پیش از این از ویژگی های جهان ماتریکس و مکانیزم های آن در کنترل نوع بشر نوشتیم. گفتیم که ماتریکس با چه هدفی و چگونه به کنترل ذهن انسان می پرداخت و بشر را بصورت برده خود درآورده بود.برده ای که خود از بردگی خویش غافل است. گفتیم که چگونه میلیاردها نفر به راحتی و حتی با رضایت درونی سرنوشت و زندگی خویش را به خوابی سپرده بودند که ماتریکس کنترل کننده آن بود و چنان در این خواب فرو رفته بودند که با تمام وجود حاضر بودند خود را در آن فدا کرده و حتی به هر قیمتی مانع حرکت کسانی شوند که بر خلاف این جهت و بر خلاف فرمان ماتریکس حرکت می کنند.اما در این میان و در بین این میلیارد ها انسان به خواب رفته تعداد فوق العاده اندکی هم وجود داشتند که بر خلاف اکثریت جامعه این دنیای تحمیلی برایشان آزار دهنده بود.کسانی که احساس می کردند که در این جهانی که در پیش چشمانشان قرار دارد مشکلی هست. کسانی که هر چند شاید از آنچه در واقع بر آنان می گذرد با خبر نبودند اما حاضر به پذیرش آنچه به نام سرنوشت به آنان تحمیل می شد نیز نبودند. کسانی که جهان ساخته و پرداخته ماتریکس کوچکتر از آن چیزی بود که بتواند روح بزرگ و نا آرام آنها را در خود جای دهد و کنترل کند. و در بین همین اقلیت ناچیز بودند کسانی که حتی حاضر به قربانی کردن خود و زندگیشان می شدند تا بلکه از زندان ماتریکس و اسارت آن آزاد شوند. کسانی که بیدار می شدند...
در پست های بعدی به بررسی ویژگی ها و خصوصیات این بیدارشدگان از ماتریکس بر اساس نماد های به کار رفته در فیلم خواهیم پرداخت. ادامه ...
(‏4‏
انسان آگاهی است نه جسم...
تحلیل فیلم روح در پوسته و ارتباط آن با ماتریکس : بخش دوم
*********************

انیمیشن روح در پوسته داستانی در سال 2029 را روایت می کند.زمانی که تکنولوژی به اندازه ای پیشرفت کرده که می توان بسیاری از اعضای بدن ...انسان را با اندام مصنوعی و کارامد تر جایگزین ساخت.در این شرایط با نسل جدیدی از انسان ها روبه رو هستیم که بسیاری از اعضای حتی کلیدی بدنشان با ابزار الکترونیکی ترکیب شده .در چنین شرایطی این امکان برای بعضی به وجود می اید تا از طریق هک کردن تراشه های کار گذاشته شده در مغز افراد اقدام به هک کردن تمامی مغز آنان از جمله خاطرات یا احساسات آنها نماید و کنترل فرد را به طور کامل در دست گیرند. داستان فیلم روایتگر تعقیب معروفترین و قدرتمند ترین این هکر های مغزی توسط یک بخش ویژه در پلیس ژاپن است.
روح در پوسته به نوعی دو پیام مهم دارد.نخست اعلان خطر و هشدار درباره آینده تکنولوژی های سایبرنتیک از جمله نسل آینده انسان .یعنی انسانی که به شدت با اندام رباطی ترکیب شده و دیگر نمی توان آن را به راحتی از رباط ها تمایز بخشید. گونه ای موجود جدید یا به نوعی فرا انسان که در بالاترین سطح چرخه داروین قرار می گیرد و جایگزین انسان عادی امروزه میشود.اما پیام مهمتر و درونی تر فیلم آن است که اصلا معنی انسان و روح چیست و چه کسی یا چه چیزی را می توان انسانی زنده و دارای روح و یا هوشمند دانست؟ آیا الزاما تنها کسانی که از این کالبد جسمی استفاده می کنند باید زنده خطاب شوند؟ یا اینکه آگاهی و هشیاری یک موجود چیزی در ورای پایگاه جسمی اوست که حتی قابلیت انتقال از طرق مختلف همچون اینترنت را داراست؟ دنیایی را در نظر بگیرید که در آن می توانیم تمامی خاطرات و آگاهی و احساسات و هشیاری یک انسان را از درون مغزش برداشت کرده و بر روی یک سخت افزار مثلا یک کامپیوتر آپلود کنیم یا حتی آن را بر روی اینترنت قرار دهیم. آنگاه در مرحله جدیدی از حیات قرار خواهیم گرفت که دیگر وابسته به جسم نیست. این سطح جدید حیات تنها آگاهی است.
( ایده بالا در سالهای اخیر در تعدادی از آثار سینمایی یا تلویزیونی به کار رفته است. فیلم <> یا <> هر دو نشان دهنده سطح جدیدی از حیات هستند که در ورای کالبد جسمی و تنها به شکل اطلاعات و داده های هوشمند وجود دارند.در فیلم<< HER>> این داده های هوشمند (سیستم عاملی به نام سامانتا ) مخلوق دست برنامه نویسان است ودر <> این دانشمندی است که اطلاعات مغزی اش بر روی یک شبکه آپلود میشود . همچنین همانطور که در یکی از مطالب قبلی
اشاره شده بود در حال حاظر این ایده به طور جدی از سوی شرکت هایی مانند گوگل در حال پیگیری و کاربردی شدن می باشد :
http://www.mokashefedarmatrix.blogspot.de/2014/04/blog-post_4170.html

مجموعه سوالات بالا ما را به این سوال اساسی می رساند که ماهیت آنچه به نام روح میشناسیم چیست؟ آیا روح تنها بخشی از کالبد جسمی ماست که بعد از مرگ از آن جدا میشود یا روح ناشی از مجموعه آگاهی ها ،احساسات و هشیاری های ماست ؟ در این صورت پس از مرگ چه بر سر آن می اید؟ آیا این روح می تواند در پوسته های جدیدی قرار گیرد؟سوالی که شاید در حال حاضر از پاسخ دادن به آن عاجز باشیم.
آن چه مهم است و پیام اصلی فیلم نیز هست این است که انسان آگاهی و روح است نه جسم .هر چند این آگاهی ممکن است خودش ساخته دست انسان های دیگری باشد.
فیلم روح در پوسته به سبب مضمون عمیق و فلسفی آن مورد توجه بسیاری از بزرگان سینمای جهان از جمله واچفسکی ها قرار گرفت و جرقه اصلی ساخت ماتریکس را در ذهن آنان زد.هر چند ماتریکس از داستانی به کل متفاوت نسبت به این انیمیشن برخوردار است. متاسفانه این انیمه در ایران چندان شناخته شده نبوده و مورد توجه نیز قرار نگرفته است به گونه ای که حتی قسمت دوم و سوم این انیمه از نعمت داشتن یک زیر نویس مناسب نیز بی بهره اند !

الهامات خالقین ماتریکس از روح در پوسته :

به طور مشخص ماتریکس در چند مورد از این انیمه الهام گرفته است.نخست باران سبز اطلاعات که در سرتاسر ماتریکس آن را می بینیم این باران سبز دیتا در بخش آغازین روح در پوسته استفاده شده. دیگری کابل های متصل شده به مغز که در ماتریکس برای کنترل مغز یا ورود به به داخل ماتریکس استفاده میشد.مواردی مانند برتری طلبی هوش مصنوعی بر انسان و از کنترل خارج شدن آن و نیز پاک کردن خاطرات واقعی و جایگزین ساختن آن با خاطرات جعلی نیز مضامینی هستند که هردو فیلم به آنها پرداخته اند . اما باز هم تاکید می کنیم که فلسفه و مفاهیم اصلی سه گانه ماتریکس کاملا متفاوت و در ورای مفاهیم این انیمه و بسیار عمیق تر و پیچیده تر از آن است. روح در پوسته تنها درباره آینده علم سایبرنتیک و مرحله بعدی حیات که به صورت آگاهی و دیتا و نه الزاما بصورت جسمی در جریان خواهد بود صحبت میکند. حال آنکه ماتریکس درباره چیستی و چرایی آفرینش و زندگی بشر، ماهیت آن ، نیروهای دخیل در این فراید ، در خواب بودن بشر و زندگی او در جهانی مجازی و کنترل او توسط نیروهایی دیگر ، ماهیت جبر و اختیار،عشق ، ایمان و مفهوم ناجی آخر الزمان صحبت میکند

تعدادی از دیالوگ های قسمت اول و دوم انیمیشن روح در پوسته :
- مردم مثل عروسک ها در صحنه نمایش هستند از تولد شروع می شوند و به مرگ پایان میابند. وقتی رشته ها پاره شوند عروسک ها می افتند ...
-قبل از این که زندگی رو بشناسی مرگ رو نمیشناسی.کنفسیوس یه چیزی مثل این گفت ! افراد کمی هستن که مرگو درک میکنن.اونا به این نوع زندگی احمقانه عادت کردن.مردم حتی نمیدونن به چه دلیل (به خاطر چه مقصود یا هدفی)خواهند مرد.زندگی اونا با منتظر مرگ بودن پژمرده شده...
-سیستمی که تمام قسمتهاش به یک سمت میرن ،سیستمیه که نقص کشنده ای داره...
-چی میشه اگه یه رباط بتونه برای خودش به تنهایی یه روح مجزا درست کنه؟ اگه یه رباط بتونه این کارو انجام بده اونوقت چه چیزی انسان رو از یه رباط متمایز میکنه ؟ ادامه ...

روح در پوسته ، انیمیشنی که جرقه ساخت ماتریکس را در ذهن خالقینش زد(بخش اول)
***********************************
روح در پوسته فیلمی بود که در سال 1995 توسط - مامورو اوشی- کارگردان ژاپنی وبه صورت انیمه ساخته شد.بعد ها بر اساس آن چند سریال تل...ویزیونی ساخته شد و نیز قسمت دوم این انیمیشن در سال 1996 به نمایش درامد. مجموعه روح در پوسته داستانی عمیق درباره هوش مصنوعی ، فلسفه ذهن و خود آگاهی است .قسمت نخست زمانی که در جشواره کن به نمایش درآمد غالب منتقدان نتوانستند آن را درک کنند. با این وجود این فیلم مورد احترام تعدادی از بزرگترین کارگردانان سینمای جهان است. از جیمز کامرون گرفته تا اندی و لانا واچووسکی و استیون اسپیلبرگ، در یک دهه اخیر به انیمیشن ژاپنی روح در پوسته ادای احترام کرده‌اند.جیمز کامرون از فیلم به عنوان «یک کار خیره‌ کننده و قصه‌ای کنجکاوانه یاد کرد. . . نخستین نمونه که به سطحی از برتری ادبی رسیده است.» فیلم آواتارکامرون شباهت های معنایی با این انیمیشن دارد. استیون اسپیلبرگ یکی دیگر از طرفداران این کارتون ژاپنی است و تأثیر آن بر دو فیلم او غیرقابل انکار است. «هوش مصنوعی» که معانی ضمنی رویارویی انسان‌ها و روبات‌ها را مورد توجه قرار می‌دهد و «گزارش اقلیت» و نگاهی که او در نسبت به آینده و تکنولوژی‌های پیشرفته دارد. فیلم علمی تخیلی جایگزین‌ها با بازی بروس ویلیس هم مرتبط با معانی این اثر است. برادران واچفسکی نیز بعد از دیدن این انیمیشن تصمیم به ساخت ماتریکس گرفتند.آنها حتی یک نسخه از فیلم را به کمپانی تهیه کننده دادند و گفتند که می خواهند نمونه واقعی این انیمیشن را بسازند.هر چند در نهایت سه گانه ماتریکس با موضوعی متفاوت نسبت به این انیمیشن و با ساختاری بسیار پیچیده ترو معنا گرا تر نسبت به این انیمیشن ساخته شد. در پست بعدی درباره داستان و بعضی از مفاهیم این انیمه و نیز درباره موارد مشترک بین آن و ماتریکس صحبت خواهیم کرد
مکانیزم های کنترل در جهان ماتریکس و ویژگی های زندگی بشر در این جهان
بخش پایانی :
در دو مطلب قبلی مجموعه ای از روش ها و مکانیزم های کنترل ماتریکس بر زندگی بشر را شرح دادیم .نماد های به کار رفته هر کدام را ذکر کردیم ونحوه عملکرد آن مکانیزم را توضیح دادیم. در این بخش به توضیح آخرین و قوی ترین این مکانیزم ها خواهیم پرداخت.
قانون ( محدودیت + نظارت) :
انسان تحت کنترل ماتریکس نه تنها کوچکترین درکی نسبت به آنچه در واقعیت بر او میگذشت ... یعنی بردگی خود در جهان واقعی و استفاده سیستم از او به عنوان یک منبع انرژی نداشت بلکه خود به طرز جالبی نا دانسته به سیستم در این راه کمک میکرد و با دست خویش عاملی می شد برای اجرای مکانیزم های کنترلی ماتریکس.از آنجا که این مکانیزم ها باید برای انسان مقبول و قانع کننده می بود تا منجر به نافرمانی آنها نشود ، لذا ماتریکس انسان ها را به گونه ای هدایت کرده بود که آنها خود این مکانیزم های کنترل وبردگی را خواستار شوند ویا حتی بپرستند ! چگونه؟
از طریق دسته بندی این مکانیزم ها در واژه هایی چون قانون یا مرز . ماتریکس انسان ها را وادار میکرد تا مجموعه محدودیت هایی را که از سوی سیستم بر آنان اعمال می شد تحت نام قانون خطاب کنند.(از قوانین رسمی گرفته تا قوانین علمی). اینگونه نه تنها بشر محدودیت های خود تحت نام قانون را می پذیرفت بلکه آن را امری بدیهی تلقی میکرد. واز آنجا که اجرای قانون خود نیاز به نظارت داشت پس به بهانه اعمال قانون می توانست به نظارت بر زندگی بشر مشغول شود. نتیجه اجرای قانون برای ماتریکس کنترل هر چه بیشتر
بشر از طریق محدودیت های وضع شده در قوانین بود.
مرز ها و تبعیض ها :
ماتریکس بشر را در گروه های مختلفی دسته بندی می کرد تا از طریق این دسته بندی ها و مرزها اولا انسان ها را پیوسته با یکدیگر درگیر و مشغول سازد و در ثانی از یکپارچگی و اتحاد آنان که ممکن بود برای سیستم خطر افرین شود ، جلوگیری کند. این مرزها شامل انواع مرزهای سیاسی ، جغرافیایی، جنسی ،اعتقادی و اجتماعی بود. بشر نادان بی آنکه بداند در جهان واقعی هیچگونه مرزی و یا کشوری وجود ندارد ملیت یا نژاد یا باورخود راعامل افتخار و برتر دانستن خود نسبت به دیگری قلمداد می کرد. انسانی که ذهنش اسیر ماتریکس بود حتی حاضر بود به سبب تعلق خاطرش به این مرز های ساختگی و ذهنی ، دست به کشتن
انسان دیگری یا حتی فدا کردن خود تحت نام میهن پرستی یا برتری قومی و نژادی یا مذهبی کند.
باور به غیر ممکن بودن :
ماتریکس تصور غیر ممکن بودن انچه را که نمی خواست به ذهن بشر تزریق میکرد.چرا؟ چون بشری که غیر ممکنی برایش وجود نداشت نمی توانست تحت کنترل قرار بگیرد. ماتریکس از هرگونه تغییر می ترسید چرا که هر تغییری می توانست ماندد دومینو باعث ایجاد تغییر های دیگری شود و در نهایت تمام سیستم را از کار بیاندازد .انسانی که باور به غیر ممکن نداشت ( مانند نئو) می توانست هر زمان و در هر جا تغییراتی در سیستم ایجاد کند یا باعث بیداری و آزادی دیگران از سیستم شود .لذا ماتریکس بشر را به گونه ای تربیت می کرد که از نظرش هر چیزی در ورای قوانین به ظاهر طبیعی ناممکن قلمداد میشد. به همین علت بود که نئو در پایان قسمت اول بعد از گذاشتن گوشی تلفن بر فراز اسمان به پرواز در آمد .چون قصد داشت با این کار به انسان اسیر در ماتریکس نشان دهد که غیر ممکنی وجود ندارد تا شاید جرقه بیداری در ذهن گروهی از آنان زده شود. ادامه ...

مکانیزم های کنترل در جهان ماتریکس و ویژگی های زندگی بشر در این جهان
بخش دوم :
*************************
گفتیم که ماتریکس از مکانیزم های مختلفی برای در خواب نگه داشتن بشر استفاده میکرد.این مکانیزم ها با هدف یک دست کردن جامعه و قرار دادن آن د...ر حالتی کنترل شده و بی خطر صورت می گرفت.بر این اساس مجموعه این مکانیزم ها را می توان این چنین تشریح کرد:
1-سکس:
ماتریکس به ضعف بنیادین بشر در برابر خواسته های جسمی کاملا واقف بود.سکس ابزاری بسیار قدرتمند برای درگیر کردن ذهن بشر و به حاشیه بردن آن بود. نماد های متعددی برای نشان دادن این ابزار در فیلم موجود است. مهمانی ای که نئو پیش از بیداری به آن دعوت می شود، پارتی مروویجین و حامیانش در اپیزود سوم ، در انیمشن انیماتریکس و از همه مهتر دختر سرخ پوشی که از کنار نئو در خیابان عبور میکند.
2-پوچی بی هدفی و بی تفاوتی
وقتی هدفی در کار نباشد بیدار شدنی هم در کار نخواهد بود. هدف دار بودن هر عامل از جمله انسان در او انگیزه ایجاد میکرد. هدف انسان را به حرکت وا می داشت .این هدف ممکن بود در در جهت بیداری فرد باشد که در اینصورت خطری برای سیستم محسوب می شد.سیستم با تزریق پوچی و بی هدفی به ذهن بشر او را به عاملی ساکن ،بی خطر و فاقد هر گونه انگیزه ای برای فهم حقیقت و رهایی تبدیل می کرد.نماد بارز این مکانیزم در فیلم در سکانس حضور چند جوان در جلوی درب اتاق نئو مشهود است. به تیپ و رفتار آنان دقت کنید.لباس ها و آرایش ها کاملا شکل سکسی به خود دارند .به وضوح بی خیالی و پوچی را دررفتار آنان می بینیم.مشتری اصلی در برابر سوال فلسفی نئومشخصا به تشریح فلسفه پوچ گرایانه اش و مخدری که مصرف می کند اشاره میکند. زندگی برایشان تنها در مواد ، سکس و پارتی خلاصه شده بود.
3-مخدر
مکانیزم دیگری برای کنترل. با وابسته کردن فرد و سپس نابود کردن جسم و ذهنش ،او را به عاملی تحت کنترل و بی خطر برای سیستم تبدیل می کرد.نماد ها :حرف های مشتری نئو در باره زندگی در یک جهان دیگر با کمک مواد. و نیز سکانس مهمانی مروویجین
4- تمسخر
مکانیزمی برای منصرف کردن خواص و دگر اندیشان وآنان که سبک زندگی وطرز فکرشان شان با سبک زندگی وطرز فکراکثریت متفاوت بود.نماد ها: تمسخر نئو توسط همان گروه به علت سوال های عمیقش درباره تفاوت واقعیت و و رویا
5- روز مرگی
ماتریکس بشر را مجبور می کرد تا بخش اعظم زندگی خود را تنها به دنبال انجام امور مشخصی باشد.روز مرگی بشر را مشغول امور بیهوده می کرد و او را در وضعیتی قرار میداد که توان و وقت کافی برای تفکر درباره مسائل اصلی را نداشته باشد. نماد ها :زندگی نئو به عنوان کار مندی که هر روز باید بخش اعظم وقتش را در شرکت محل کارش صرف کند
6-رسانه ها
ماتریکس از قدرت رسانه ها برای شکل دهی به اذهان بشر استفاده میکرد.. از این طریق طرز فکر مطلوب خود را به ذهن او تزریق میکرد. نماد واضح آن در فیلم سکانسی است که نئو در جلوی کامپیوترش خوابیده و مانیتور در حال نشان دادن اخبار سایت های خبری از اوضاع جهان است.
7- مجازات و تهدید + پلیس و ابزار های نظامی
سیستم برای جلوگیری از نا فرمانی می بایسست مکانیزم مجازات را ایجاد میکرد تا اولا بشر را از ترس آن رام و کنترل کند و در ثانی با مجازات متخلفین و نا فرمانان راه را بر ادامه نافرمانی انان و از کنترل خارج شدن ماتریکس بگیرد.از کارا ترین ابزار های مربوطه دستگاه های پلیسی و نظامی بودند. این ابزار ها بواسطه قدرت ساختاریشان ناهنجاری های درون سیستم را از بین می بردند.این مکانیزم خود به دو شیوه عمل میکرد نخست از طریق ایجاد حس ترس در افراد نسبت به برخورد و مجازات . ودوم از طریق انجام برخورد ومجازات .نماد بارز آن در ماتریکس در سکانس حرکت نئو و مورفیوس در پیاده رو دیده می شود.آنجا که پلیسی با سلاحی به کمر وبا برگه جریمه که نماد مجازات است با اقتدار و برای ایجاد ترس به نئو می نگرد. و نیز در سکانسی که مدیر شرکت محل کار نئو او را به سبب نا هنجاری در سیستم شرکت ، به اخراج تهدید میکند

8- عوام الناس
ماتریکس از طریق مجموعه مکانیزم های بالا بشر را یک دست و هماهنگ و یک پارچه می کرد.این جمعیت یک دست از عوام که توسط ماتریکس در یک جهت خاص و به سوی یک هدف مشخص به حرکت در می امدند خواسته و نا خواسته و دانسته و نداسته مانع حرکت اقلیتی می شدند که خلاف مسیر حرکت آنان حرکت میکند.نماد آن را در فیلم در سکانس حرکت نئو و مورفیوس در کنارهم در پیاده رو می توان دید.
9- تکرار
ماتریکس سیستمی بود حلقوی. دایره ای بسته بدون راه گریز.بنابر این به شدت به تکرار وابسته بود. هر چیزی در ماتریکس محکوم به تکرار بود.از اتفاقات و وقایع گرفته تا شخصیت ها. نماد ها : در سکانس حرکت نئو و مورفیوس باهم به افراد حاضر در جمعیت دقت کنید.بزودی متوجه می شوید که برخی از چهره ها دوبار از جلوی چشمان شما می گذرند.خالقین فیلم برای ساخت این سکانس از تعداد زیادی افراد دوقلو استفاده کرده بودن تا تکراری بودن شخصیت ها را در جهان ماتریکس به نمایش بکشند !!
10- مامورین
عوامل پشت پرده.دارای قدرت های ماورای محدوده طبیعی ماتریکس. مامور ها برنامه هایی بودند برای زمانی که وقتی هیچ یک از مکانیزم های بالا پاسخ نداد و فرد یا افرادی بنا به هر دلیل اقدام به نافرمانی کردند یا از سیستم رها شدند، مانع آنها بشوند.انها کنترل تمام قدرت های پشت پرده جهان به ظاهر واقعی را در دست داشتند. هدف اصلی آنان جلوگیری از نفوذ عوامل بیدار شده (اهالی زایان) به درون ماتریکس و بیدار کردن سایر بردگان بود
**************************************
اما این میان درصدی بسیار اندک وجود داشتند که در برابر دنیای کنونی و شرایط تحمیلی جهان ماتریکس نگرشی دیگر و سبکی دیگر در زندگی اتخاذ می کردند. نمونه های این اقلیت ناچیز را در درجه اول در زندگی نئو در زمان قبل از بیداری از ماتریکس می توان دید. دو نمونه مشخص دیگرشخصیت کید(بچه) و شخصیت دونده بود که هردو در انیمیشن انیماتریکس معرفی شدند.(کاراکتر بچه در قسمت های دوم و سوم فیلم نیز حضور داشت). درآینده بیشتر توضیح خواهیم داد
مکانیزم های کنترل در جهان ماتریکس و ویژگی های زندگی بشر در این جهان
بخش اول :
ماتریکس انسان را بدون هرگونه مقاومت می خواست.انسان باید به شکل عمیقی در خواب به سر می برد تا سیستم بتواند در جهان واقعی انرژی خودش را از کالبد او تهیه کند.بنابر...این برای سیستم مهمترین اصل کنترل بود.کنترل با هدف جلوگیری از بیداری و یا نافرمانی. هرگونه نافرمانی یا بیداری هر انسان تنها به معنی از دست رفتن یک منبع انرژی نبود.بلکه به معنای احتمال تسری این بیداری یا نا هنجاری به سایر بخش ها و بیداری سایر انسان ها و در نهایت نابودی تمام دنیای ماتریکس بود. مهمترین کار از جانب سیستم ماتریکس برای کنترل ودر خواب نگه داشتن بشر، مشغول کردن او به امور بیهوده بود.بشری که از صبح تا شب مانند گله ای حیوان بارکش ، تنها به رفع نیاز های اولیه خود مشغول باشد تا مجالی برای سوال های اصلی و در نتیجه این سوالها ، بیداری ، نداشته باشند.سیستم به گونه ای برنامه ریزی کرده بود که بخش اعظم نسل بشر را درگیر رفع نیاز های اولیه همچون خوراک و پوشاک یا سکس کند.هرگاه انسانی بخواهد در این جهان به گونه دیگری زیست کند مثلا سکس و پول و غذا و ... برایش در اولویت نباشد یا حتی ناخواسته اقدام به نافرمانی کند از سوی سیستم تحت انواع فشار ها قرار میگیرد. چرا که چنین فردی احتمال بیشتری دارد که بیدار و از ماتریکس آزاد شود.گاهی مسخره می شود مانند جایی که نئو به خاطر درونگرایی و در جمع نبودن مورد تمسخر قرار میگیرد ، گاهی تهدید می شود مانند زمانی که نئو توسط مدیر شرکتش مواخذه می گردد وگاهی کار به ابزار های دیگر مانند پلیس و دستگیری می انجامد. به سکانس خواب ماندن نئو وبعد تنبیه و مواخذه او در شرکت محل کارش دقت کنید. جایی که او ماندد میلیارد ها انسان دیگر می بایست هر روز در ساعت مشخصی به محل کار رود، کارمشخصی را هر روز انجام دهد ، به منزل برگردد و مانند سایر انسانها عادی زندگی کند. او کاری بر خلاف نظم جاری سیستم انجام داده است (دیردر محل کار حاضر شده) و از انجا که سیستم تحمل بی نظمی را ندارد به او هشدار می دهد.این هشدار توسط رئیس شرکت صورت میگیرد.رئیس شرکت بی انکه خود بداند در جهان واقعی تحت کنترل سیستم است و در نتیجه کاری را انجام میدهد که سیستم به او فرمان میدهد.همانطور که خودش هم توسط بخش های دیگری کنترل می شود.سکانس مواخذه نئو در شرکت نمادی از زندگی غالب نسل بشر است.
مکانیزم های کنترل در جهان ماتریکس و ویژگی های زندگی بشر در این جهان
بخش اول :
ماتریکس انسان را بدون هرگونه مقاومت می خواست.انسان باید به شکل عمیقی در خواب به سر می برد تا سیستم بتواند در جهان واقعی انرژی خودش را از کالبد او تهیه کند.بنابر...این برای سیستم مهمترین اصل کنترل بود.کنترل با هدف جلوگیری از بیداری و یا نافرمانی. هرگونه نافرمانی یا بیداری هر انسان تنها به معنی از دست رفتن یک منبع انرژی نبود.بلکه به معنای احتمال تسری این بیداری یا نا هنجاری به سایر بخش ها و بیداری سایر انسان ها و در نهایت نابودی تمام دنیای ماتریکس بود. مهمترین کار از جانب سیستم ماتریکس برای کنترل ودر خواب نگه داشتن بشر، مشغول کردن او به امور بیهوده بود.بشری که از صبح تا شب مانند گله ای حیوان بارکش ، تنها به رفع نیاز های اولیه خود مشغول باشد تا مجالی برای سوال های اصلی و در نتیجه این سوالها ، بیداری ، نداشته باشند.سیستم به گونه ای برنامه ریزی کرده بود که بخش اعظم نسل بشر را درگیر رفع نیاز های اولیه همچون خوراک و پوشاک یا سکس کند.هرگاه انسانی بخواهد در این جهان به گونه دیگری زیست کند مثلا سکس و پول و غذا و ... برایش در اولویت نباشد یا حتی ناخواسته اقدام به نافرمانی کند از سوی سیستم تحت انواع فشار ها قرار میگیرد. چرا که چنین فردی احتمال بیشتری دارد که بیدار و از ماتریکس آزاد شود.گاهی مسخره می شود مانند جایی که نئو به خاطر درونگرایی و در جمع نبودن مورد تمسخر قرار میگیرد ، گاهی تهدید می شود مانند زمانی که نئو توسط مدیر شرکتش مواخذه می گردد وگاهی کار به ابزار های دیگر مانند پلیس و دستگیری می انجامد. به سکانس خواب ماندن نئو وبعد تنبیه و مواخذه او در شرکت محل کارش دقت کنید. جایی که او ماندد میلیارد ها انسان دیگر می بایست هر روز در ساعت مشخصی به محل کار رود، کارمشخصی را هر روز انجام دهد ، به منزل برگردد و مانند سایر انسانها عادی زندگی کند. او کاری بر خلاف نظم جاری سیستم انجام داده است (دیردر محل کار حاضر شده) و از انجا که سیستم تحمل بی نظمی را ندارد به او هشدار می دهد.این هشدار توسط رئیس شرکت صورت میگیرد.رئیس شرکت بی انکه خود بداند در جهان واقعی تحت کنترل سیستم است و در نتیجه کاری را انجام میدهد که سیستم به او فرمان میدهد.همانطور که خودش هم توسط بخش های دیگری کنترل می شود.سکانس مواخذه نئو در شرکت نمادی از زندگی غالب نسل بشر است.