مواجهه با طلاق :
احتمالا این شایعه ! درجوامع اسلامی که مبغوضترین حلال را، طلاق ازپیامبراسلام (ص) نقل میکنند (1) ، مانع از تحقق طلاقهای زیادیست که وقوع آن بهتراز تداوم همزیستی زوجین است ! چرا که ای بسا زندگیهای خانوادگی ظاهرا ماندگاری وجود دارد که متلاشی شدن آن برای فرزندان و حتی مجموعه خانواده کمتر مصیبت بار است تا تداوم آن .
کارشناسان خانواده بدرستی به ما میگویند (2): که هرکسی صلاحیت ازدواج ندارد وهرکسی درصورت ازدواج، اجازه بچه دار شدن ندارد! چرا که درصورت ازدواج فرد بی صلاحیت، زوج دیگر بیشترین صدمه را میبیند ولی درحالت بچه دارشدن همین فرد، طفلی معصوم نیز به سختی تحت تاثیر قرار میگیرد!.
حال که ازدواج اشتباهی صورت گرفته مجوز طلاق وجوددارد؟ !
بله !
و یکی ازین مجوزها، دعوای لجام گسیخته والدین درحضور فرزندان است، که حاضر به خاتمه بخشیدن به این شکل ازمرافعه و یاحل مسئله در میدان دید، واحساسی فرزندان نباشند(3).
ودیگری فقدان عشق زن وشوهر به همدیگر ! تا فرزندان را بیاموزند که سرشت بشروهستی، براساس همگرایی ومحبت به یکدیگر بناشده است و نبودن این حقیقت ، زندگی را بی معنا میکند!.(4)
اریش فروم (5) میگوید : کودکان بسیارتیزبینانه بی مهری والدین را درک میکنند هرچند سعی شده باشد ازآنان پوشیده بماند وبه همان اندازه طبعا ازین ماجرا صدمه خواهند دید.
نتیجه اینکه هرطلاقی فاجعه نیست، و گاها میتواند برای زن وشوهر وفرزندان بهترازادامه دادن به زندگی مشترک باشد ولی توصیه موکد آنکه با مشاوران و کارشناسان آگاه خانواده و دارای احساس مسئولیت نوع دوستانه صورت گیرد (6) ، نه شخصیتهایی که بیشتر دغدغه اخذ ویزیت از مراجعین دارند و زمان کافی بر مطالعه جزییات مسائل خانواده مشورت گیر، ندارند.
بعدازطلاق چی؟ این بار با دقت بیشتر وتحقیق وآشنایی مستقیم وآزمایش سنجیده، والدین متارکه کرده انتخاب مجددنمایند ، البته درصورتی که صلاحیت ایشان برای ازدواج ازسوی کارشناسان خانواده و مشاورین متخصص تایید شده باشند!!!.
خانم دکترکارن هورنای، روانکاو وروانپزشک نامدار میگوید : که ازدواج سعادتمند مرهون ازدواج دو شخص سالم است .
در امر انتخاب همسر مهمترین معیار تاکید برداشتن حداکثر تشابه بین زوجین است و این امر ضامن همزیستی طولانی مدت طرفین میباشد .
تشابه درزمینه های اقتصادی،مذهبی،سیاسی،سن،ضریب هوشی،قیافه ،تحصیلاتو الی آخر.
ضرورت چنین تشابهاتی درانتخاب همسر بنا بر حدیث نبوی کفائت و تناسب نام گرفته ست.
البته ازنقطه نظر زیست شناختی جهت تامین هرچه بیشتر سلامت بدنی و قدرت جسمانی فرزندان ، انتخاب زوج یا زوجه از نژادهای دیگر سودمند است لیکن ضمانت ارتباط عاطفی و سازش فکری ایشان بانزدیکهای ذهنی مهیا میگردد.
مساله اساسی دراین گفتار برای نگارنده، کودکان این وضعیت جدید هستند که بااین بی گناهان، چه برخوردی پس از جدایی صورت پذیرد ، تا ازسعادتی که حق اینان است بهره مند گردند .
مطالعات روانکاوان درباره نیازهای اساسی روحی وذهنی وروانی ما، تاکید میکند که فرزندانمان و باتاکید بیشتر، فرزندان خانواده ای که درآن طلاق صورت میگیرد، بدون هیچ بهانه وتعللی، باید از دریافت توجه ، وتایید ، ومحبت ، واحترام برخوردارگردند .
همگی ما به این تغذیه غیرقابل مصالحه روانی و هیجانی احتیاج جدی داریم .
زنان ومردان نجیب جامعه نیز برای رسیدن به این مهم، ازهیچ رفتار درست یا حتی زشتی! خودداری نمیکنند .
تاکید آنکه ، هسته این بحث، اهمیت بدون چون وچرای تشویقات صورت پذیرفته به نسبت فرزندان چنین خانواده هاییست و بیش ازآن ، زمان وعمر وساعات زیادی باید باشد، تا درخدمت چنین فرزندانی صورت بگیرد.
این اظهارات احساسی و مثبت عاطفی را ، والدین و معلمین و همسایگان وفامیل و...بطورمشترک باید عهدار دارگردند .
شخصا آماری ثبت شده در دست ندارم تا بسود واگذاری حضانت فرزندان اینگونه روابط اصطلاحا متلاشی را به مادران نشان بدهد، لیکن تاملات ژرف شخصی ، و مشاهدات محدود خویش ، و نیز شهرت مادرانه به عشق غیرمشروط به فرزندان را ، دلایلی میبینم تا سرپرستی فرزندان والدین جداشده را به ایشان ضروری نماید .
ندرتا مادران دارای اختلال ازین سفارش مستثناء میباشند همچنانکه معدودی پدران شاید بهتربتوانند دراین رابطه عمل نمایند.
ولی تاکید اینکه نه تنها فرزندان خرد سال که مرسوم است توسط دادگاه خانواده دراختیار مادران قراربگیرند ، که تا فرارسیدن سن قانوانی باید تکفل این عزیزان متوجه ایشان باشد .
چنین حضانتی به شهادات گزارشهای مردمشناسی توانسته است در گذشته های پیشاتاریخی، سعادت جمعی بشررا نیز تامین کند .
مژده آنکه براساس اظهارات صاحبنظران در رشته های علمی و معرفتی مختلف ، دهه آینده شاهد چنین بازگشتی به این نوع از ولایت بشری خواهد بود
ودرغیر این حالت، ویرانی عصبی وروانی این اطفال معصوم رخ خواهد داد و چنین جامعه ای را نه تنها نباید انسانی ومتمدن نامید، که جایگاهیست که دراصطلاح دینی شدیدا طاغوتی میباشد .
(1) . بسیاری ازاحادیث منتسب به بنیانگذار آیین اسلام ناصحیح است یا درصورت صحت ، چون شرح وبسط کافی آن دردسترس نیست میتواند موجب بهره برداری نادرست ازآن گردد.
(2) دکترمحمد مجد فوق تخصص درمانهای غیردارویی درمجموعه گفتارهای مرتبط با انتخاب همسر وبهداشت خانواده چنین تصریح مینماید.
(3) مطالعه کتاب زناشویی واخلاق ازبرتراند راسل دراین رابطه توصیه میگردد.
(4) اریک فروم در کتاب هنرعشق ورزیدن اذعان میدارد که پایه های زندگی خانوادگی برعشق و تعهد استوار است که اگر عشقی باقی نماند طلاق بهنر است ولی جدایی زوجین دراین حال نیز بارروانی سنگینی بر طرفین تحمیل میکند.
(5) روانکاو ،جامعه شناس و دانشمند الهیات آلمانی
(6) درهمین ارتباط اریش فروم به روانپزشکان و مددکاران اجتماعی و مشاوران توصیه میکند اخلاق برخورد با درمان جویان را رعایت کنند و بیماری و مسئله مراجع را مسئله شخصی خود ببینند تا تداوی و مشاوره بتواند موثر واقع گردد ، براین اساس مدد جو را مانند مبلغی پول و وجه ویزیت دیدن، نمیتواند اثر گذار باشد هرچند محفوظات کارشناسان ومتخصصین حرفه ای ظاهرا در مرتبه بالایی باشد .
اعتمادی به شیء وارگی ومکانیکی برخورد کردن متخصصین نباید داشت، چرا که این نگاه مانع از مطالعه مسئولانه موضوع مورد مشاوره میگردد.