست گرفتن قدرت و مدیریت ، مستبد وخود رای میگردد !!! واین مصیبتیست که الگوهای مدیریتی را براساس استدلالهای بالا، در همه دنیا فرا گرفته است (4).
شرح مختصری بر سازو کارجریان فوق .
فعال بودن نیمکره راست مغزی ، دلسوزی و احساس مسئولیت دربرابر دیگران و منافع همه افراد را مانند منافع خویش ، دیدن و احساس نمودن درپی دارد .
واکنون ازنقش نیمکره چپ مغزی میگوییم که بنی آدم اعضای یک پیکرند را ازیاد میبرد ، وبابقیه سلولهای انسانی جامعه، که روی هم رفته اندامی بنام انسان یا حتی کائنات را تشکیل میدهد بیگانه میگردد .
با دیگران خود را متفاوت میبیند ولذا منافع و متعلقات خود را هم ازبقیه افراد جامعه متفاوت می پندارد وبه همان نسبت از سوی آنان احساس ناامنی میکند !!! .
از آنجا که فعال شدن نیمکره چپ مغزی در هزاران سال اخیرشیوع دارد لذا چنین شیوه عملکردی ازسوی منتخبین ، عملی شده و توسط انتخاب کنندگان باز تولید میگردد! .
بسیار جای تاسف است که برای اولین بار در سال 1370 شمسی ازدوست باهوش و بازرگان خویش با صراحت شنیدم که ، خدا یعنی پول ! و از آن پس توسط دیگرانی هم مکررا شنیده ام ! ، وجالب اینکه مشاهده مینماییم با رفتار شان نیزتطبیق میکند .
این ارزش ازسوی اکثریت شخصیتهای با وجهه معتیر محلی و فرامنطقه ای پذیرفته شده است(5) و مدیرمنتخب من، ازآن پیروی میکند .
متاسفانه این ضد ارزش ، حاکم برجامعه ایرانی وجهانی است و آرمانهای والای انسانی فدا شده است .
منتخب من دربچگی مشاهده نموده است که والدین و آموزگاران و دیگربزرگسالان محیط اجتماعی و مقبول او ، کسانی را که جایگاه پایینی بدانها اختصاص یافته ، تحقیر کرده اند و نظر اورا بی ارزش گرفته اند.
مدیریت خودمحورانه، به معنای اهانت به زیردستان یا ضعیفان را عملی نموده اند و به همین ترتیب، ذهن او که در این محیط آلوده شکل میگیرد، نمیتواند غیر ازآن به وی رهنمون بدهد و او ، به طریق دیگری عمل نماید !!! .
اریش فروم درمقام روانکاو وجامعه شناس ودانشمند الهیات، و ویلهلم رایش نیز درجایگاهی همانند، آنجا که علت مدیریتهای منتخب خود کامه را، حاصل همین روحیه وفضای ذهنی حاکم برمردمانشان تشخیص داده اند ، با آیات قرآنی هم هماهنگی دارند : ان الله لایغیرمابقوم حتی یغیرما بانفسهم (6 ) .
آلکسی دوتوکویل درمقام تحلیلگر شاخص انقلاب فرانسه نیز بر همین باور است.
آلبرکامو درجایگاه اندیشمندی اگزیستانسیالیست و آنتونیو گرامشی درکسوت فیلسوف سیاسی مارکسیست، هنگامی که اساس انقلاب سیاسی موثر را، انقلاب اخلاقی اجتماعی ذکر میکنند، به همین مهم اشاره کرده اند .
مردم اگر به انتخابهای ناشایست خویش معترض هستند ، باید خودسازی کنند ! .
بدین معنی که صفات مدیریتی ناشایست در نمایندگان رسمی شان را ، در محدوده های مدیریتی ساده تر خود ، رفع کنند .
پیامبر اسلام (ص) هنگام بازگشت ازیکی ازغزوات فرمودند: رجعنا من الجهادالاصغرالی جهادالاکبر(ازحنگ کوچک برگشتیم وباید جنگ بزرگ را شروع کنیم) ، ودرتفسیر فرمودند که جنگ بزرگ خودسازی میباشد ، و لذا در این حدیث ، برنامه و آرمان والگویی مهم در اصلاح اجتماع ، برای مدعیان اسلامی بدست داده اند .
آیزایا برلین فیلسوف سیاسی لیبرال ( اریش فروم نیز درکتاب گریز ازآزادی )، مشابه همین را مینویسد که پیش نیاز آزادی اجتماعی وسیاسی، آزادی ما از فشار درونی وذهنی برماست که علیه آزادی است و مهار احساسات و عواطف ضد انسانی درون ما ، زیربنای نائل گردیدن به آزادی بیرونی میباشد .
مردم برای رهایی از استبداد و خود رای بودن مدیران منتخب ومنتصب ! ، باید ازخود شروع کنند وخودرایی و بی اعتنایی به عقیده فرزندان و دانش آموزان وهرآنکه زیردست میباشند را رها کنند ، تا بازتاب آن را درآینده متقابلا شاهد باشند.
اریش فروم که درمقام تحلیل روانی واجتماعی هیتلر برآمده است، علاوه بر انتخاب شدن توسط مردم آلمان با خوی قدرتگرایی که شامل پرستش قویتر وتحقیر ضعیفتر است ، به جنبه دیگر قضیه که دخالت ونفوذ تعیین کننده نیروها وفشارهای بخش سرمایه سالارجامعه هم باشد ، میپردازد تا از حمایت مالی هیتلر ، منافع ایشان هم تامین گردد.
نکته فوق را هم در مقوله انتخابات نباید نادیده گرفت ! .
دانشمند نامبرده تحلیل دیگری درباره ماهیت بت پرستی بدین شرح دارد که انسان، نیروهای خود را به بت میدهد و باتعظیم وکرنش، همان را ازوی مطالبه میکند! .
قصه ما با منتخبان دمکراتیکمان ازاینهم فجیع ترشده است، تاجاییکه بادست خود آنان را به قدرت میرسانیم ولی برخلاف ماهیت بت پرستی که با التماس همان را از او بازپس میگیرند، باکرنش وعجزهم اگرمطالبات قانونی خود را ازآنان تقاضا کنیم، توان بازپس گیری را نخواهیم داشت!!! .
چنین نابسامانیهایی درباره اکثریت قریب به اتفاق انتخابات دمکراتیک صادق است و لذا سرنوشت پرمخاطره خود را ببینیم تا به عون و قوه الهی راهی به رهایی بپوییم ، چرا که،ازشناخت تا درمان، راهی نیست .
والسلام
1- صرفانظر از روشهای تحقیقاتی ناقص و نفوذ قدرتهای سیاسی بر علم ! .
2- مطالعه شرق شناسی ادوارد سعید دراین رابطه توصیه میگردد .
3- درپیامبراسلام برای شما نمونه عملی خوبی دیده میشود .
4 - به استناد اریک فروم در فصل روانشناسی نازیسم که دراثر خویش بنام گریز ازآزدی توضیح میدهد و ویلهلم رایش که در اثری بنام روانشناسی درعمق ازفاشیسم توده ای یاد میکند .
5- ثروتمندان مشهور و نجیب! که دررسانه ها تبلیغ میگردند .
6- خداسرنوشت ملتی را جزباتغییر اخلاقیات افرادش تغییر نخواهند فرمود.
7- برگرفته ازمذهب پروتستان که تحت تاثیر ، تربیت خاص بنیانگذارش مارتین لوتربوده است .