مهربابا...
🔵 خدا و فرد (۲)
🔸 هستیِ ظاهریِ محدود
شما نامحدود هستید. شما در حقيقت همه جا هستيد. اما فكر می كنيد كه بدن خویش هستيد و لذا خود را محدود می دانيد. اگر فكر می كنيد كه شما اين بدنی هستيد كه اينجا نشسته، هســتی حقيقی خود را نشناخته ايد. اگر به درون خود بنگريد و هســتی حقيقـی روح خــود را تجــربه كـنـيد؛ آنگاه در می یابید كه نامحدود و مــاوراي کل خلـقـت هستید. اما شـمـا خود را با بدنتان یکی می دانید. اين شناسایی نادرست به خاطر جهلی است که به وسیله ی ذهن مؤثر شده است. انسان معمولی فكـر می كند كه بدن جسمانی خودش است. فردی كه از لحاظ روحانی پيشرفته است فكر می كند كه بدن لطيــف است. کسی که از لحاظ روحانی پیشرفته تر است فكر می كند كه بدن ذهنی است. اما در هيچ يك از اينها روح دانشی مستقيم از خويشتن ندارد. در همه اينها فكر خالصی وجود ندارد كه با اوهام آمیخته نشده باشد. روح به صورت روح، نامحدود و از ذهن و بدن به دور است، ولی به خاطر جهل تحت تأثير ذهن واقع شده، متفـكری می شود كه گاهی خود را به صورت بدن و زمانی به صورت ذهن می شناسد. از ديدگاه محدودِ شخصی كه به عرصه ی فراسوی مايا دست نيافته است، افراد بيشماری وجود دارند. به نظر می آيد که تعداد افراد برابر با تعداد ذهنها و بدنهاست: اما در واقع تنها يك روح كل وجود دارد، اما فرد فكر می كند كه با ديگر افراد تفاوت دارد. يك روح واحد است كه پشت ذهنهای افرادِ ظاهرا متفاوت وجـود دارد و توسط آنها تجارب گوناگون عالم دوگانه را تجربه می کند. هستی يكتایی كه در همگان هست، خود را به صورت یکی از همگان تجربه می كند. اين به خاطر پندار يا فكر نادرست است.
❤️اوتار مهربابا❤️
📕 مقالات مهربابا
🔄 برگردان: مهدی غفاری
@Roohe_bartar