ماتریکس ...
1-تنهایی و انزوا طلبی :
بیدار شدگان از خواب خیالی ماتریکس تنها ، منزوی و گوشه گیر بودند. توماس اندرسن(نیو) تنها زندگی میکرد.هیچ دوست نزدیکی یا حتی دوست دختر نداشت.جدا از خانواده و به تنهایی زندگی میکرد.بر اساس انچه از زبان ترینیتی بیان می شود می توان فهمید غالب وقت خود را به تنهایی در اتاقش به جستجو درباره ناشناخته ها در اینترنت می گذراند. این تنهایی و انزوا طلبی به حدی است که حتی دعوت دیگران برای حضور در پارتی های شبانه و رقص و شادی را رد میکند و حتی در زمان حضور در این مراسم به تنهایی وبه دور از دیگرانی که تنها به دنبال سکس و مواد هستند در گوشه ای به دیوار تکیه داده و به فکر فرو میرود. مانند همین ویژگی ها را درباره کاراکتر کید یا همان بچه در انیمیشن انیماتریکس نیز می بینیم. کید هم مانند نیو تنهاست.ظاهرا با خانواده زندگی میکند اما اثری از خانواده او هم مثل نیو نشان داده نمی شود.هدف نشان دادن این مسئله است که انها حتی از سوی خانواده خود نیز درک نمی شوند.کید هم مثل نیو شب بیدار است و باز مانند او شبها در اینترنت به دنبال حقیقت ناشناخته می گردد. او هم مثل نیو دوست صمیمی یا دوست دختر ندارد.اما علت این تنهایی و انزوا طلبی چه بود؟ ایا ناشی از افسردگی درونی انها بود؟!نه ! نیو ، کید و امثال انها احساس می کردند اساسا از سوی دیگران یا حتی خانواده خود درک نمی شوند. ذهن انها به دنبال چیزی فراتر از مسائل عادی زندگی می گشت و این از سوی جامعه و حتی نزدیکان و خانواده آنان قابل درک نبود. نتیجتا ترجیح می دادند وقت خود را به تنهایی سپری کنند.
2- مورد تمسخر و تحقیر قرار گرفتن :
توماس اندرسن از سوی دیگران به سبب سبک متفاوت زندگی و روحیاتش مورد تمسخر قرار می گیرد.در سکانسی که چند جوان به عنوان مشتری به در اتاق او می ایند می بینیم که او از سوی آنان به سبب اجتماعی نبودن و از نظر آنان عجیب بودن مسخره شده و مورد ریشخند قرار می گیرد. مانند همین وضعیت را درباره کید هم میبینیم.کید در زمان حضور در کلاس درس از سوی همکلاسی هایش مسخره می شود. ظاهرا هر دوی آنها یعنی نیو و کید به این تمسخر ها عادت دارند چون واکنشی از سوی آنان نشان داده نمی شود.
3- همرنگ جماعت نبودن(غیر عادی بودن ) :
نیو به طور کامل با اکثریت جامعه متفاوت بود.سبک زندگیش بر خلاف آنان بود. احساساتش ، افکارش ،حتی درد هایش از جنس دیگری بود.جنسی که برای دیگران قابل درک نبود. این قابل درک نبودن برای جامعه موجب تحقیر و انزوای بیشتر او می شد.مانند همین موارد برای کاراکتر کید هم صادق است
4- دغدغه های متفاوت با جامعه داشتن :
دغدغه ها و خواسته های این بیدار شدگان به کلی متفاوت با دیگران بود. آنان به دنبال نیاز های فیزیکی یا معمولی نبودند. دغدغه های انان در ورای این گونه نیاز ها بود. انها جملگی دچار وسوسه دانستن حقیقت بودند. مهمترین مسئله زندگیشان نه دارا بودن پول و موقعیت کاری و رابطه جنسی بلکه فهمیدن حقیقت بود. برایشان مسائل عادی جامعه و در نتیجه روابط عادی جامعه فاقد قدرت پاسخگویی به این دغدغه ها بود. این تفاوت نیاز ها و اهداف را حتی از پرسش های انها نیز می توان فهمید.آنجا که وقتی از نیو درباره حال و روزش سوال می شود او به جای پاسخ مشخص و عادی ، شروع به پرسیدن سوال درباره ماهیت خواب و بیداری می کند. به سکانس حضور کید در سر کلاس درس دقت کنید. همکلاسی هایش حواسشان به آموزش های معلم است.اما کید چه کار میکند؟ مشغول کشیدن نقاشی و طرح هایی از نیو است. کاراکتر دونده در انیماتریکس را به یاد اورید.در سکانسی که بر روی صندلی چرخ دار به همراه پرستارش در حال حرکت است. پرستار (نمادی از جامعه عادی) در حال صحبت کردن درباره مسائل عادی زندگی است.دونده چه کار می کند؟ بی توجه به حرفهای پرستار در حال تفکر درباره چیستی و ماهیت جبر و اختیار است. به سراغ نیو بر گردیم.سکانس حضور نیو در پارتی شبانه را دوباره مرور کنید. دغدغه همه حاضران در این پارتی( نمایندگان اکثریت جامعه) تنها مستی و سکس و مواد است.نیو چه کار میکند ؟! بی توجه و به صورت غیر عادی به تنهایی در حال تفکر درباره چیستی ماتریکس است.
5- میل شدید به طغیانگری و سرکشی :
نیو در عین ظاهر ساده و بی آزارش میل درونی شدیدی به سرکشی و جلوی حرف زور ایستادن دارد. نماد واضح آن را در جایی که می بینیم که از سوی ماموران به جرم هک کردن محصولات شرکتش بازداشت شده و از او خواسته می شود در ازای بخشش و عدم مجازات با آنان همکاری کند.نیو به جای همکاری انگشت وسط خود را به آنها نشان می دهد. نماد بارز دیگر را درباره کاراکتر دونده می توان دید. برنامه سیستم بر این است که در مسابقه دو کاراکتر دونده برنده نباشد. سیستم از طریق مکانیزم های خود که آنها را قبلا شرح دادیم اقدام به فراهم کردن زمینه برای عدم شرکت دونده در مسابقه میکند. دونده با سرکشی تمام زیر بار نمی رود حتی زمانی که اطرافیانش در صدد منصرف کردن او بر می ایند. مسابقه آغاز می شود دونده با وجود مصدومیت از همه جلو می زند و سیستم وقتی می بیند هیچ یک از مکانیزم های کنترلی قبلی برای کنترل دونده جوابگو نبوده ، این بار مستقیما وارد عمل شده جسم دونده را از کار می اندازد. عجیب آنکه دونده باز هم متوقف نمی شود.میل به اختیار و تحت کنترل شرایط نبودن به اندازه ای در او قوی است که باز هم ادامه میدهد تا آنکه سیستم در نهایت مجبور می شود به طور کامل او را فلج کند. حتی در زمان فلج شدن هم ذهن دونده به دنبال غالب شدن بر شرایط حاکم است .او تحت هیچ شرایطی نمی پذیرد که جهان پیرامونش شرایط و جبر خود را بر او حاکم کند. به اولین سکانس گفت و گوی نیو و مورفیوس دقت کنید .نیو خطاب به مورفیوس می گویدبه تقدیر اعتقادی ندارد زیرا نمی خواهد قبول کند که زندگیش تحت اختیارش نیست...
ادامه دارد...
ویژگی های بیدار شدگان از ماتریکس :(بخش دوم )
6-از اساسی ترین ویژگی های بیدار شدگان از جهان مجازی ماتریکس این بود که جملگی این احساس را داشتند که چیزی در این جهان درست نیست! آنها به وضوح احساس می کردند که جهانی که در آن زندگی می کنند مش...کلی دارد.چیزی در این جهان سر جای خودش نبود. آنها حس می کردند این جهان در حالت ناسازگاری عمیقی با روح آنها قرار دارد.این احساس خود منشاء شک و تردید آنها نسبت به چیزی می شد که مردم از آن به عنوان واقعیت یاد می کردند. بیدارشدگان در این اندیشه بودند که جهان حقیقی و زندگی واقعی نمی تواند این چنین محدود، ناقص، زشت،کریه،پر از سیاهی و فساد و تباهی وشرارت و تماما در حال کنترل با قوانین باشد.نمی تواند این اندازه رنج آور و پوچ باشد.روح آنها در طلب نامیرایی ، حقیقت مطلق ، آزادی کامل ،زیبایی و سرور بی نهایت و ابدی بود و از آنجا که این جهان پاسخگوی این نیاز ها نبود به تدریج به این باور رسیدند که این جهان ایراد دارد.ایرادی که هر چند نمی دانستند چیست ولی با همه وجود احساسش می کردند. دیالوگ مورفیوس خطاب به نئو را در اولین ملاقاتشان به یاد اورید.انجا که می گوید :
<< بگذار برات بگم كه چرا اينجا هستي .تو يه چيزي رو ميدوني.ميدوني،اما نميتوني توصيفش كني .اما احساسش ميكني .تمام عمر احساسش كردي .كه يه جاي كار اين دنيا اشكال داره.نميدوني اون چيه، ولي يه چيزي هست . چيزي كه مثل خوره به جونت افتاده و داره ديوانهات ميكنه همين احساسه كه تو رو به اينجا و پيش من كشونده...>>
ویژگی های بیدار شدگان از ماتریکس :(بخش سوم )
7-از ویژگی های ذاتی بیدارشدگان آن بود که بر خلاف مسیر اکثریت جامعه حرکت می کردند چرا که اکثریت جامعه دانسته و نداسته در مسیری حرکت میکرد که خواست ماتریکس و کنترل کنندگان آن بود. مسیری که هدفش کنترل بیشتر و عمیق تر بر انسان بود. مسیری که نهایتش پوچی و نابودی بود.مسیری که تنها به بازی دادن و سرگرم کردن بشر مشغول بود تا او را کاملا تحت کنترل خود داشته باشد. کسی که دچار ناسازگاری ذاتی روحی و روانی با ماتریکس بود علاقه ای به همراه شدن با جمع نداشت.پیش از این به تحلیل سکانس حرکت مورفیوس و نیو در پیاده رو پرداختیم. این سکانس از جهاتی بسیار اهمیت دارد.به خصوص آن که این سکانس قصد نمایش جهان ساختگی ماتریکس را به طور خلاصه شده دارد.در این جا به وضوح با دقت در رفتار مورفیوس و نیو تفاوت های ذاتی میان رفتار و عملکرد آنان با مردم عادی را خواهیم دید. به طور مشخص می بینیم که آنها کاملا در خلاف جهت جریان عادی مردم حرکت میکنند. هرچند این کار موجب هزینه هایی هم برای آنان می شود.از جمله بارها در همین سکانس می بینیم که به واسطه این حرکت در خلاف جهت مردم عادی با آنها برخورد پیدا میکنند یا به آنها تنه می زنند یا به واسطه تراکم تعدادشان ( نماد در اقلیت بودن حقیقت) باعث کند شدن حرکت آنها میشوند.
8و9- زیر بار کنترل نرفتن و توجه به جزییاتی که برای دیگران فاقد ارزش است :
بیدار شدگان ذاتا مانند گوسفند تحت فرمان نبودند.در شروع همین سکانس جمعیت مردم را میبینیم که در انتظار سبز شدن چراغ برای شروع حرکت در مسیری مشخص هستند. آنها بدون اجازه چراغ راهنمایی (نماد کنترل ماتریکس) اجازه حرکت به خود نمی دهند. اما بیدارشدگان در بند معیار ها و باید نباید های جامعه نبودند. از برجسته ترین سکانس های فیلم در این زمینه سکانس بازخواست شدن نیو توسط مدیرش به علت دیر حاضر شدن در سر کار است.مدیر نیو را تهدید میکند که باید طبق مقررات و عرف معمول عمل کند وگرنه مجازات می شود.در مقابل نیو چه میکند؟ به جای انکه به تهدید ها و فرامین مدیر گوش کند نگاهش را به سوی پنجره میدوزد و تمیز شدن شیشه ها توسط کارگران را نگاه میکند! چرا؟ چون ذاتا علاقه ای به کنترل شدن ندارد.چون نمی خواهد با او مانند یک گوسفند رفتار شود و گذشته از اینها چون برای او بیشتر از مزخرفاتی که مدیرش به زبان می راند ، دیدن جزییاتی اهمیت دارد که برای دیگران فاقد ارزش است واین خود دیگر ویژگی بیدار شدگان از ماتریکس است.جزییاتی همچون شفافیت شیشه ها و آشکار شدن منظره شهر در پس آن که نماد اشکاری ماهیت ماتریکس در پس شفافیت ایجاد شده است. و چه کسی می تواند متوجه این ماهیت شود؟کسی که به علت زیر بار کنترل نرفتن جهت نگاه خود را از سوی کنترل کننده یا همان مدیر به سوی شفافیت چرخانده است.یعنی نیو.اوست که اینجا می تواند حقیقت نهان در پشت شیشه های غبار گرفته را ببیند.